دیجیتال مارکتینگ چیست؟

در این مقاله با مبحث دیجیتال مارکتینگ آشنا میشویم. دیجیتال مارکتینگ یا در واقع همان بازاریابی دیجیتال نوعی از بازاریابی است که با استفاده از ابزار های الکترونیکی از قبیل رایانه و تلفن های هوشمند و یا به کمک کانال ها و بستر های الکترونیکی از جمله وب سایت ، پست الکترونیک و شبکه های اجتماعی مانند تلگرام به معرفی محصولات و خدمات مورد نظر می پردازد و از این طریق مشتری خود را جذب می نماید.

دیجیتال مارکتینگ

تامی کانیزارو مشاور بازاریابی IBM این گونه به تعریف بازاریابی الکترونیک می پردازد : ” هر تاکتیکی که امروزه در دنیا در زمینه بازاریابی مورد استفاده قرار می گیرد ، دارای نسخه دیجیتال نیز می باشد. این همان بازاریابی الکترونیکی است “.

بکی اورت یکی از استراتژیس های بازاریابی محتوا در دانشگاه کاپلا ، ارائه محتوای خود به وسیله ابزار های دیجیتالی را دیجیتال مارکتینگ می داند.

در نظر سنجی که در سال ۲۰۱۲ انجام شد ، نتایج نشان داد که استفاده از این تاکتیک برای معرفی محصول و جذب مشتری رشد بسیاری داشته است.

در این نوع بازاریابی پیام هایی برای مخاطبان فرستاده می شود که تماما پاسخگوی نیاز های آنان باشد. از این طریق نه تنها می توان با صرف زمان و هزینه کمتر در مورد محصول یا خدمت خود به شیوه ای جذاب به مخاطب اطلاعات داد بلکه می توان جایگاه خود را در بین هزاران محصول دیگر بالا برد.

البته بیان این نکته حائز اهمیت است که در عین مفید بودن این روش نباید از داشتن یک برنامه یا استراتژی بازاریابی دیجیتال غافل بود:

بدون جهت و هدف بودن موجب می شود نتوانید آن چه را که باید از این روش کسب نمایید. عدم تحقیق در بازار در مورد تقاضای مشتریان منجر به نادیده گرفته شدن آن چیزی می شود که خواست آنان است و در نتیجه سهم زیادی از بازار به دست نخواهید آورد و آن را به رقبای خود تقدیم می کنید. وقتی شما به تعریف دقیقی از محصول خود بپردازید ، در واقع تفاوت برندتان با سایر برند ها بیان نموده اید که به مشتری ها در درک محصول کمک می کند. تصمیم گیری در مورد میزان بودجه مورد نیاز نیز یکی دیگر از مزایای داشتن یک استراتژی است.

دیجیتال مارکتینگ

در این جا به معرفی برخی از انواع بازاریابی الکترونیک می پردازیم .

سئو یا بهینه سازی موتور جستجو:

این مفهوم به بیشتر دیده شده یک وب سایت یا صفحه وب هنگام استفاده از یک موتور جستجوی رایگان اشاره دارد. همان طور که مشخص است هر چقدر در یک جستجو صفحه یا وب سایت شما زودتر یا در ردیف های بالاتر قرار بگیرد مخاطبان و در نتیجه مشتریان بیشتری خواهد داشت.

اینترنت مارکتینگ:

برای ایجاد یک سایت از اینترنت مارکتینگ استفاده می شود. مراحل زیر به طور اختصار به توضیح این مفهوم می پردازد.

کار های مقدماتی و آماده سازی متن : نام دامنه ، طراحی سایت و اندازه صفحه از کار هایی است که باید انجام شود.

زمان بندی تولید محتوا  برای انتشار مطالب.

مکان یابی و تراکم واژه ها : از واژه کلیدی در قسمت های مختلف مانند عنوان و تیتر و به صورت های مختلف مانند مورب استفاده شود. بهتر است تراکم بین ۵ تا ۲۰ درصد باشد.

لینک های ورودی و خروجی : از دیدگاه گوگل این لینک ها معرف شما هستند.

لینک های بین صفحات ، آنلاین گذاشتن سایت ، ارسال سایت به جستجوگر ها ، ورود به سیستم و ارسال سایت به فهرست دایرکتوری ها از اقدامات بعدی است.

اتوماسیون محتوا
تجارت الکترونیک
تبلیغات نمایشی
دیسکت های نوری ، از دیگر انواع می باشند.

