احساسات و عکاسی ادوارد وستون

ادوارد وستون که در اوایل قرن 19 متولد شد یکی از عکاسان به نام دنیای عکاسی و یکی از افراد پیشرو در زمینه عکاسی هنری است. ادوارد وستون با حساسیت شدید خود نسبت به فرم ها و نور توانست در بازی با فرم و نور به درجه استادی برسد. بسیاری از کارهای ادوارد وستون در موزه های گوگنهایم و موما نیویورک نگه داری میشوند. ادوارد وستون در طول مسیر عکاسی خود با آلفرد اشتایلیتز و پل استراند (از بزرگان تاریخ عکاسی در زمینه عکاسی اجتماعی و پرتره) آشنا شدو در نهایت تصمیم به خروج از آمریکا گرفت (دوره اوج تب کمونیسم در دنیا) . او برای مدتی به مکزیک سفر کرد و استودیویی را در آنجا به همراه اسیستنت و پارتنر خود “تینا مودوتتی” ایتالیایی باز کرد و در همین زمان نیز با دیه گو ریورا و فریدا کالو آشنا شد. (دو تن از نقاشان بسیار مشهور مکزیک و موثر انقلاب کمونیسم آن سالها که برخی از بهترین عکس های ثبت شده آنها مربوط به تینا مودوتتی و وستون میباشد.)

ادوارد وستون در نهایت پس از بازگشت مجدد به آمریکا گروه مشهور F64 را به همراهی Ansel Adams, Imogen Cunningham  و چند عکاس دیگر پایه گذاری میکند.

پنجاه عکاس مد (مدلینگ) و فشن برتر معاصر

عکاسی مد (عکاسی مدلینگ) تنها با سابقه کمی بیش از صد سال توانسته است جایگاه بسیار مهمی در فرهنگ کشورهای مختلف باز کند و همچنین عکاسی مد (عکاسی مدلینگ) با تحت تاثیر قرار دادن عامه مردم و به خصوص قشر جوان توانسته و میتواند یکی از مهم ترین ابزارهای تاثیر گذار قرن ما قلمداد شود. نقش بسیار پر رنگی که عکاسی مد (مدلینگ) یا عکاسی فشن در طول صد سال اخیر بر روی فرهنگ سازی و همچنین برند سازی و در نهایت فروش محصولات مختلف داشته است انکارناپذیر است. در طول این مسیر، عکاسان مد به نام بسیاری اثرات بی نظیری از خود به جا گذاشته اند که در این متن تلاش کرده ام تعدادی از آنها را نام ببرم و با توضیح کوچکی بتوانیم با سبک و یا نقش آنها آشنا تر شویم. لازم به ذکر است که قصد من معرفی کردن عکاسان مد معاصر بوده و به همین خاطر از بزرگانی مثل ایروینگ پن و یا ریچارد اودون و … اسمی برده نشده است.

Annie Leibovitz

او در واقع بیشتر به عنوان عکاس پرتره شناخته میشود تا عکاس مد (مدلینگ) اما با تجربه بسیار زیاد خود از بزرگترین شخصیت های سیاسی و هنر پیشه های سینما عکاسی کرده است، او در هالیوود به یک سلبریتی تبدیل شده است و هر سوپر استار سینما با کمال میل جلوی دوربین او قرار میگیرد و هر وسیله ای که برای لوکیشن های پیچیده اش انتخاب کند در دسترس او قرار میگیرد. آننی در سال 2016 به عنوان عکاس منتخب سال توانست برای تقویم پیراای نیز عکاسی کند.
او از سال 1980 کار خود را برای مجله Vanity Fair آغاز کرد. پس از گذشت زمان کمی و به خاطر دید بسیار خوبی که داشت شروع به کار در مجله Rolling Stones کرد و پس از مدت نسبتا کوتاهی تبدیل به عکاس اول آن مجله شد. بسیاری از عکس‌های او معنی و مفهوم خاصی در فرهنگ آمریکایی دارند. او عکس‌های تاریخی زیادی نیز گرفته است که از جمله آنها عکس 8 دسامبر 1980 از John Lennon و Yoko Ono است که درست پنج ساعت قبل از اینکه هدف گلوله قرار گیرد و کشته شود گرفته شده است. او از ملکه الیزابت دوم نیز عکس گرفته است.

Peter Lindbeghاو یکی از بزرگنرین و شناخته شده ترین عکاس مد (مدلینگ) دنیاست که از سال 1970 در زمینه فاین آرت و همچنین عکاسی تجاری کار خود را شروع کرد. او توانست کار خود را با مجله بسیار معروف مد و فشن دنیا Vogue آغاز کند؛ و به مرور مجلات دیگری نیز از قبیل The New Yorker، Vanity Fair، Allure و Rolling Stones نیز متوجه استعداد او شدند.
پیتر لیندبرگ بیشتر به عکاسی سیاه و سفید گرایش دارد و این سبک را از سینمای آلمان و هنر صحنه پردازی برلین دهه بیست (1920) تاثیر گرفته است. در سال 1988 او از Anna Wintour (سردبیر مجله وگ برای سالهای متمادی) برای روی جلد مجله Vogue عکاسی کرد. در ژانویه 1990 برای مجله Vogue با همکاری Linda Evangelista، Naomi Campbell، Tatjana Pabiz، Cindy Crawford و Christy Turlington (معروف ترین تاپ مدل های آن زمان) کار کرد. در سال 1996 کتاب ده زن به انتخاب Peter Lindbegh او در صدهزار نسخه به فروش رفت. در طی فعالیت حرفه‌ای‌اش علاوه بر عکاسی کار فیلم برداری نیز انجام میدهد.

