قوانین کپی رایت در عکاسی
اکتبر 30, 2017
حراج خیریه آثار هنری در تهران
نوامبر 16, 2017

امروز “عکاسی” هنر نیست!

گفتگوی روزنامه همبستگی با « فریبرز میرکبیری » عکاس برندينگ و مد
امروز « عکاسی » هنر نیست

فریبرز میرکبیری دارای مدرک عكاسي از “آی ای دی” میلان و همچنين عكاسي ديجيتال از “دانشگاه هاروارد” است، او به عنوان عكاس و همچنين مشاور با برندهايي متفاوتي چون « ریناشنته » ايتاليا « چرروتی » ایتاليا، « بورژوا »، مجموعه حس خوب زندگي و … همكاري داشته و همچنين به عنوان مدرس و سخنران در « اولین کنفرانس عکاسی فشن و مُد در ایران »، سمت مشاور هنری و سخنران در نهمین کنفرانس بین المللی برند، برگزاري اولين كارگاه آموزشي عكاسي مواد غذائي در كنار استاد ايتاليايي به نام مائوريتزيو لودي حضور داشته است.،
با فریبرز میرکبیری گفتگویی کوتاه داشته ایم که با هم می خوانیم:

*این روزها همه با داشتن موبایل و دوربین همراه آن عکاس شده اند، موافقید؟

در دوره ای قرار داریم که بیشترین تعداد عکس کل تاریخ در آن گرفته می شود و بیشترین استفاده از عکس را در شبکه های اجتماعی، روزنامه ها، مجله ها، سایتها و بیلبوردهای تبلیغاتی داریم اما بسياري از عکاس های دنیا متفق القول این دوره را دوره « مرگ عکاسی » نام می برند، دلیلش این است که با وجود شبكه هاي اجتماعي استفاده از عکس بسيار زیاد شده و با وجود داشتن اسمارت فون ها، عکاسی وقتی آنالوگ بود کار بسیار دشواری بود که الان خیلی راحت شده و در دسترس همه قرار گرفته و هرکدام از مردم قادر به عکس گرفتن هستند، شاید می شد زمانی از عکاسی به عنوان یک هنر اسم برد اما امروز عکاسی هنر نیست مگر در شرايط خاص. امروزه عکاسی تبدیل شده به یک ابزار برای ارائه کردن یک محصول، حالا این محصول می تواند یک محصول واقعی باشد، یک شخص باشد و یا یک اتفاق، همه دنبال این هستند که در این شبکه های اجتماعی یک محصول را ارائه کنند و این محصول لزوما می تواند برای فروش هم نباشد.

*چه مقدار از عکاسی شامل دانش و آگاهی و چقدر مهارتهای فردی می شود؟

سوال خیلی سختی است! در دوره انفجار اطلاعات قرار داريم، كه چنین دنیایی متاسفانه قشر عکاس جزو معدود قشرهایی هستند که حداقل در ایران خیلی دارند « درجا » می زنند و دارند همان کارهایی را که در دهه قبل می کردند تکرار می کنند، این شاید یک مقدار تنبلی عکاس های دوره ما را نشان می دهد چون در چنین دورانی مسلما من عکاس هم باید تلاش کنم که روز به روز سلیقه ام را بر مبنای اتفاق هایی که در دنیای اطرافم می افتد تغییر دهم، باید این دنیا را خوب بشناسم و این اتفاقات را خوب رصد کنم تا بتوانم به مشتری آن اتفاقات را پیشنهاد کنم، این موردی است که در ایران خیلی کم اتفاق می افتد و دلیلش هم این است که خیلی از عکاس های ما عکاس های سنتی هستند و عکاسی را انتخاب کرده اند چون به نظرشان کار آسانی آمده و فکر می کردند عکاسی کردن یعنی اینکه پشت دوربین قرار بگیرند و شاتر دوربین را فشار دهند.

*خلق یک لحظه ی خوب ویژگی های مکانی و زمانی می خواهد؟

می شود گفت هم شرایط زمانی و مکانی خوبی را می خواد و هم نمی خواهد! می خواهد از این جهت که وقتی که من خودم صحنه سازی کنم مسلما خلاقیت من است که در ساختن آن لحظه تاثیر می گذارد و من هستم که قبل از اینکه آن صحنه عکاسی شود باید آن تصویر را در ذهن خودم ساخته باشم و بدانم چه عکسی محصول و خروجی من می شود و به همین دلیل می توانم بهتر روی آن اشراف داشته باشم و اتفاقم را در آن مکان پیش بینی کنم، می تواند نباشد چون خیلی از مواقع اتفاق می افتد که شما یک ماجرا را ترسیم و پیش بینی نکرده باشید ولی اتفاق می افتد و لحظه ای را شکار می کنید و عکسی را ثبت می کنید که شاید عکس جذاب و زیبای و خیلی موثر و تاثیر گذار در بیننده باشد.

*مدتی قبل تعدادی از عکس هایتان « سرقت » شد؟

بله متاسفانه چند وقت پیش تعدادی از عکسهای من بدون اجازه من توسط شهرداری تهران و آژانس عکس تهران در خانه هنرمندان ایران « جایی که آدم انتظار دارد آنجا احترام هنرمندان وجب باشد » یک نمایشگاه گروهی با تعدادی از عکس های من برگزار شد بدون اینکه من در جریان آن باشم، اتفاق ناخوشایندی بود که خیلی باعث دلخوری من شد و الان هم وکیل من در حال پیگری است و دادگاه آن همين هفته است و انشاالله بشه به نتیجه مثبتي برسد و امیدوارم اینگونه اتفاق ها دیگر پیش نیاید چون متاسفانه استفاده غیرقانونی از عکس و تصویر در ایران خیلی زیاد است.

*چه باید کرد که این اتفاقات دیگر تکرار نشود؟

شاید تنها راه حمایت عکاس ها و هنرمندان از همدیگر باشد، متاسفانه در این جریان من حمایت خیلی چنداني از جامعه هنرمندان ایران ندیدم، با وجود اینکه این خبر رسانه ای شد و خیلی از روزنامه ها و رسانه ها همراهی کردند اما آن اتفاق و حمایتی که باید از جانب هنرمندان می شد پيش نيامد و این باعث تاسف است، امیدوارم ما هنرمندان این مسائل را فقط به صورت شخصی نبینیم کما اینکه خود من پيش از اين اتفاق يعني چهار سال پیش در اولین سمینار عکاسی فشن و در حضور بسياري از روسای انجمن عکاسان شهرهاي مختلف ايران درباره كپي رايت صحبت و به آن اشاره کردم ، امیدوار بودم و امیدوار هستم که یک زمانی حساسیت های ما به عنوان هنرمند و عکاس اینقدر زیاد باشد که به جای اینکه همدیگر را به چشم رقیب نگاه کنیم با هم همراه باشيم زيرا کنار هم بودن ما باعث می شود که اتفاقات خوب و مثبتی را در زمینه هنری و عکاسی در ایران به وجود آوریم.

نویسنده: فریبرز میرکبیری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *