چگونه یک عکس را ببینیم و تفسیر کنیم؟
بهمن 16, 1396
عکاسی مد (مدلینگ) و فشن چیست؟
شهریور 3, 1397

چگونه در عکاسی مواد غذائی حرفه ای شویم؟

عکاسی مواد غذایی صحیح کار دشواری است و نیازمند تمرین زیاد، احتمالا تنها دلیل اینکه تعداد محدودی از عکاسان نیز موفق به کسب درآمد از این طریق میشوند همین مورد است. امروزه با توجه به کیفیت بالای دوربین های عکاسی و بدون اهمیت به میزان تسلط شما در عکاسی، حتی با موبایل خود نیز میتوانید عکس های مواد غذایی با کیفیت بگیرید.

مطمئنا، دوربین های حرفه ای و لنزهای مختلف (اگر بدانید که چگونه از آنها استفاده کنید) می توانند گرفتن یک عکس مواد غذایی خوب را آسان تر کنند، اما وجود آنها به هیچ وجه برای این فرآیند ضروری نیست.

 

 

عکاس: فریبرز میرکبیری

 

فقط نگاهی به عکس های جذابی که هر روز در اینستاگرام آپدیت میشوند بکنید. نکته ای که عکس های خوب مجلات را ازدیگر عکسها جدا میکند مسلما یک دوربین عکاسی شیک و تجهیزات گران قیمت نیست. تنها نکته درک درست ترکیب بندی برای رسیدن به یک عکس خوب و توانایی و اعتماد به نفس شما در خلق ایده شماست.

یک عکس مواد غذایی عالی اصلا بر شانس تکیه ندارد، شما ممکن است ندانید که چرا یک عکس خاص است و یا چطور گرفته شده است، اما واقعیت این است که بعضی از اصول  عکاسی دست به دست هم داده اند تا این اتفاق بیفتد و نتیجه جذابی به وجود بیاورد. بدون توجه به اینکه شما از یک دوربین دیجیتال ساده یا دوربین حرفه ای دی اس ال آر، یا یک دوربین کامپکت ساده و یا حتی گوشی آیفون خود برای عکاسی استفاده میکنید، جزئیاتی مثل ترکیب بندی، نور پردازی، چیدمان، خلاقیت و … است که عکس شما را متفاوت میکند.

   حتما عجله دارید و میخواهید زودتر عکاس شوید؟ اما تعدادی اصول پایه و سالها تمرین مابین شما و رسیدن به نتیجه ایده آل عکاسی مواد غذایی وجود دارد که در زیر میتوانید این فهرست را مرور کنید و یا از روی برخی از آنها بپرید و کار خود را شروع کنید.

 

1.     نورپردازی

2.     ترکیب بندی

3.     مدل

4.     تجهیزات

5.     خلاصه ی تنظیمات دستی

6.     سرعت شاتر

7.     دیافراگم

8.     ایزو

9.     تنظیم سفیدی

10.   کار کردن با نرم افزار ها (پست پروسسینگ)

 

چه المان هایی یک عکس مواد غذایی را تبدیل به عکسی خوب می کند؟

اولین و مهم ترین نکته این است که یک عکس مواد غذایی خوب باید بتواند خوشمزه بودن ولذت طعم آن را به بیننده منتقل کند. رنگ و بافت یک غذا باید در مرکز توجه قرار گیرند، نه اینکه از ارزششان کاسته و یا پنهان شوند. این به معنای اجتناب از گرفتن عکس های تار، زوایای نازیبا و استفاده از نمونه های رایج موجود در بازار است. اگر هنگام ویرایش عکس ها دهانتان آب نیفتد، یک جای کارتان می لنگد. این تمام چیزی که برای ارتقا سطح عکاسی از غذا به آن نیاز دارید.

 

عکاس: مائوریتزیو لودی

 

نور طبیعی همیشه عالی است.

نورخوب یکی از مهمترین المان ها برای یک عکس خوب است، و بهترین نور، نور غیر مستقیم روز است – یک نقطه سایه در روزی آفتابی، بهشت موعود شرایط نور طبیعی است. این نوع نور به غذای شما روشنی و حتی درخشش می دهد، و رنگ ها را برخلاف حالت رایج نور در محیط های بسته، سایه دار و مصنوعی نمی کند.

 

 

در عکس سمت چپ، با توجه به نور مستقیم خورشید جزئیات موجود در سوژه از بین رفته است.بر عکس در تصویر سمت راست، یک تصویر متعادل میبینید که حاصل استفاده از نور غیر مستقیم خورشید است. اما هنگامی که پای نور طبیعی در میان باشد، ممکن است وسوسه شوید که غذای خود را زیر نور وسوسه انگیز آفتابی زیبا و روشن قرار دهید.اما این کار را نکنید. نور مستقیم خورشید سخت و تند است، سایه های تاریک ایجاد می کند و رنگ سفید و رنگ های روشن را به حدی روشن می کند که هر گونه بافت و شکل ظاهری سوژه شما را از بین میبرد. نگران نباشید در هنگام استفاده از نرم افزار ها که کمی بعد به آن خواهیم پرداخت، معمولا بدون هیچ عواقب منفی می توانید روشنایی بیشتری به یک عکس اضافه کنید، این در صورتی است که با حذف روشنایی، عکس بی جان و ضعیف خواهد شد.

نکته بعدی که باید به آن اشاره کنیم این است که مشابه همین قانون نیز برای استفاده از فلش در هنگام عکاسی وجود دارد. از فلش با نور مستقیم استفاده نکنید. هرگز هرگز هرگز ! مهم نیست که روشنایی چقدر ضعیف باشد. عکس هایی که با فلش از غذا گرفته می شوند، انعکاس هایی زننده و تصنعی به وجود میاورند، و ارزش عکس شما را لز بین میبرند.