David Lachapelleاو در واقع توسط Andy Warhol وارد عرصه عکاسی شد. اندی وارهول با دیدن خلاقیت و استعداد او تصمیم به معرفی او به برخی از مجلات کرد و پس از آن او در مجله Interview Magazine مشغول به کار شد. آثار او مستقیما مربوط به تبلیغات یا عکاسی تجاری نمی‌شود و خیلی از مواقع به عنوان آثار فاین آرت طبقه بندی میشوند. موفقیت او را می‌توان مدیون علاقه و شناخت او به معماری، هنر و مد و فشن دانست.
صحنه سازی های او عموما بسیار پیچیده و با نورپردازی های بسیار عجیب و پیچیده صورت میگیرد و در کارهایش بسیاری از شخصیت های داستانی و یا تخیلی را به تصویر کشیده است. او با مجلات بسیاری از جمله Italian Vogue، Vanity Fair و… همکاری می‌کند.

Karl Lagerfeldاو بیشتر به عنوان رئیس و همچنین مدیر دیزاین و خلاقیت برند بسیار معروف Chanel شناخته شده است؛ اما عکس های او نیز بسیار قوی و حیرت‌انگیز هستند و آثاری جاویدان در دنیای عکاسی به وجود آورده است. میتوان گفت که او به صورت عادی برای برندی عکاسی نمیکند و عکاسی مد (مدلینگ) او بیشتر به عنوان یک اشانتین در کنار کارهای طراحی لباس او انجام میشود.
او تقریبا با همه مجلات معروف دنیا همکاری داشته و به همان اندازه که بابت کارهای طراحی اش معروف است در عکاسی نیز شناخته شده است. در بین کارهای مختلف میتوان به V cover با Maria Carey اشاره کرد.

Tim Walkerاو را میتوان از خلاق ترین عکاس های مد (مدلینگ) و فشن دنیا دانست. تیم پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه شانس بسیار بزرگ همراهی استاد بزرگ عکاسی مد Richard Avedon را به عنوان اسیستنت او داشت. در طول سالیان با برترین مجلات مد دنیا کار کرده است و توانسته نمایشگاه های بسیاری در معروف ترین گالری ها و موزه های دنیا برگزار کند.
آثار او سرشار از احساسات و داستان سازی های خلاقانه قوی است که در تمام دنیا دیده شده است. از خصوصیات بارز عکاسی او استفاده حد اقل از نرم افزارهای عکاسی و ساخت و صحنه سازی های بسیار پیچیده است.

Steven Meiselو کار حرفه‌ای خود را با مجله‌های Vogue و W. شروع کرد. او توانست وارد دنیای مد (مدلینگ) شده و به واسطه آن توانست وارد دنیای موزیک و کلیپ های موسیقی نیز بشود. او در سال 1992 یک آلبوم عکس برای Madonna انجام داد. او علاقه بسیار به استفاده از رنگ و فرم های مختلف در عکاسی خود دارد و کارهای بسیاری را با Vogue Italia انجام داده است.
از دوره جوانی او به زیبایی و عکاسی از مدل‌ها علاقه بسیار داشت. در Parsons در رشته عکاسی مد تحصیل کرد. میزل طراحان مد، مدل‌ها، گریمورها و آرایشگران زیادی را کشف استعداد و وارد این عرصه کرده است. مدل های بسیار معروفی مثل Linda Evangelista، Naomi Campbell، Lara Stone، Coco Rocha و… حاصل استعداد یابی بسیار قوی او هستند.

Mario Sorrenti
ماریو سورنتی با کارهایش برای Vogue، Harper’s Bazaar و Calvin Klein شناخته شده است. آثارش خیره کننده و جذاب است. شناخت بسیار خوب او از ترکیب بندی و زیبایی شناسی و استفاده بسیار خوب او از رنگ و فرم شاخصه بارز آثار اوست. کارهای او برای Paco Rabanne، Calvin Klein, Levi’s و … و همچنین همکاری با برترین های دنیای مد و مدل ها میتوان در رزومه بسیار بلند کاری او عنوان کرد. آثار او در تقویم Pirelli سال 2012 منحصر به فرد هستند. کارهای او جهانی است. او همچنین با Victoria and Albert Museum موزه هنر مدرن نیز همکاری داشته است.

Mario Testino
داستان زندگی تستینو باورنکردنی است. او یکی از ده عکاس برتر دنیاست و باور آن سخت است که او پیش از این کار تصمیم داشته است که روزی کشیش شود. در جوانی خود برای مدتی موهایش را صورتی کرد چون می‌خواست مورد توجه همه قرار گیرد و در نهایت تصمیم گرفت که عکاس شود. او با افراد مشهور بسیار زیادی کار کرده است و آثار عکاسی او در مجلات معروف مد و فشن دنیا چاپ شده اند. برخی از شخصیت های معروف عکس های او را میتوان Emma Watson، Julia Roberts، Kristen Stewart و… نام برد.

Inez and Vinoodh
Inez Van Lamsweerde و Vinoodh Matadin از سال 1986 کار خود را شروع کردند. استعداد آن‌ها پس از چندین پروژه مشترک شناخته شد. آن‌ها علاوه بر مجلات مختلف با Lawina، موزه MOMA، PS1 نیز همکاری داشته اند و جایزه‌های بسیاری را در سطح جهانی و برای همکاری با مجلات Vogue، Interview، Vanity Fair و… برنده شدند. آن‌ها از پیشگامان هنر عکاسی مد و فشن عصر ما هستند.

Mert & MarcusMert Alas و Marcus Piggot از سال 1990 برای برترین و سخت گیر ترین برندهای مختلف دنیا از جمله Armani، Louis Vitton، Roberto Cavalli و.. همکاری دارند. آن‌ها در عکس‌ها از خلاقیت و تکنولوژی دیجیتال استفاده بسیار می‌کنند. در نشان دادن سوژه‌ها ماهر هستند و به ظواهر و جزئیات دقت زیادی می‌کنند. کمال عکاسی در آثار آن‌ها به چشم می‌خورد.