عکاسان مشهور که بیش از آنچه لایق است بزرگ شده اند!

در این مقاله به معرفی عکاسان مشهوری پرداخته ایم که بیش از حد انتظار بزرگ شده اند. چند روز پیش به  نظر سنجی ای برخورد کردم که توسط یک مجله معروف عکاسی در فیسبوک ارائه شده بود و درباره عکاسانی بود که در تاریخ بیش از اندازه بزرگ شده اند و احتمالا معروفیت و شهرت آنها بیش از حدی که باید باشد بوده است. نظرات بسیار متفاوت بود و مردم عادی و یا حتی عکاسان حرفه ای هم در آن شرکت کرده بودند. جالب بود که در این بین بیشترین آمار مربوط به استیو مک کوری” Steve McCurry بود! البته در این میان به اسامی عکاسانی مثلآندرئاس گورسکی” Andreas Gursky و “اولیویرو توسکانی” Oliviero Toscani و یا “ترری ریچاردسون” Terry Richardson نیز برخورد کردم.

فکر میکنم نظر دادن در مورد اینکه به یک عکاس بیش از اندازه اهمیت داده شده کار چندان راحتی نباشد و مسلما بسیار وابسته به سلیقه شخصی و به خصوص سواد بصری کسی دارد که رای مورد نظر را میدهد. در این بین چند کامنت جالب هم به چشم میخورد که بد ندیدم یکی از آنها را در زیر بیاورم.

“استفانو دی ماریا” : اولین سوالی که به ذهنم میرسه اینه که چند نفر از شما تا به حال کتاب عکاسی خریدن و یا خوندن؟ (نه در مورد فتوشاپ)

بسیاری از عکاسانی که از اونها اسم برده شده، کارهای اونها رو باید در بازه تاریخی و زمانی که عکاسی میکردن ارزیابی کرد. کارهای بعضی از اونها باعث ایجاد تاثیر عمیق در دوره خودشون و در نتیجه به وجود آوردن تغییراتی شده که ما امروز بر اساس اونها عکاسی میکنیم. از همه جالب تر برای من دیدن نظرات کارشناسانه کسانی است که عکس پروفایل اونها یک سلف پرتره با دوربین رفلکس در دستشونه و یا عکس گل و بته و به اصطلاح آثار هنری که به وجود آوردن!! توصیه میکنم جای اینکه فقط حواستون به تعداد مگاپیکسل های دوربینی که میخرید باشه کتاب بخرید و سعی کنید یاد بگیرید و انقدر کارهای خودتون رو خوب ندونید.

در بین عکاسانی که در بالا اسم برده شد من توسکانی را یک ادم بسیار باهوش میدانم که بلد است ارتباط تصویری خوبی با مخاطب ایجاد کند و همیشه با ایجاد جو و فضاسازی به خوبی توانسته خود را در سطح جهانی مطرح کند. او کسی است که به تو یاد میدهد یک عکس میتواند تبدیل به یک آیکون تصویری شود.

گورسکی کسی است که مفهوم فضا و مکان و تفسیر نامکان را آموزش میدهد.

مک کوری کسی است که خیلی مورد علاقه ام نیست اما بسیار خوب میتواند از ترکیب رنگها استفاده کند، کمپوزیسیون را به خوبی میشناسد و تحلیل خوبی از آن دارد و برخی از کارهای پرتره او بسیار قوی و قابل توجه هستند.

تری ریچاردسون کسی است که خود واقعی اوست، او در تک تک عکس هایش تلاش میکند که هر چیز را به دید خودش به تصویر بکشد و دنیایی را به روی ما باز کند که تا بحال ندیده ایم و حتی تصوری هم از آن نداریم.

اما در آخر به نظرم اگر ما عکاسی را میشناسیم که در سطح کشور و یا دنیا جایگاهی پیدا کرده و اسم او مطرح شده است، آیا میتوانیم ادعا کنیم که بیش از حد به او اهمیت داده شده؟؟ و این اهمیت بسیار از دید چه شخصی برداشت میشود؟ از دید یک آدم عادی؟ چه کسی به مک کوری یا توسکانی اجازه داده است که یک عکاس مطرح بشود؟

چیزی که مسلم است این است که آنها عکاس های خوبی بوده اند و اما در عین حال به خوبی هم بلد بوده اند که چطور بتوانند مشتری های بهتری برای خود پیدا کنند. اما آیا این مورد یک نکته منفی قلمداد میشود؟