 

 

نکته ی اخلاقی این داستان چیست؟ اگر شما در فضای بسته عکاسی می کنید، بهترین شرایط نوری در طول روز و در کنار پنجره، و همچنین خارج از محدوده ی نور مستقیم است. این امر میتواند به راحتی در رستوران ها نیز اتفاق بیفتد، در خانه تان ممکن است لوکیشن عکاسی در اتاقی بجز آشپزخانه باشد. توجه به کیفیت نور در اتاق های مختلف در طول روز برای تنظیم عکاسی می تواند بسیار مفید باشد. اما اگر خانه شما عمدتا نور مستقیم دارد، ناامید نشوید. شما می توانید نور غیر مستقیم خود را با آویختن یک ورقه سفید بر روی پنجره ایجاد کنید. با این کار نور را بدون افزودن هر گونه رنگ اضافی که بر اثر استفاده از پرده های رنگارنگ پیش میاید، می توانید استفاده کنید.

هنگامی که بهترین لوکیشن را برای نور خود پیدا کردید، وقت آن است که در باره محل قرار گرفتن غذای خود نسبت به منبع نور فکر کنید.

 

 

در حالت ایده آل، نور باید ظرف غذا را با زاویه کمی، مثل گزینه های B و C در شکل بالا، روشن کند. اگر نور به طور مستقیم از پشت شما بتابد، باعث ایجاد یک سایه ی ناخوشایند و سنگین بر روی مواد غذایی شما خواهد شد.

راه دیگر این است که از نور پشت استفاده کنید (راه اول)، که نتیجه آن عکسی مناسب راحت و بدون دردسر خواهد بود. در این گونه موارد، نور باید از بالا و پشت غذا، شاید حتی کمی متمایل به یک طرف باشد. اما فهمیدن اینکه نور در کجا با غذای شما برخورد می کند، ارتباط مستقیمی با زاویه دید عکاسی شما دارد.

 

یک ترکیب بندی جذاب و قابل توجه

ترکیب بندی یک اصطلاح کلی برای نشان دادن روش چیدمان اشیا در عکس شماست. در عکسی که ترکیب بندی خوبی دارد، بلافاصله می توانید بفهمید که موضوع اصلی چیست، فارغ ازینکه یک شخص، یک ورق کاغذ، یا فقط یک تکه پسته روی بستنی باشد. به عبارت دیگر، در یک عکس خوب ترکیب بندی در درجه ی دوم اهمیت و بعد از نورپردازی قرار میگیرد.

 

عکاس: مائوریتزیو لودی

 

یکی از ابزارهای مفید در ترکیب بندی، مخصوصا زمانی که تازه شروع به عکاسی می کنید، قانون یک سوم است. این یک ترکیب بندی ساده اما مفید است، هر چند ما عکاسها دوست داریم به آن بیشتر به عنوان یک پیشنهاد نگاه کنیم تا یک قانون واقعی برای ترکیب بندی.

اما ببینیم این قانون چگونه است: تصور کنید قاب شما به یک شبکه نه بخشی (مثل سودوکو) تقسیم شده است. قانون یک سوم می گوید که سوژه اصلی شما – یک برگ، یک تکه کیک، یک زیتون – باید در فضای یک سوم و یا در محل تقاطع خطوط آنها قرار گیرد، بدین شکل:

 

 

مطمئن باشید، دنبال کردن این دستورالعمل کلی منجر به ایجاد تصاویری خواهد شد که  جذاب تر و زیباتر هستند. چشمان ما به طور طبیعی، مجذوب نقاط متقاطع میشود و تناسب را دوست دارد، به همین دلیل است که این اصل را در همه زمینه ها ازجمله فیلم ها و عکس ها و نقاشی ها و طرح های گرافیکی، خواهید دید.

جابجایی سوژه اصلی به مرکز فریم عکس، چشم را گرفته و باعث میشود نتواند حرکت یا ارتباط خوبی با دیگر فضاهای موجود در کادر عکس انجام دهد.

 

وقتی قانون یک سوم نادیده گرفته شود، چه اتفاقی می افتد؟

نشان دادن سوژه اصلی برای قرار دادن عکس در شبکه های اجتماعی اغلب آسان است، اما در برخی مواقع ممکن است نیاز به دیده شدن قسمت های دیگری از سوژه جهت برجسته کردن عکس باشد – برای مثال یک تکه از پنیر در حال ذوب شدن به جای نشان دادن کامل یک ساندویچ پنیر – در این شرایط مسلما نساز به دیدن قسمت خاصی از تصویر است.

هنگام تصمیم گیری در مورد نحوه قرار دادن دوربین، بهترین خصوصیات مواد غذایی را که در حال عکس گرفتن می بینید، در نظر بگیرید.

چیدمان غذای شما فقط یک عنصر از ترکیب بندی خوب است، هم چنین باید تصمیم بگیرید که کدام زاویه برای سوژه ی شما مناسب ترین است. برای یک پیتزای صاف و گرد، معمولا یک عکس خوب مستقیم از بالا عکس خوبی خواهد بود، در حالی که یک ضرف بلند بستنی، با یک زاویه ی 45 درجه می توان روی حالت سه بعدی گلوله های بستنی تمرکز کند و جذاب تر باشد. یا مثلا برای یک همبرگر با دورچین های آن، احتمالا بهترین زاویه دید همسطح با آن و دیدن آن در حالت مستقیم و بدون قرار دادن آن در پرسپکتیو میباشد، پس دوربین خود را تا حد امکان در نزدیکی میز پایین بیاورید. مطمئن شوید که در پس زمینه چیزی مانند یک دیوار یا یک تابلو و کلا موارد ناخواسته که اکثرا در آشپزخانه ها وجود دارد نداشته باشید و فراموش نکنید که احتمالا حتی غذا هم از شما می خواهد که طرف خوبش را در عکس ثبت کنید. یک سمت همبرگر احتمالا بیشتر از طرف دیگر آن اشتها آور است. بهترین راه برای یادگیری عکاسی مواد غذایی این است که تا زمانی که احساستان تمایل به کار کردن و عکاسی دارد، به عکس گرفتن ادامه دهید.