Patrick Demarchelier
شروع کار او سال 1990 بود و با مجله‌های Elle، Marie Claire، Vogue، Harper’s Bazaar و … همکاری داشته است و کمپین‌های تبلیغاتی بسیاری برای Dior، Louis Vitton، Channel و غیره را برعهده داشته است. او با بیشتر مجله‌های مد و فشن همکاری دارد و یکی از پیشروهای عکاسی مد دنیا است. در فیلم‌های Devils Wears Prada (شیطان پرادا می‌پوشد) و فیلم Next’s Top Model به او اشاره شده است.

Rankin
John Rankin Waddell که به Rankin شهرت یافته است از مدت‌ها پیش وارد عرصه عکاسی شده است و فعالیت‌های زیادی در این زمینه انجام داده است. او با شریک خود Jefferson Hack و با مجله Dazed&Confused کارش رو شروع کرد. کار او تبدیل به کمپین‌های تبلیغاتی، ویدئو کلیپ و… شد. در مجموع Rankin افق‌های جدیدی در عکاسی مد به وجود آورد. او استفاده بسیار از افکت های تصویری و فیلم برداری در کارهای خود دارد و سبکی مخصوص به خود را ایجاد کرده است.

Juergen Teller
بیشتر عکس‌های او رنگی است و از سال 1998 برای Marc Jacobs کار می‌کند. یکی از اصلی ترین سوژه‌های عکس‌هایش خودش است. فضای عکس های کاملا متفاوت با دیگر عکاسان مد دنیاست و بیشتر فضایی گزنده و تلخ را میسازد و عکس هایش بسیار رک و عموما بدون افکت تصویری خاص و با استفاده از نور فلش تخت و با استایل یک آماتور است.
او در سال 2005 از Cindy Sherman عکاس بسیار معروف فاین آرت برای تبلیغات Marc Jacobs استفاده کرد. در سال 2008 او و مارک، کتاب Book Juergen Teller را چاپ کردند که فقط در زمان پیش فروش تمامی نسخه‌های آن فروخته شد.

Nick Knightاو در کتابی که با عنوان Skin Leads در سال 1982 چاپ کرد به شهرت رسید؛ این در حالی بود که او در انگلیس دانشجو بود. او با مجلات i-D Magazine و Yohji Yamamoto شناخته شد. در نوامبر سال 2000 سایت Showsstudio.com راه اندازی کرد. با بسیاری از برندهای معروف دنیا همکاری مستقیم دارد و ژانر کارهایش فضاهای تاریک و سوررئال با استفاده شدید از افکت های تصویری است. همچنین در صنعت ساخت فیلم و کلیپ های کوتاه نیز فعالیت دارد.

Ellen Von Unwerth
عکس‌های او اغواگرانه و زنانه است و سبک خودش را برای نشان دادن زیبایی دارد. او به مدت ده سال مدل بوده است و پس از آن به سمت عکاسی میرود. او برای Vogue، Vanity Fair، Interview، Arena و … عکاسی می‌کند. در سال اخیر کارهای بسیار زیادی را با Miley Cyrus خواننده تین ایجر آمریکایی انجام داده است.

Bruce Weber
او یکی از سردمداران عکاسی مد است. با Calvin Klein، Ralph Lauren، Versace و غیره… همکاری بسیار داشته است. حرفه خود را با مجله GQ در سال 1970 شروع کرد. او در اوایل سال 1990 با عکس‌های سیاه و سفید از زوج‌های مختلف مورد تقدیر قرار گرفت.
او همراه با Carine Roitfeld طراح لباس معروف، مورد توجه Gucci قرار گرفت و برای آنها کمپین‌های تبلیغاتی گسترده‌ای به راه انداختند.

Terry Richardsonاسم و رسم Richardson با عکاسی مد درآمیخته است. او برای مدتی نوازنده گیتار و سبک Punk Rock بود. زیرا فکر می‌کرد که نمی‌تواند در عکاسی پا جای پدرش بگذارد. اما در نهایت او این کار را به بهترین نحو انجام داد. کارهای او اغواگرانه، خشن و تند هستند. آثار او بیشتر مربوط به عکاسی مد می‌شوند. او برای برندهای Marc Jacobs، Aldo، Tom Ford، Supreme و غیره کار کرده است. در سال 2018 چند نفر از مدلهای او بر علیه رفتارهای ج نسی در مقابل مدل ها از او طرح دعوی کردند و برخی از مجلات معروف از جمله وگ پس از این اتفاق همکاری خود را با وی به کل قطع کردند.

Mariano Vivanco
او نیز مثل خیلی از عکاسان دیگر، کار خودش را با مجله Dazed and Confued شروع کرد. وقتی در سال 2001 کار خود را با این مجله شروع کرد، با طراح مد معروف Nicola Formichetti (که در حال حاضر Fashion director لیدی گاگا است) آشنا شد و همکاری خود را با او آغاز کرد. علاوه بر آن او هفت کتاب برای Dolce&Gabbana چاپ کرده است. او با مجلات Numero، Hercules، GQ Italy، GQ Spain، Allure و… همکاری داشته است.

Steven Klein
او قبل از اینکه عکاسی را شروع کند، در رشته نقاشی تحصیل می‌کرد؛ کمپین‌های تبلیغاتی او برای Calvin Klein، D&G، Alexander McQueen و Nike مهارت او را در عکاسی نشان میدهند. او با افراد مشهور مانند Lady GaGa، Rihanna، Britney Spears و Madonna نیز همکاری دارد. آثار او فضاهای تصویری رنگی و سوررئال و بسیار تند و تیز و بعضا زننده را نمایش میدهند.

Mikael Jansson
او تعادلی بین زیبایی و فضای کلاسیک ایجاد می‌کند و برای او عکاسی مد ، کاری بدون دردسر و آسان است. فضای لطیف کارهای او جذابیت خاصی را به بیننده میدهد. او برای Vogue Japan، Vogue Paris، H&M، Dior و… کار می‌کند.

