در جستجوی “وی ویِن مایر”

چطور عکاسی نکنیم – قسمت دوم

عکاسی یک زبانه و یک زبان نیاز به یادگیری داره ممکنه شما بتونید با گفتن “چینگ چانگ چونگ” ادای حرف زدن به زبان چینی رو در بیارید اما خودتون هم خوب میدونید که چینی بلد نیستید. برای یادگیری خوب یک زبان نیاز به سالها تمرین در محیط و تجربه هست و مسلمه که با یکی دو سال تمرین کردن و یا یک کلاس عکاسی رفتن کسی نمیتونه به این زبان مسلط بشه این رو بپذیرید و از نقد کردن زبانی که بلد نیستید خودداری کنید.

یکی از بزرگترین مشکلاتی که توی ایران بهش برخوردم اینه که هر کس که دوربین به دست میگیره و یا کلاس عکاسی میره خودش رو مدعی میدونه و این وسط هیچ کس، دیگری رو قبول نداره و با تشکیل تیم های مختلف دائم در حال مبارزه و انتقاد از عکس های همدیگه  و زیر سوال بردن توانایی های هم هستند و احتمالا تصورشون اینه که با کوچک کردن طرف مقابل میتونند خودشون رو بزرگ کنند!

انتقاد کردن از دیگران بسیار راحته به خصوص که ادعا هم داشته باشی و این متاسفانه جزئی از فرهنگ ما شده، احتمالا بسیار شنیدید که فلان عکس عکاس مشهور رو نقد میکنن و میگن “اینکه کاری نداره من هم میتونم این عکس رو بگیرم” جوابی که لازمه به اینجور آدمها داده بشه اینه که بله جناب زرنگ کپی کردن و ایده دزدی کار بسیار راحتیه چیزی که سخته  داشتن یک ایده خوب و اجرا کردن اون با جزئیاته و مهم اینه که اون اثر رو شما نگرفتید و احتمالا سواد نقد کردن اون عکس رو هم ندارید پس این کار رو نکنید.

متاسفانه این رفتارهای عکاسان باعث شده که هیچ کس ، کسی رو قبول نداره و روز به روز بیشتر از هم فاصله میگیرن  و شکاف بسیار عمیقی این وسط ایجاد شده، در صورتی که مطمئنا با کنار هم قرار گرفتن میتونستن و میتونن تغییرات بسیار بزرگی در دنیای اطراف خودشون ایجاد کنن ، حیف که با شرایط فعلی این امر بعید به نظر میرسه…

نویسنده: فریبرز میرکبیری

چطور عکاسی نکنیم – مهمترین اشتباهات رایج در عکاسی

در این مقاله قصد داریم در مورد مهمترین اشتباهات رایج در عکاسی صحبت کنیم و به این نتیجه رسیدیم که با توجه به وفور رفتارها و طرز تفکرات آماتوری در عکاسی و رایج بودن آنها ، مقاله ای در زمینه اینکه ” چطور عکاسی نکنیم ” منتشرنمائیم. چیزی که توی اکثر گروه های عکاسی به چشم میخوره اینه که عموما هر از گاهی قرار عکاسی میذارن و معمولا همه دوربین به دست راه میفتن توی شهر که عکاسی کنن.

اینجور وقتا سوالی که به ذهنم میاد اینه: “آیا این جماعت عکاس دوربین به دست اصولا قراره یک گروه حرفه ای باشن یا تعدادی آماتور که صرفا راه میفتن توی شهر و از در و دیوار و هر سوراخ سمبه ای که پیدا میکنن عکس میگیرن؟؟؟” چون اگر داریم درباره یک جمع حرفه ای صحبت میکنیم که قدم اول اشتباهه دیگه چه برسه به بقیه راه…. اصل اول برای یک عکاس حرفه ای اینه که بدونه قراره چیکار کنه و چرا عکاسی میکنه و هدفش از اینکه دوربین به دست راه میفته بیرون چیه.

نکته بعدی امضاهای زیر عکس هاست که واقعا رو اعصابه، به تجربه ثابت شده که هر چی این امضاها بزرگتره عکاس مورد نظر آماتور تره اگه دقت کرده باشید هیچ کدوم از عکاس های به نام لزومی به درج اسمشون در زیر عکس نمیبینن و یا به یک امضای کوچیک اون هم جایی که توی چشم نباشه قناعت میکنن، لطفا نگید که نگران هستیم عکسمون دزدیده بشه چون اولا این احتمال بسیار کمه چون بسیار عکاس های بهتر از شما هست که بشه عکسش رو دزدید پس نگران نباشید و دوما اینکه راه های دیگه ای برای جلوگیری از این کار هست و سوما و مهم تر اینکه اگه عکستون واقعا خوب باشه  با این امضا و لوگو های عجیب و غریب کلا ضایع میشه و از بین میره چون این حرکت از لحاظ بصری بسیار آزارنده است.

نکته بعدی که معمولا همیشه فراموش میشه اینه که عکس های شما حتی اگر متوجه نباشید کلی حرف برای گفتن دارند و این چیزیه که باید بسیار بهش دقت کنید. سوالی که پیش میاد اینه که آیا واقعا دوست دارید بعضی از این حرفها رو جلوی خلق داد بزنید.

مثال میزنم عکس پاها از بالا که توی دخترها بسیار متداول هست چه چیزی رو میگه؟ واضحه داره اعلام میکنه که اولا انقدر خلاقیت نداشتم که بتونم یه عکس خوب بگیرم اما چون میخواستم به هر حال یه چیزی توی اینستا بزارم پس چی دم دست تر و کلیشه ای تر از پاهام! حرف بعدی که این عکس میزنه اینه که ببینید کفش های من برند هستن! (این یعنی احتمالا من برند ندیده هستم و این جریان برام خیلی جذابه) و حرف بعدی که میزنه اینه ببینید چه پاهای خوب و کشیده ای دارم! (مسلما از اون زاویه هر پایی خیلی کشیده تربه نظر میاد و این هیچ مزیتی نیست).

عکاسی یک زبان بسیار گویاست  ، مواظب باشید که ندونسته بعضی حرفها و خصوصیاتتون رو برای همه به اشتراک نگذارید.

نویسنده: فریبرز میرکبیری