 

عکاس: فریبرز میرکبیری، مائوریتزیو لودی ورکشاپ عکاسی مواد غذایی سالن همایش های صدا و سیما سال 1394

 

زاویه ی نا مناسب و کج دوربین بدون هیچ دلیل درست و منطقی، به جای زیباتر کردن عکس، آن را بی معنی و بی اثر میکند. این یکی از اصلی ترین مواردی است که از شما می خواهم جدا از آن اجتناب کنید. بعضی از عکاسان متاسفانه فکر می کنند که چرخش دوربین در جهت عقربه های ساعت یا خلاف عقربه های ساعت، ترکیب جالب تری ایجاد می کند، اما این حرکات فقط چشم بیننده را گیج می کند و باعث می شود که تصویر شما بیشتر شبیه یک بشقاب پرنده به نظر برسد که در هوا معلق است. به زاویه دوربین خود بسیار دقت کنید، و اگر خطوط قوی در کادر شما وجود دارد، سعی کنید آنها را به اندازه ای که ممکن است، مستقیم نگه دارید و هرگز خط افق را فراموش نکنید.

 

 

قبل از عکاسی کردن از خود سوال کنید بیننده قرار است با چه چیزی در تصویر شما ارتباط برقرار کند؟ آشفتگی های بیهوده و اضافه کردن نادرست اشیاء میتواند به جای احساس نزدیکی بیننده باعث دوری و عدم جذابیت شود.

در مرحله آخر، تصمیم بگیرید که عکس خود را از زاویه نزدیگ میخواهید و یا زاویه بازتر؟ آیا عکس شما با یک نمای کلی از غذا و تعدادی تکست همراه میشود یا بهتر است که تمرکز بر بخش خاصی از سوژه باشد؟ گاهی اوقات یک جزء بخصوص از غذا، از کل غذا جذاب تر است. زاویه دید از نزدیک یک کوفته ی کوچک، می تواند وسوسه انگیزتر از دیدن کل ظرف آن در یک عکس باشد. هم چنین، یا بر عکس دیدن یک نمای باز از یک میز پر از پنیرهای مختلف، می تواندبسیار جذاب تر از دیدن یک تکه پنیر باشد.

 

عکاس: مائوریتزیو لودی

 

طراحی هوشمندانه

بعد از عبور کردن از اصول اولیه عکاسی، کم کم وقت تفریح میرسد. عکاسی کردن یکی از مشاغل/سرگرمی هایی است که اگر به آن علاقه نداشته باشید وقت خود را هدر میدهید و مسلما نتیجه خوبی از آن نخواهید گرفت پس به شما توصیه میکنم که اگر واقعا عاشق این کار نیستید آنرا رها کنید زیرا احتمالا در آن موفق نمیشوید. با یک طراحی مناسب و داشتن یک سناریوی قوی می توانید عکس هایتان را به درجه بالاتری ارتقا دهید. این یعنی باید حتی در روزمره خود نیز دنبال ایده های جذاب باشید که بتوانید در آینده از آنها استفاده کنید. همیشه سعی کنید چند حقه کوچک برای غذاهای نه چندان دلچسب (سوپ های دارای تکه های قلمبه سبزیجات، ساندویچ های نامرتب و اعصاب خورد کن و یا بستنی هایی که به سرعت آب میشوند!) در آستین داشته باشید.

 

عکاس: فریبرز میرکبیری به سفارش شرکت سن ایچ

 

1.     ظرف مورد استفاده در عکاسی مواد غذایی را با دقت بسیار و بر اساس سناریوی خود انتخاب کنید: بشقاب های مربع و مستطیل معمولا نسبت به بشقاب های گرد برای عکاسی سخت تر هستند. در عکس آنها معمولا به حالت ذوزنقه ای شبیه و در نتیجه متزلزل به نظر میرسند، مخصوصا قرار دادن آنها در سطح زاویه چشم چنین حالتی را تشدید میکند. نکته دیگر که میتواند کار شما را آسانتر کند استفاده از یک بشقاب سالاد به جای یک بشقاب غذاخوریست، زیرا فضای بیشتر بشقاب به شما امکان این را میدهد که راحت تر بتوانید با المان های مختلف که در بشقاب اضافه میشوند بازی کرده و راحت تر به ترکیب بندی ایده آل خود برسید بدون اینکه نگران پر شدن ناخواسته ای کل فضا باشید این نکته هم چنین باعث برجسته تر شدن غذا نیز میشود. استفاده از رنگ های روشن در کنار سوژه اصلی می تواند یک راه عالی برای اضافه کردن کمی روح به ظروف ساده باشد، اما دقت کنید که انتخاب ظرف شما به گونه ای باشد که کل توجه بیننده را معطوف بشقاب نکند و باعث منحرف شدن چشم نشود.

2.     ابعاد و شخصیت عکس را با اضافه کردن لوازم جانبی تکمیل کنید: دستمال ، ظروف شیشه ای، قاشق و چنگال و سایر موارد دیگر می توانند ترکیب بندی را پر کنند و تصاویر شما را جذاب تر کنند. مطمئن شوید که رنگ ها با هم هماهنگ باشند، یک نگاه اجمالی سریع به پالت های رنگی مشابه میتواند به شما حس بهتری درباره انتخاب و استفاده از رنگ های مکمل بدهد (رنگ های که در پالت های رنگ کاملا در خلاف جهت هم قرار میگیرند، اکثرا در کنار هم زیبا تر به نظر می رسند). هنگام استفاده از ظروف، اجازه ندهید استفاده ی زیاد از ابزار و وسایل توجه را از اصل غذا منحرف کند، غذا باید ستاره ی اصلی در عکاسی مواد غذایی باشد.