Victor Demarchelier
ویکتور مثل پدرش Patrick Demarchelier از نوجوانی به هنر عکاسی روی آورد و این‌طور که به نظر می‌رسد، عکاسی مد را از پدرش به ارث برده است. در آثارش از مضامین بسیار ساده استفاده می‌کند و تمرکز او بیشتر به نشان دادن احساسات در عکس هایش است. او برای بیشتر مجله‌های مد و فشن کار کرده است.

Giampaolo Sgura
او یک عکاس مد به تمام معناست. کارهای او در اوج ظرافت و همراه با تکنیک بسیار قوی تمام تلاش خود را در نشان دادن بهتر و ایجاد احساس مورد نظر برند را دنبال میکنند. او با کمپین‌های تبلیغاتی‌اش همه را تحت تاثیر قرار می‌دهد و با مجله‌های Vogue، GQ ، Vanity Fair و… همکاری دارد.

Oliviero Toscani
عکاس جنجالی ایتالیایی که برای اولین بار با آوردن فضاهای واقعی به کمپین های تبلیغاتی و مد باعث شوک همگانی شد. بسیاری از عکس ها و بیلبورد های او در کشورهای مختلف توقیف شد. دید خاص و تند و تیز او در بیان واقعیت بسیار جذاب است. او برای 18 سال عکاس و مدیر خلاقیت برند معروف بنتون بود و برای اولین بار در تاریخ یک برند مد و دنیای فشن کمپین های تبلیغاتی برای بنتون تعریف کرد که مربوط به مبارزه با نژاد پرستی، جنگ، ایدز و … بودند.
او با بسیاری از هنر پیشه ها و مجلات معروف دنیا همکاری داشته است و در سابقه خود انتشار یک مجله پر بار عکاسی که بیشتر به صورت یک رپرتاژ تصویری بود را نیز داشته است.

Sharif Hamzaآثار او رنگارنگ و پر از شادی و نشاط هستند؛ از سوژه‌ها و لباس‌ها به خوبی عکس می‌گیرد و برای Dazed and Confused، Garage، Vogue کار می‌کند.

Fabrizio Ferriبیشتر به عنوان یک عکاس پرتره و عکاس مد شناخته میشود و کارهای او تمایل بسیار به فضاهای نمایشی دارد و از صحنه سازی های بسیاری در کارهایش استفاده میکند. با بسیاری از هنر پیشه ها و مدل های معروف دنیا همکاری داشته و یکی از بهترین مجموعه کارهایش برای برند Aldo Coppola انجام شده است.

Craig McDean
او قبل از روی‌آوردن به رشته عکاسی مکانیک ماشین بود. او برای مدتی دستیار Nick Knight نیز بود. برای مجلاتی همچون Vogue، Armani، Gucci و… کار می‌کند.

Alasdair Mclellan
کارهای او بیشتر به صورت تبلیغاتی و مد در مجلات W Magazine، Self Service، Vogue و غیره… می‌توان یافت. او کمپین تبلیغاتی Emporio Armani را برعهده داشته است.

Greg Kadelآثار او به طور دائم در American Vogue، Germany، Vogue Italia، Vogue French، Vogue UK، چاپ می‌شود. او مشتریان مشهور و شناخته شده زیاد دارد. در عکس‌هایش بیشتر از تم سیاه و سفید استفاده می‌کند.

Benjamin Alexander Huse
عکس‌های او بیانگر اغواگری و جذابیت است. در کارهای او داستانی در فرای هر عکس دیده می‌شود. او علاوه بر کار در مجله‌های مد مانند Vogue، Self Service، Prada، H&M و… در نمایشگاه‌های بزرگ بین‌المللی کارهایش را در معرض تماشا قرار می‌دهد.

Tony Kelly
فقط یک کلمه برای توصیف عکس‌های او وجود دارد و آن Action و حرکت است. کارهای او تکان‌دهنده و پر از حرکت است. او برای American Apparel، Dynamite و Trion کار می‌کند.

Camila Akrans
کارهای او به شدت اغواگرانه است و روش و سبکی منحصر به فرد دارد. آثار او قابل توصیف نیست؛ اما کارهای او برای Numero، Harper’s Bazaar، H&M خود بازگوی کارهای زیبا و تاثیرگذار او هستند.

Emma Summertonاو در کارهایش سعی می‌کند زنانگی و خلاقیت را با هم ترکیب کند ومشتریانش هم هر روز بیشتر از قبل می‌شوند. او با Arena، Self Service، Yves Saint Laurent، Dazed and Confused کار می‌کند.

Jan Weltersاو برای مجلات Paris، German و American Editions of Vogue، French، Elle، Italian Glamour فعالیت می‌کند. او می‌داند چگونه تاریکی، مرموز بودن و جنبش مد را به شیوه خود ادامه دهد.

Thierry Le Gouèsعکس‌های تبلیغاتی، تجاری و هنری او از سال 1990 آغاز می‌شوند. عکس او از Beyonce که بر روی مجله French در آگوست/ سپتامبر چاپ شد، یکی از کارهای مشهور او است.

Barbara Anastacio
آناستاچو یک عکاس مد بیست و پنج ساله است که دنیای عکاسی مد را از پیش غنی‌تر کرده است. او برای Bullet، Fiasco کار می‌کند و کارهای او برای Versace، Burberry و Prada هنر استادانه او را نشان می‌دهد. او به رنگ‌ها و جزئیات بسیار دقت می‌کند و یکی از جوان‌ترین عکاسان موفق زیر 30 سال است.

Conan Thai
او حرفه عکاسی را با Fashionisto و با دیگر مجله‌های مد آغاز کرد؛ او همراه با تصویر داستانی پرکشش و مرموز را به تصویر می‌کشد.