3.     ظرف را تزیین کنید: آیا آن کاسه ی قلمبه ی قهوه ای رنگ هیچ ترکیب خوبی را برایتان به وجود نمیاورد؟ شاید اضافه کردن یک المان سبز رنگ مثل یک تکه گیاه باعث ایجاد تغییر شود. در اکثر مواقع افزودن گیاه و ادویه و چاشنی می تواند راه بسیار خوبی برای تزیین بهتر یک ظرف غذا باشد، حتی در هنگام استفاده از زشت ترین ظروف هم راجع به اینکه چه رنگ هایی میتوانند شکل ظرف شما را ارتقا دهند فکر کنید. البتهحتما قبل از عکس گرفتن مطمئن شوید که تزییناتتان با معنی باشد. چیزی ناهنجارتر از افزودن یک شیئ اضافه بی تناسب یا بدون دلیل به یک بشقاب فارغ از ینکه زیباست یا نه، وجود ندارد.

 

عکاس: مائوریتزیو لودی

 

4.     از وسائل قدیمی هم استفاده کنید: بیش از نیمی از وسایل دفتر ما – وسایل زیبا و بی استفاده – از فروشگاه های ارزان قیمت خریداری شده اند. اگر فکر پختن غذاهای مختلف را دارید و میخواهید در عکاسی مواد غذایی خود از آنها استفاده کنید حتما به دنبال ظروف غذا خوری  و بشقاب های متنوع باشید. وسایل روستایی کلاسیک مدروز هستند زیرا می توانند احساس خانگی بودن و همینطورقدیمی بودن همراه با احساس نوستالژیک را به بیننده القا کنند. البته مسلما بعضی اوقات هم استفاده از طروف لوکس و تمیز و براق جلوه ی بهتری به عکس خواهند داد.

5.     در انتخاب پس زمینه هایتان (بک گراند) خلاق باشید: شاید از آن پس زمینه ی تخته ی  زرد رنگ و خسته کننده خیلی استفاده کرده و یا تمایل به تغییر آن دارید. تکه ای چوب بردارید، آن را به رنگ دلخواه خود درآورید و تمام! برای خود یک پس زمینه ی جدید آماده کرده اید. رومیزی ها، تشک های کوچک، و تکه سنگ های مختلف نیز میتوانند جایگزین های خوبی برای میز آشپزخانه یا سطح کانتر آشپزخانه شما باشند.

 

عکاس: مائوریتزیو لودی

 

6.     مطمئن شوید که ابزار هایتان تمیز باشند: قاشق ها و دستمال های کثیف مسلما جلوه ی خوبی ندارند. همیشه قبل از شروع به عکاسی مواد غذایی دوباره صحنه عکاسی خود را بررسی کنید و چیزی که نمی خواهید در عکس باشد را از پس زمینه خود حذف کنید.

7.     با غذا تعامل داشته باشید: اگر عکسی از یک ظرف بزرگ، زیبا و جالب به نظر نمی رسد، می توانید از حرکت دستی که یک چنگال – یا قاشق، که تمرکز روی آن باشد، استفاده کنید. قبل از این کار حتما اطمینان حاصل کنید که انگشتان دست کسی که قرار است در قاب بیفتند، تمیز و جذاب باشند. گاز زدن از ساندویچ یا پخش کردن خرده های آن روی صحنهه نیز می تواند حس فعال بودن بدهد و احساس اشتهای بیننده را فعال کرده و غذا را دلچسب تر نیز جلوه دهد. برای دیدن نکات بالا در عمل، این کاسه ی خوراک لوبیا را با هم نگاه کنیم.

8.    نکته بسیار مهم اینکه هرگز ایرادی که در صحنه عکاسی وجود دارد را رها نکنید که بعد در فتوشاپ آنرا رفع کنید. تا حد امکان و هر چیز که به چشم شما میاید را تصحیح کنید تا نتیجه بهتری داشته باشید.

 

 

در تصویر اول، ظرف خیلی خسته کننده و ساده است. بطور واضح خوراک لوبیا به نظر قلمبه و نامرتب می رسد. در تصویر دوم، با اضافه کردن یک دستمال زرد تلاش کردیم تا بفهمیم آیا کنتراست رنگها با هم ترکیب خوبی را به وجود میاورد یا نه؟ دستمال آبی و قاشق  در عکس سوم ترکیب رنگ مناسب تر و حس عمیق تر و بهتری را نشان می دهند – حس اینکه به زودی کسی قاشق را برخواهد داشت و غذا را خواهد خورد را به ذهن میاورد. با این حال، گوشه بالای سمت چپ کمی خالی به نظر می رسید، بنابراین ما به عکس چهارم چند کاسه ادویه اضافه کردیم تا فضا انرژی بیشتری داشته باشد و تعادل بهتریدر عکس ایجاد شود. حالا زمان این است که کاری کنیم تا خود طرف سوپ بهتر دیده شود. در تصاویر پنجم و ششم ما اینکار را با افزودن کمی خامه برای کنتراست و پس از آن با پخش کردن پنیر رنده شده و جعفری برای افزودن بافت و رنگ بیشتر، انجام دادیم. باز هم تاکید می کنیم که مواضب اندازه ی افزودنی ها باشید – غذا همیشه باید در مرکز توجه باشد، و اضافه کردن عناصر جانبی بیش از حد باعث حواس پرتی بیننده می شوند.

 

 

تجهیزات: شما واقعا به چه تجهیزاتی برای عکاسی مواد غذایی نیاز دارید؟

آیا رفته رفته به این فکر افتاده اید که پول بیشتری برای تجهیزات عکاسی خود خرج کنید؟ برخی از وسائل زیر تجهیزاتی هستند که ما عکاسان عموما از آنها در کار خود استفاده می کنیم، در کنار این وسایل مسلما انواع اشیاء خرد و ریز نیز وجود دارند اگر مشکل بودجه نداشته باشید به کار شما می آیند. اما به خاطر داشته باشید که این وسائل نیستند که از شما یک عکاس مواد غذایی خوب میسازند پس عجله ای در اضافه کردن و خرید لوازم عکاسی نکنید و به مرور آنها را تهیه کنید.

 

رفلکتور یا بازتابنده

 معمولا یک سطح سفید پارچه ایست که می تواند در مقابل و یا اطراف منبع نور شما قرار بگیرد، و به معنای واقعی کلمه ، امواج نور را بر روی سوژه ی شما پخش می کند و تمام ناحیه های تاریک یا سایه ها را پوشش می دهد. اگر پول کافی برای خرید یک رفلکتور واقعی را ندارید، هر پوستر و یا مقوای سفید بزرگ (یونولیت یکی از بهترین متریال ها برای استفاده به عنوان رفلکتور میباشد.) کار شما را راه خواهد انداخت. شما می توانید به قیمت 10 هزار تومان در هر مغازه ای که لوازم تحریر و یااداری می فروشد، آن را تهیه کنید. گاهی اوقات ممکن است بخواهید مقداری از نور بازتاب شده بر روی  سوژه ی خود را حذف کنید تا احساس بهتری در عکس خود ایجاد کنید، در این صورت میتوانید از یک صفحه یا مقوای سیاه برای جذب نور استفاده کنید.

 

 

نور مصنوعی

بسیار سخت میتوان بدون نور خوب عکس های مواد غذایی خوبی گرفت. با اینکه همیشه در کلاس هایم تاکید میکنم که بسیاری از عکاسان نور طبیعی را به نور فلش در استودیو ترجیح می دهند، اما بعضی وقت ها لازم است که از آن فلش های بزرگ استودیویی هم استفاده کرد! به عنوان مثال، اگر استودیوی (آتلیه) ما دارای پنجره های کمی است و  در زمستان نیز ساعات کمی از روز نور خورشید به درون می تابد یا بدتر بدون پنجره است، بنابراین تنها راه استفاده از چراغ و یا فلش های استودیویی است که به وسیله آنها بتوانید یک پنجره بزرگ زیبا را شبیه سازی کنید و از نور آن برای عکاسی غذا استفاده کنید. هر یک از فلش های استودیو با توجه به نوع و برند آنها میتوانند قیمت های متفاوتی داشته و بعضا گران قیمت باشند. فلش های اکسترنال کوچک که در بالای دوربین DSLR شما نصب می شوند، میتوانند یک انتخاب تقریبا ارزان نسبت به انواع دیگر فلش باشند که اگر بتوانید به خوبی از آنها استفاده کنید می توانند بسیار مفید واقع شوند، اما اگر محل عکاسی تان و یا آتلیه شما به عنوان مثال دکوراسیون عسلی رنگ داشته باشدمطمئن باشید که رفلکس های زرد رنگ بر روی عکس شما دیده خواهند شد، بنابراین قبل از استفاده از نورهای مختلف به محیط اطراف و اشیاء مختلف که در اتاق قرار دارند توجه کنید.

 

عکاس: فریبرز میرکبیری به سفارش شرکت پارمیدا

 

سه پایه

کاهش لرزش دوربین هنگامی که می خواهید عکس هایتان کاملا واضح باشند بسیار مهم است. حتی یک لرزش کوچک نیز به آسانی در غذایی که بدون حرکت و ثابت در ظرف قرار گرفته، قابل رویت است. بنابراین حتما به یک سه پایه خوب برای عکاسی مواد غذایی احتیاج خواهید داشت در غیر اینصورت همیشه با معضل تار بودن عکس هایتان درگیر خواهید بود. سه پایه از نظر اینکه شما در طول عکاسی به هر دو دست خود برای استفاده از رفلکتورها و همچنین تنظیم نورها نیاز دارید نیز ضروری است. به همین دلیل است که استفاده از سه پایه را در هر پروژه عکاسی مواد غذایی به شدت توصیه می کنم. سه پایه های مختلف با قیمتهای بسیار متفاوت در بازار وجود دارد، برخی از سه پایه ها دارای ستون های قابل تنظیم برای عکاسی از جهات مختلف و زوایای مختلف هستند، سه پایه در همه اشکال و اندازه های مختلف وجود دارد، از سه پایه گوشی های هوشمند و تبلت گرفته تا سه پایه های حرفه ای سنگین مخصوص استودیو. اگر علاقه مند به عکاسی مواد غذایی و یا عکاسی صنعتی و تبلیغاتی هستید به شما توصیه میکنم که حتما و حتما و حتما یک سه پایه خوب و سنگین (مخصوص استودیو) تهیه کنید و برای یک بار این هزینه مالی را انجام دهید، خرید سه پایه های کوچک و ارزان قیمت فقط باعث هدر دادن پول شما و در نهایت عدم توانایی در استفاده از آنها میشود. سه پایه های ارزان عموما لق میخورند و از محل های چرخش مفاصل خوب فیکس نمیشوند و شما را کلافه میکنند و به خصوص عموما توانایی نگهداری دوربین های حرفه ای و لنز های سنگین را ندارند این نکته ایست که حتما قبل از خرید به آن توجه کنید و مطمئن شوید سه پایه خریداری شده توانایی تحمل وزن دوربین و لنز شما را داشته باشد.

 

اگر به هر دلیلی بدون سه پایه عکس برداری می کنید، بازوها یا آرنج های خود را با قرار دادن روی چیز محکمی مانند لبه ی میز، ثابت کنید. به خصوص زمان هایی که نور بسیار کمی در محیط وجود دارد، سعی کنید وسیله محکم تری برای ثابت نگه داشتن دوربین خود پیدا کنید. تکیه دادن به لبه ی صندلی، دیوار یا ستون، می تواند مفید باشد، حتی برای گرفتن عکس های دقیق تر میتوانید روی میز با یک وسیله مثلا از یک بطری آب به عنوان مونوپاد استفاده کنید. در این شرایط میتوانید با گرفتن چندین عکس پشت سر هم میزان خطای خود را پایین بیاورید. این امکان خوب در دوربین های حرف ای موجود است و به شما این امکان را می دهد که هر بار که دکمه را نگه می دارید، بتوانید چهار تا پنج عکس پشت سر هم بگیرید. در بین آنها یک عکس پیدا خواهد شد که بدون لرزش و با دقت کافی باشد.