Ben Hassett

برای مجله‌های Vogue، Numero، Elle، Harper’s Bazaar و دیگر مجلات عکاسی می‌کند؛ او در عکس‌های از مو، سایه‌ها و ژست‌های خاص استفاده میکند. او بیشتر عکاس بیوتی است و در نتیجه فضای عکس هایش برای به تصویر کشیدن زیبایی و یا محصولات زیباییست. آثار تک و خارق‌العاده‌ای دارد و نهایت هنرمندی او را نشان می‌دهد. او برای Calvin Klein Cosmetics، Bulgari، Burberry، L’òreal و Dior کار می‌کند.

Estevez & Belloso
این گروه همانطور که از نامش پیداست از Pablo Estevez و Javie Belloso تشکیل شده است. آن‌ها برای Carbon Copy Magazine و Schon Magazine کار می‌کنند.

Juco

Juco از دو عکاس مد معروف به نام‌های Julia Galda و Cody Cloud تشکیل شده است. عکس‌های آن‌ها پر از رنگ‌های متفاوت، مکان‌های عجیب و غریب، الگوها و بافت‌ها است و در عکس‌ها شوخ‌طبعی خاصی دیده می‌شود. آنها بازی های زیادی در انتخاب و استفاده از بک گراند های مختلف میکنند. جوکو وقت زیادی را صرف سوژه‌ها و پیدا کردن مکان‌ها می‌کند.

Aline & Jacqueline Tappia
دو عکاس معروف مد هستند که برای SID Magazine، Fiasco و غیره … کار می‌کنند. آن‌ها می‌دانند چگونه با زمینه‌های ساده، نور زیاد و با سبک‌های جدید بازی کنند.

Ben Dunbar Brunton
آثار او در تم‌های سادگی، تعادل و جوانی خلاصه می‌شود. در کارهایش با مجلات I-D، Pop، GQ، Arena Homme و نیز همین موضوع به چشم میخورد. او با بهترین طراحان مد از Simon Foxton تا David Bradshaw، Katie Grand، Hamish Bowls و Carlo Brandelli همکاری دارد. کمپین‌های تبلیغاتی او برای Stella McCartney، Adidas، Trussardi و Levis شهرت دارد.

Alessio Bolzoni
کارهای او آوانگارد و نمایشی است. اغلب افرادی را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد و الگوهایی از آن‌ها ایجاد می‌کند. او با مجلات Gray، L’ora و…همکاری دارد و می‌داند که چگونه هنر مد را با ایده‌های بکر و جدید و همچنین حرکت ترکیب کند.

Andrew G. Hobbs
آثار او در سبک‌های مختلف –استفاده از فیلتر های رنگی، تصاویر تک رنگ- را تشکیل می‌دهد. او از حالت صورت و رفتار سوژه‌های خود احساسات را بیرون می‌کشد و کمپین‌های تبلیغاتی Nike و Luis Vuitton را بر عهده دارد.

Alex Sainsbury
آثار او به شدت رنگی، ستیزه‌جو و پر از حکایت هستند. او برای Dazed Confused Japan، Garage، Wonderland، Arena Homme و… کار می‌کند. در آثارش جدیت و شوخ‌طبعی به صورت همزمان دیده می‌شود؛ اگر سادگی، مظهر کمال باشد، بنابراین آثار او سادگی واقعی در هنرِ عکاسیِ مد را نشان می‌دهد.

Georges Antoni
آثار او به شدت اغواگرانه است. عکس‌های سیاه و سفید اما کارهای او کیفیت بسیار بالایی دارد. عکس‌های او داستانی را برای ما تعریف می‌کند. او از حالت‌های چهره، لباس‌هایی که باد در آن‌ها موج انداخته و همچنین نمای دریاهای آرام عکس می‌گیرد. آنتونی با مجلات Oyster، Harper’s Bazaar، Vogue و غیره… کار می‌کند.

Arnaldo Anaya Luccaاو در کمپین‌های تبلیغاتی مختلف فعالیت داشته است. اغلب سوژه‌هایش در حال حرکت یا در بین زمین و هوا قرار دارند. بیشتر از مردهای جوان عکس می‌گیرد و کمپین‌های تبلیغاتی Ralph Lauren را بر عهده دارد؛ او همچنین تابستان 2012 کمپین تبلیغات المپیک را بر عهده داشته است.

Alessandro Dal Buoniعکاسی الساندرو بی‌عیب و نقص و پر از ظرافت است؛ او برای L’officiel Hommes China، Bon، GQ Japan، Amica، L’officiel Hommes Germany، Hunter، Dazed Confused Japan، Another Man و… کار می‌کند. الساندرو کمپین‌های تبلیغاتی Dior Homme، Yohji Yamamoto، Roberta Furlanetto و… را انجام داده است.

Arnaud Pyukaآثار او زیبایی و وقار منحصر به فردی دارد؛ او از رنگ‌های ملایم و سایه‌های تیره استفاده می‌کند.

Alice Hawkinsاو در مجله‌های Vogue، Love، I-D، Harper’s Bazaar، In Style و Vanity Fair فعالیت دارد. آثار او اغواگرانه و جذاب هستند؛ قسمت اصلی فعالیت‌های او مربوط به فعالیت‌های تجاری و همچنین عکس‌های هنری در زمینه مد است. کمپین‌های تبلیغاتی او برای Diesel، Agent Provocateur و Topman از بهترین کارهای او بوده‌اند.

Sebastian Kim
کارهای کیم در مجلات Harper’s Bazaar، I-D، Interview، Muse، Numero، Vogue و…از افراد مشهور به صورت دست جمعی یا تکی عکس می‌گیرد؛ او به شیوه‌ای اغواگرانه داستان خود را بیان می‌کند.

Horsel Diekgerdes
این هنرمند برای مجله‌های Elle، Numero، Harper’s Bazaar، Another Man، Sonia Pykiel، H&M و Uniqlo عکاسی می‌کند. فضاهای مرموزی مثل صحنه‌های داستان‌های جن و پری دارد و عکس‌های او فضای افسانه‌ای دارند؛ قسمتی تیره رنگ و تاریک همیشه در عکس‌هایش وجود دارد. او مثل قصه‌گوی داستان‌های جن و پری از نور کم در فضاهای باز یا بسته استفاده می‌کند و تضاد زیبایی بین آن ایجاد می‌کند.

پ.ن: احتمال اینکه برخی از عکاسان مد معاصر رو جا انداخته باشم هست، اگر موردی به ذهنتون میاد لطفا در کامنت بهش اشاره کنید تا توی متن اضافه کنم.

فریبرز میرکبیری

عکس خوب - عکاس خوب - نگاتیو استودیو

عکس خوب را عکاس خوب خلق میکند نه دوربین خوب!

برای گرفتن یک عکس خوب باید عکاس خوبی بود و نه اینکه متکی به دوربین عکاسی بود. عکاسی کردن زبان خاص خودش را دارد. یادگیری زبان عکاسی باعث میشود تا بتوانیم ایده ها و افکارمان و همچنین جهان اطرافمان را به کمک این زبان متجلی نمائیم و در معرض دید دیگران قرار دهیم. بدون شک ، دانستن نکات آموزنده و ارزشمند در گرفتن عکس خوب از زبان عکاسان بزرگ جهان میتواند کمک موثری در تبدیل شدن به یک عکاس خوب نماید.

  • یک عکس خوب عکسی است که با شما ارتباط برقرار میکند، قلب شما را لمس میکند و در شما تغییری ایجاد میکند که به واسطه دیدن آن عکس به وجود میاید، این یک عکس تاثیر گذار است.

ایروینگ پن Irving Penn

  • زیبایی را میتوان در هر چیز دید، نوع دیدن و ثبت کردن یک زیبایی است که تفاوت بین عکس گرفتن و عکاسی کردن را تعیین میکند.

مت هاردی Matt Hardy

  • شما عکس نمیگیرید، آنرا خلق میکنید.

آنسل آدامز Ansel Adams

  • وقتی مردم از من میپرسند از چه وسائلی برای عکاسی استفاده میکنم جواب میدهم “چشمانم”

ناشناس Anonymous

  • هیچ وقت در زندگی عکسی را که قصد داشتم نگرفته ام، آنها همیشه یا بهتر و یا بدتر اند.

دیان آربوس Diane Arbus

  • هر عکس داستانی را بیان میکند اماهیچ کدام از آنها حقیقی نیستند.

 ریچارد اودون Richard Avedon

  • در دنیای امروز گویی هر چیز به وجود امده تا تبدیل به یک عکس شود.

سوزان زانتاگ Susan Sontag

  • من مردمی که عکاسی میکنم را دوست دارم. در واقع آنها دوستان من هستند. بیشتر آنها را تا بحال ندیده ام و نمیشناسم، با این حال در عکس هایم لحظه هایم را با انها زندگی میکنم.

بروس گیلدن Bruce Gilden

  • وقتی میگویم میخواهم از کسی عکاسی کنم، معنای آن این است که میخواهم او را بشناسم. کسانی را عکاسی میکنم که میشناسم.

آنی لیبوویتز Annie Leibovitz

  • من نیازمند پرسه زدن و مشاهده کردن دنیای اطرافم هستم و دوربین من گذرنامه ام برای ورود به این دنیاست.

استیو مک کوری Steve McCurry

  • قبل از اینکه دوربین خود را برداری، خوب ببین و خوب فکر کن. قلب و مغز تو بهترین لنز های دوربین تو اند.

 یوسف کارش Yousuf Karsh

  • ترجیح میدهم بهترین زاویه ای را در سوژه هایم عکاسی کنم که آنها آن را نمیشناسند.

 اِلن فن اونورت Ellen Von Unwerth

  • یک عکس خوب به عمق احساس مربوط است نه به عمق میدان.

پیتر آدامز Peter Adams

  • تنها از چیزی عکاسی کن که عاشق آنی.

 تیم واکر Tim Walker

  • در عکاسی هیچ سایه ای وجود ندارد که نتوان به آن نور داد.

آگوست ساندر August Sander

  • وقتی عکاسی میکنم، یعنی با تمام وجود ، به جواب هایی که نیاز دارم میرسم.

واین بولوک Wynn Bullock

  • شخصیت هم، مانند فیلم عکاسی در تاریکی متبلور میشود.

یوسف کارش Yousuf Karsh

  • کدام عکس ام را بیشتر دوست دارم؟ عکسی را که فردا خواهم گرفت.

ایموژن کونینگهام Imogen Cunningham

  • چیزی که در باره عکس دوست دارم این است که لحظه ای را ثبت میکند که برای همیشه از بین رفته است و هیچ وقت نمیتوان دوباره انرا به وجود آورد.

کارل لاگرفرد Karl Lagerfeld

ریبرندینگ شرکت پولاروید در عصر عکاسی دیجیتال

همانطور که در مطلب قبل درباره شرکت پولاروید صحبت کردیم، این شرکت پس از تاثیرات بسیار در دنیای اطراف خود ناچار به متوقف کردن خط تولید خود در سال 2008 شد. کارخانه پولاروید با بیش از 100 هزار فروشگاه در 100 کشور جهان در نهایت ناچار به بستن کارخانه تولید نگاتیو های خود شد. اما Florian Kaps و Andrè Bosman تصمیم به راه اندازی دوباره خط تولید نگاتیو های معروف پولاروید کردند. پروژه ای که با توجه به شرایط دنیای دیجیتال امروز بسیار بلند پروازانه به نظر میرسید و درست به همین دلیل آنرا “پروژه غیر ممکن” Impossible Project نام گذاری کردند.