 

تنظیمات دوربین

وقتی که دوربینتان روی حالت خودکار تنظیم شده است، تمام تلاش خود را می کند تا نور صحیح را سنجیده و یک عکس مطلوب، متعادل، با روشنایی کافی و با کیفیت برایتان بگیرد. یک عکاس تمام کارهایی که دوربین درحالت اتوماتیک انجام میدهد را باید به صورت دستی انجام دهد. اما چرا باید یک عکاس تنظیم دستی را بلد باشد و په مزایایی نسبت به حالت اتوماتیک برایش به ارمغان می آورد؟ با شناختن خوب دوربین و توانایی تنطیم دستی میتوانید از خطاهای رایج در حالت اتوماتیک (خارج از فوکوس بودن به دلیل فوکوس روی نقطه اشتباه، زرد بودن تصویر به دلیل عدم تشخیص صحیح دمای نور، اشتباه در عمق میدان و …) خودداری کنید. این تنظیمات شامل تنظیم سرعت شاتر (سرعت بازو بسته شدن دریچه لنز) یا Shutter Speed ، سایز دیافراگم (اندازه دریچه لنز که به نور اجازه ورود می دهد) ،ایزو ISO (حساسیت ثبت تصویر بر روی فیلم/سنسور دوربین) و تنظیم سفیدی (میزان سفیدی و زردی نور در عکس) White Balance میشوند.

قبل از اینکه پیش برویم، مهم است درک کنیم که سرعت شاتر و دیافراگم در کنارهم چگونه کار می کنند. فرض کنیم در حال عکاسی از یک لامپ روشن هستید. برای گرفتن این عکس، عکاس باید میزان نور خروجی از لامپ را تحلیل کرده و بتواند تصویری درست بدون سوختگی (اصطلاح عکاسی در مورد بیش از حد بودن نور در یک عکس) و یا  افکت های ناخوب تصویری حاصل از نور شدید بگیرد. این کار در پشم تنسان به صورت خودکار انجام میشود اما دوربین و لنز دوربین متفاوت از سیستم چشم ما عمل میکند و بنابراین این ما هستیم که باید توانایی این تنظیم را داشته باشیم. اما چگونه؟ یکی از بهترین راه ها برای این کار را استفاده از سرعت بسیار بالای دیافراگم (باز و بسته شدن بسیار سریع دیافراگم) و یا استفاده از دیافراگم بسته تر (هر چه سوراخ ورودی نور کوچک تر باشد میزان نور کم تری از آن به دوربین وارد میشود) می تواند اصورت بگیرد. (و یا هر دو به صورت همزمان، این مسئله بستگی به شدت نور لامپ دارد.)  هنگامی که تعادل مناسب بین سرعت و سایز دیافراگم را پیدا کنید، قادر به گرفتن عکسی با کیفیت و خوب بدون سوختگی خواهید بود.

ولی چرا باید از حالت اتوماتیک خارج شویم؟ عکاسی دستی کنترل را از دوربین به عکاس می دهد و هنگامی که دانش و شناخت خوبی نسبت به مفاهیم عکاسی دارید و میتوانید تنطیمات دوربین را به خوبی انجام دهید، قادر خواهید بود به راحتی با شرایط مختلف سازگار شوید و تصمیمی دقیق تر در مورد نحوه ی رسیدن به عکس ایده آل خود بگیرید.

برای مثال در هنگام عکاسی مواد غذایی از یک کاسه سیاه که پر از سوپ سفید رنگ است و بر روی یک میز قهوه ای رنگ نیز قرار دارد، در حالت اتومات، به دلیل کنتراست شدید نور مابین نور سفید سوپ و تاریکی ظرف سیاه رنگ، دوربین احتمالا تحلیل اشتباه در مورد نحوه ی نمایش عکس انجام میدهد و در نتیجه خروجی عکس شما یا با سفیدی بسیار زیاد سوپ و یا تاریکی بسیار زیاد رنگ سیاه خواهد بود. با دخالت عکاس در گرفتن عکس او می تواند تحلیل بهتری درباره این موقعیت داشته و تنظیمات را طوری انجام دهد که میزان نور و تیرگی هر دو در جای صحیح خود قرار گیرند. عکاسی در حالت دستی یا Manual ، در هنگام استفاده از نور مصنوعی فلش اهمیت بسیار بیشتری دارد.

 

عکاس: مائوریتزیو لودی

 

سرعت دیافراگم

همانظور که در بالا به آن اشاره کردیم همان سرعت باز و بسته شدن دیافراگم است، که بر اساس کسری از ثانیه تعریف می شود. روی دوربین شما، سرعت دیافراگم به صورت اعداد کامل نوشته شده است اما این اعداد اشاره به کسری از ثانیه دارند. به عنوان مثال اگر نوشته شده سرعت دیافراگم 80 این به معنی یک هشتادم ثانیه است. هرچه مقدار این عدد بزرگ تر باشد مسلما میزان سرعت باز و بسته شدن شاتر نیز افزایش میابد. اگر سرعت باز و بسته شدن دیافراگم از مقدار خاصی کمتر باشد (عموما از 80 به پایین) احتمال لرزش در عکس هم بیشتر میشود، زیرا احتمال تکان خوردن دست و یا سوژه بیشتر میشود. پس اگر دوربین را با دست نگه می دارید، به سرعتی دیافراگمی حداقل معادل یک هشتادم ثانیه نیاز خواهید داشت (مسلما فرمول قطعی برای این زمان وجود ندازد و این زمان میتواند با تبحر و یا کنترل بهتر عکاس متغییر باشد.) اما به طور کل احتمال خطا در سرعت های کمتر از یک بیستم ثانیه بسیار زیاد است و بهتر است برای استفاده از سرعت های پایین از سه پایه استفاده کنید. توجه داشته باشید که اگر در حال عکاسی از یک سوژه متحرک هستید حتی استفاده از سه پایه هم احتمالا کمکی نخواهد کرد زیرا اینجا دیگر مساله تکان خوردن دوربین نیست و این سوژه است که با نسبت به زمان باز و بسته شدن شاتر سریع تر حرکت میکند.