با مبلغی حدود سه میلیون دلار حق امتیاز تولید نگاتیو های پولاروید  و کارخانه آن در هلند خریداری شد. سال 2010 اولین سال شروع فروش نگاتیو های پولاروید “غیر ممکن” بود که متاسفانه نتیجه خوبی به همراه نداشت، به احتمال زیاد یکی از دلایل اصلی افت کیفیت تولیدات جدید کارخانه نسبت به محصولات قدیم پولاروید بود. “تیم غیر ممکن” حاضر به رها کردن پروژه نمیشود و شروع به آزمایش و تجربه بیشتر برای تولید محصولات با کیفیت بهتر و با حساسیت های بیشتر در برابر نور میکند. تا جایی که موفق به تولید مجدد نگاتیو های معروف 8×10 پولاروید میشود.

یکی از نقاط قوت گروه غیرممکن این بود که فقط به تولید نگاتیو بسنده نکردند بلکه با تلاش بسیار آنرا دوباره متولد کردند و توانستند از مشکلات به وجود آمده در این راه عبور کنند.

دوربین شرکت پولاروید - نگاتیو استودیو

دوربین I-1 اولین محصول جدید پولاروید

تعداد محصولات تولید شده توسط این گروه روز به روز بیشتر میشود که برخی از آنها شامل محصولات دیجیتال نیز میباشند. دوربین I-1 اولین دوربین جدید پولاروید که حدود سال 2009 ارائه شد یاداور پولاروید های قدیمی بود اما امکان اتصال به موبایل را نیز فراهم میکرد. پس از آن کارخانه مجددا شروع به تولید برخی از محصولات قدیمی و بسیار معروف پولاروید از جمله POLAROID SX-70 TYPE کرد. در ادامه با استفاده از تکنولوژی های جدید دوربین ها و ابزار های متفاوتی مانند Polaroid Cube که به عنوان رقیبی برای دوربین های معروف Go Pro ارائه شد و یا IMPOSSIBLE INSTANT LAB که با نصب یک اپلیکیشن قابلیت اتصال به موبایل و چاپ عکس های گرفته شده با آن را دارد نیز تولید شد.

دوربین Polaroid Cube رقیبی جدید

خبر جالب اینکه 5 می امسال 2017 یکی از سهامداران اصلی گروه غیرممکن تماما حق امتیاز پولاروید کورپوریشن و برند آن و همچنین “پروژه غیرممکن” را از مابقی سهامدارارن خریداری کرد. Smolokowski family که در سال 2012 بیست درصد از سهام پروژه غیرممکن را خریداری کرده بود، در سال 2014 پسر بیست ساله خود را به عنوان مدیر عامل این پروژه معرفی کرد و در نهایت اوایل امسال موفق به خرید کلیه سهام این شرکت 80 ساله شد.

برنامه های آتی این شرکت هنوز اعلام نشده است اما با توجه به زحمات گروه غیر ممکن و مطرح کردن مجدد دوربین های پولاروید به عنوان مد جدید در بین جوانان و با شروع برنامه های تبلیغاتی نا اشکار اما منظم و هدفدار این شرکت روند رو به رشدی برای آن متصور میشود.

از سال 2008 تا به امروز این شرکت تولیدات بسیاری از جمله موبایل، تلویزیون، تبلت و … را به محصولات خود افزوده است و به احتمال بسیار زیاد در اینده نه چندان دور نیز شاهد ورود محصولات جدیدی از این برند خواهیم بود.

جهت مشاهده نسل جدید دوربین پولاروید در ایران اینجا را کلیک نمائید.

برگرفته و چکیده مطالب از سایت های MU.SA ، PetaPixel ، The Impossible Project website ، www.polaroid.com

نکات طلایی عکاسی که میتوانیم از بزرگان تاریخ عکاسی بیاموزیم

در این مطلب به درج نکات طلایی عکاسی از زبان بزرگان تاریخ عکاسی پرداخته ایم که قطعا برای هر عکاسی میتواند مفید و جذاب واقع شود و تجربیات ارزشمند بزرگان تاریخ عکاسی را در اختیارتان قرار میدهد. پس در ادامه با ما همراه باشید تا با نکات طلایی عکاسی از دید  بزرگان تاریخ عکاسی جهان آشنا شوید.


  • عکس هایم شرح داستان هایی است که قادر به تعریفشان با کلمات نیستم.

دستین اسپارکس Destin Sparks

  • وقتی کلمات کفایت نمیکنند به عکس پناه میببرم. زمانیکه عکس هم یاری نمیکند، سکوت میکنم.

آنسل آدامز Ansel Adams

  • در عکاسی حقیقتی نهفته است که از واقعیت حقیقی تر است.

 آلفرد استیگلیتز Alfred Stieglitz

  • عکاسی راهی است برای حس کردن، لمس کردن، عاشق شدن. چیزی که بر روی فیلم ثبت میشود برای همیشه میماند… و نکته های کوچکی را به یاد میاورد که مدت ها بعد آنها را فراموش خواهید کرد.

آرون سیسکیند Aaron Siskind

  • عکاسی میکنیم تا بفهمیم زندگی برایمان چه مفهومی دارد.

 رالف هاترسلی Ralph Hattersley

  • یک نکته در عکس های من کاملا واضح است “من هرگز از اینکه عاشق سوژه هایم شوم نمیترسم”.

آنی لیبوویتز Annie Leibovitz

  • بهترین چیز در یک عکس این است که هیچ وقت تغییر نمیکند، حتی زمانیکه آدمهای آن عکس ها عوض میشوند.

اندی وارهول Andy Warhol

  • تصویری که شما با دوربین خود ثبت میکنید، تصوری است که شما میخواهید از واقعیت دنیای اطرافتان خلق کنید.