 

دیافراگم (f stop)

دیافراگم در واقع به سوراخی که در مرکز لنز قرار دارد گفته میشود. این سوراخ از مجموعه ای از شش صفحه تشکیل شده است که در کنار هم سوراخی به سکل شش ضلعی را میسازند. از این تیغه ها برای تنظیم اندازه سوراخ و در نتیجه میزان ورودی نور به دوربین استفاده می شود. اندازه ی سوراخ ها بر اساس F-stop محاسبه می شوند. ممکن است ساده به نظر برسد، اما درک تعداد f-stop ها می تواند در ابتدا بسیار مشکل باشد. f-stop ها به عنوان کسری از 1/x (که f-stop همان x است) تعریف می شوند. در هنگامی که f2 است به این معناست که اندازه باز بودن دیافراگم 1/2 است در حالیکه f11 به معنای این است که دیافراگم 1/11 باز است. به بیان دیگر، هرچه عدد f کوچکتر باشد، دیافراگم بازتر خواهد شد و در نتیجه نور بیشتری به درون دوربین وارد میشود، و هرچه عدد  f بزرگتر باشد، اندازه دیافراگم کوچک تر خواهد شد و نور کمتری به درون دوربین اجازه ی ورود خواهد داشت. بیشتر  لنزها، عدد دیافراگمی مابین 2.5  تا 18 را ساپورت میکنند.

نحوه کار دوربین شباهت زیادی به چشم انسان دارد هرچه دیافراگم عریض تر باشد (به عنوان مثال هر چه f پایین تر باشد)، نور بیشتری می تواند وارد دوربین شما شود. و هرچه نور بیشتری به دوربینتان وارد شود، شما میتوانید سرعت باز و بسته شدن دیافراگم را پایین تر بیاورید. در واقع این اندازه دیافراگم و سرعت باز و بسته شدن آن اکثرا به صورت عکس روی هم اثر میگذارند.

میزان باز یا بسته بودن دیافراگم هم چنین در عمق میدان تاثیر بسیار زیادی دارد. عمق میدان یک اصطلاح عکاسی است به این معنی که مقدار فوکوس و واضح بودن تصویر بر اساس میزان f تغییر میکند. هر چه در عکاسی از میزان عددی f پایین تری استفاده کنید نقطه فوکوس شما در سوژه متمرکز تر شده و در خارج از آن نقطه خاص شروع به محو شدن میکند و هرچه میزان عددی f بزرگ تر باشد کل تصویر شما شفافیت و وضوح بیشتری پیدا میکند.

 

 

حساسیت یا ایزو ISO

در زمان عکاسی آنالوگ و زمان استفاده از فیلم های نگاتیو چیزی وجود داشت که به آن Iso یا ASA و یا حساسیت فیلم میگفتند. امروزه در دوربین های دیجیتالی اصولا هیچ فیلم یا نگاتیوی وجود ندارد اما همچنان از این اصطلاح در دوربین های دیجیتال نیز استفاده میشود که معنای آن نیز کمابیش همان حساسیت است. هرچه عدد ISO بالاتر میبود میزان حساسیت فیلم نیز بیشتر میشد و این به این معنا بود که فیلم مورد نظر با زمان کمتری از نور دهی میتواند نور بیشتری جذب کند. اکثرا فیلم های با حساسیت بالاتر برای عکاسی در جاهای تاریک و یا عکاسی در شب استفاده میشدند.

امروزه در دوربین های دیجیتال سنسورهای نوری که در درون دوربین شما قرار دارند وظیفه ثبت تصویر و در نهایت انتقال دیتا ها را به سی پی یوی دوربین شما به عهده دارند. این گزینه به شما امکان این را میدهد که در موقعیت های کم نوری حتی با دیافراگم بسته تر نیز عکاسی کنید، در واقع زمانی که سرعت دیافراگم شما برای گرفتن یک عکس واضح به حد کافی بالا نیست، شما میتوانید با تغییر حساسیت کاری کنید که میزان ثبت نور بر روی سنسورهای دوربین تان بیشتر شده و به شما امکان عکاسی در شرایط کم نور را نیز بدهد. نکته منفی در استفاده از ایزوی بالا افت کیفیت تصویر و ایجاد نویز و گاهی نقطه نقطه شدن تصویر است که عموما در سایز های کوچک مثلا برای استفاده در اینترنت خیلی مشهود نیست اما حتما در هنگام چاپ این کمبود کیفیت آشکارتر خواهد بود. برای واضح نگه داشتن عکس های خود در نور روز از ایزوی بسیار پایین مثلا 100 استفاده کنید و در هنگام عکاسی در شب نیز سعی کنید این عدد را تا حد امکان پایین نگه داشته و تنها در مواقع ضروری آنرا بالا ببرید.

 

در چه شرایطی چه تنطیم هایی بهتر است؟

در موقعیت هایی که نور کافی موجود است، دیافراگم خود را بر اساس اینکه می خواهید چه مقدار از عکستان در مرکز توجه باشد تعیین کنید. وقتی که دیافراگمتان کاملا باز است (F-کوچکتر)، عمق میدان شما بسیار کم خواهد بود، بدین معنی که اشیاء موجود در پس زمینه به صورت محو جلوه خواهند کرد. اگر می خواهید قسمتی از ظرف یا نان برگر یا تکه ذوب شده پنیر در یک پیتزا را در مرکز توجه قرار دهید، این تنظیم برای شما انتخاب خوبی خواهد بود. دیافراگم های کوچکتر (F-بزرگتر) عمق میدان را وسعت خواهند داد و به شما این امکان را خواهند داد که هم زمان بر روی جلو و پشت ظرف غذا تمرکز کنید.

 

تنظیم سفیدی یا White Balance

 

حتی زمانی که سرعت و دیافراگم هردو در شرایط مناسب باشند، تضمینی وجود ندارد که رنگ های عکس شما صحیح، واضح و جاندار باشند. روشنایی در رستورانها، و اغلب در خانه ها، معمولا به وسیله لامپ های مختلف و یا مهتابی ها یا بصورت لوسترهای مختلف که عموما نور کاملا زرد دارند تامین میشود. چشمان ما این نورها را به طور طبیعی و خودکار تصحیح می کنند، ولی حسگر دوربین تان قادر به انجام این کار به صورت اتوماتیک نیست. اگر میزان سفیدی عکس های خود را تنظیم نکنید، عکس ها عموما رنگ عجیب و غریب پیدا خواهند کرد، مانند تصویر چپ در بالا.

اکثر دوربین ها گزینه ای جهت تنظیم سفیدی عکس ها دارند. تمام کاری که باید انجام دهید این است که دوربین خود را به سمت یک شی سفید یا خاکستری مدیوم (به خاکستری 18% گفته میشود که به وسیله آن میتوانید نور سفید خالص و واقعی را پیدا کنید.) بگیرید، یک عکس انداخته و از آن برای تنظیم تعادل رنگ سفید خود استفاده کنید. هم چنین می توانید از تنظیمات تعادل رنگ سفید اتومات دوربین خود  نیز استفاده کنید.

 منابع نور چندگانه می توانند طیف رنگ های مختلفی را پخش کنند، که این امر باعث می شود تنظیم تعادل رنگ سفید تقریبا غیرممکن شود. به عنوان مثال، عکسبرداری در نزدیکی یک پنجره با نور طبیعی عالی که از بیرون می تابد، در حالی که نور گرم آشپزخانه نیز از درون می درخشد شرایط سختی را برای تنطیم سفیدی ایجاد میکند. در خاطر داشته باشید که تمام فلش های استفاده شده در عکاسی نیز دارای Colour Temperture یا دمای رنگی متفاوت هستند و برای اینکه نتیجه بهتریداشته باشید میتوانید با مراجعه به دفترچه راهنمای آنها دمای رنگی هر کدام را یافته و به صورت دستی روی دوربین تنطیم کنید.

لازم به یادآوریست که امکان تصحیح این مورد در نرم افزار های مخصوص عکس نیز وجود دارد.

 

کار کردن با نرم افزار ها (پست پروسسینگ)

اگر نرم افزار فتوشاپ دارید و می دانید چگونه از آن استفاده کنید، مسلما یکی از بهترین نرم افزارهای تخصصی عکاسی را در اختیار دارید. در غیر اینصورتنرم افزارهای ساده تری نیز برای افراد غیر حرفه ای طراحی شده اند که میتوانید به آنها مراجعه کنید. iPhoto در سیستم اپل و در ویندوز با استفاده از حالت Preview امکان Edit عکس وجود دارد. نرم افزار Adobe Lightroom نیز یک نرم افزار بسیار قوی و کاربردی است که نسبتا ساده به شما امکان تغییر و تصحیح عکس هایتان را میدهد.

 

در ادامه برخی کارهای لازم برای تغییر در عکس را میبینید:

1.     تنطیم میزان سفیدی یکی از اولین کارهای ضروری بر روی هر عکس است مگر اینکه قبل از عکاسی با استفاده از کارت خاکستری و یا کالر چکر این کار را انجام داده باشید. برای این کار میتوانید با انتخاب ابزار توازن سفیدی و سپس کلیک کردن بر روی یک نقطه در تصویر که باید سفید یا خاکستری خنثی باشد، کلیک کنید (دستمال کاغذی، منوها و سایه های روی صفحات برای این کار خوب هستند). شما همچنین می توانید تعادل رنگ را با استفاده از متغیرهای درجه حرارت و رنگ به صورت دستی تنظیم کنید که البته میتواند نتایج فاجعه آمیزی به همراه داشته باشد و آن را به شما توصیه نمیکنم.

2.     نور سطوح را تنظیم کنید تا تصویرتان نه زیاد روشن و نه زیاد تاریک باشد، مطمئن شوید که نه نورهای سفیدتان بیش از حد زیاد و نه سایه های عکس زیاد غلیط باشند، اصولا بهترین تنظیمات باعث میشوند که هیستوگرام عکس شما در بخش مرکزی منحنی متمرکز باشد. به حفظ جزئیات در هر دو طرف روشن و تاریکِ اشیاء بسیار دقت کنید.

3.     کنتراست را تنظیم کنید: هدف شما رسیدن به عکسی است که جذاب و متعادل باشد اما نه اینکه احساس اینرا به بیننده دهد که عکس شما در معرض رادیواکتیو قرار گرفته است پس از کنتراست بیش از حد استفاده نکنید. اگر دوربین شما با فرمت RAW نیز عکاسی می کند، و شما نرم افزاری دارید که بتواند فایل راورا نیز پردازش کند، حتما از آن استفاده کنید. این فایل با تغییر تنظیمات مختلف افت کیفیت بسیار کمتری داده و بهترین خروجی تصویر را برای شما به ارمغان میاورد. در نهایت شما این امکان رادارید که فرمت خروجی عکس هایتان را تبدیل به JPEG یا TIFF کنید. کار با RAW مانند کار با نگاتیو عکاسی است، در حالی که کار برروی JPEG مانند کار کردن روی کپی از یک عکس اورجینال است که کیفیت بسیار ضعیف تری داشته و مسلما بعد از هر بار خروجی گرفتن نیز افت کیفیت بیشتری به همراه میاورد.

 

عکاس: فریبرز میرکبیری به سفارش شرکت پارمیدا

 

در انتها امیدوارم که مطالب بالا و مرور بر برخی روشهای عکاس از مواد غذایی باعث افزایش بیشتر اطلاعات شما شده و همچنین باعث بهتر شدن کارهای عکاسی شما شود. در صورت تمایل به داشتن اطلاعات بیشتر در زمینه های مختلف عکاسی فشن یا مد، عکاسی صنعتی و تبلیغاتی، برندینگ و یا نیاز به انجام هرگونه پروژه عکاسی مواد غذایی با ما تماس بگیرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × پنج =