اسکات لورنزو Scott Lorenzo

  • دوربین ابزاریست که به شما آموزش میدهد چگونه بدون آن دنیا را بهتر ببینید.

دوروتی لانگ Dorothea Lange

  • من به حرفها اطمینان ندارم اما به تصاویر اعتماد میکنم.

 ژیل پرز Gilles Peress

  • با تمام وجود باور دارم که چیزهایی هست که هیچ کس نمیبیند مگر با عکس های من.

 دیان آربوس Diane Arbus

  • عکس حقیقت محض است.

 ژان لوک گودارد Jean-Luc Godard

  • به خاطر داشته باشید همیشه در هر عکس دو نفر وجود دارند، عکاس و کسی که عکس را میبیند.

آنسل آدامز Ansel Adams

  • یک عکس رازیست نهفته در رازی دیگر. هرچه بیشتر آنرا ببینید گویی اسرار آن بیشتر میشود.

 دیان آربوس Diane Arbus

  • بزرگ ترین مزیت عکاسی کردن این است که دلیلی ندارد آنها را با کلمات بیان کنید.

الیوت ارویت Elliott Erwitt

  • یک نفر نمیتواند ناگهان از دیدن دست بکشد. به همین دلیل یک عکاس نیز نمیتواند ناگهان عکس نگیرد. دکمه خاموش و روشنی برای آن وجود ندارد، این خاصیت وجودی یک عکاس است.

 آنی لیبوویتز Annie Leibovitz

عکاس سال 2018 تقویم معروف پیرللی انتخاب شد

عکاس سال 2018 تقویم معروف پیرللی انتخاب شد

بالاخره عکاس سال 2018 تقویم معروف پیرللی انتخاب شد، “تیم واکر” Tim Walker یکی از معروفترین عکاسان انگلیسی و شناخته شده در زمینه مد است که آثار بی نظیر و زیبایی را در سابقه خود ثبت رسانده است. آثار رمانتیک و فضا سازی های فوق العاده و افسانه ای”تیم واکر” Tim Walker درعکس هایش کاملا قابل شناسایی است و استایل خاص و شخصی او در استفاده از اشیاء واقعی و با اندازه بزرگ و بدون استفاده از فتوشاپ مختص اوست.

عکاس سال 2018 تقویم معروف پیرللی انتخاب شد

“تیم واکر” Tim Walker در سال 1970 در انگلیس متولد شد و اولین تجربیات خود در دنیای عکاسی را در Condé Nast library  لندن (شرکت “کنده نست” یکی از بزرگ ترین شرکتهای انتشاراتی و مجلات معروف مد، گلامور ، گاسیپ و … که 20 مجله بسیار معروف جهانی را با مجموعه تیراژی حدود 164 میلیون نسخه هدایت میکند.) و در همراهی استاد به نامی همچون “سسیل بیتن”Cecil Beaton  کسب کرد. “تیم واکر” Tim Walker پس از فارغ التحصیل شدن در Exeter College of Art توانست نشان بهترین عکاس جوان غیر وابسته سال را به خود اختصاص دهد.

پس از آن راهی نیویورک شد و به عنوان دستیار “ریچارد آودون” Richard Avedon معروف شروع به کار کرد. تیم واکر در 25 سالگی و به عنوان اولین سرویس عکاسی رسمی خود موفق به کار با وُگ انگلیس شد و پس از آن با معروف ترین مجله های جهان مد شروع به کار نمود.

او در طی سال های پیش رو جایزه های بسیاری از جمله Isabella Blow Award for Fashion Creator در سال 2008 و پس از آن در سال 2012 به عنوان عضو افتخاری Royal Photographic Society را به دست آورد. برخی از آثار تیم واکر نیز در Victoria & Albert Museum و London National Portrait Gallery برای همیشه ماندگار شده اند.

در نهایت سال 2018 تقویم معروف پیرللی نیز وظیفه خلق آنرا به دستان توانمند تیم واکر سپرده است، کسی که به عقیده بسیاری یکی از بهترین نمونه های این تقویم پر پرستیژ را رقم خواهد زد.

منابع Wikipedia ، www.gqitalia.it

استفاده از “نسبت طلایی” در عکاسی و گرافیک – بخش دوم

در مقاله استفاده از “نسبت طلایی” در عکاسی و گرافیک – بخش اول با این نسبت آشنا شدیم. در این بخش که قسمت دوم از این مقاله میباشد میخواهیم به شرح چگومگی استفاده از نسبت طلایی در کارهای خود بپردازیم. پس با ما همراه باشید.


چگونه از نسبت طلایی در کارهای خود استفاده کنیم؟

شناخت نسبت طلایی و ارتباط آن با اعداد و به صورت فرمول ریاضی کمی متفاوت از استفاده از آن در دنیای واقعی است، قسمت سخت کار اعمال آن در پروژه هایی است که انجام میدهیم. احتمالا اسم تناسب یک به سه را که در عکاسی بسیار مورد استفاده قرار میگیرد شنیده اید. برای شروع بهتر است با هم مروری بر روی آن داشته باشیم.

در این تناسب صفحه (کادر) را به سه قسمت عمودی و سه قسمت افقی تقسیم میکنیم و چهار نقطه ای که از تقاطع خطوط عمودی و افقی حاصل میشود را به عنوان نقاط طلایی میشناسیم. این نقاط در یک کادر مستطیل شکل توجه بیشتری را به سمت خود جلب میکنند. دلیل آن این است که اولویتی که مغز ما به تصاویر میدهد و روشی که آنها را تحلیل میکند به اینصورت است و بر همین اساس نیز پر اهمیت بودن و یا کم اهمیت بودن اجزاء تصویر را میسنجد.

نکته بسیار مهم به خصوص در عکاسی داشتن ایده دقیق از پروژه نهایی (همراه با نوشته ها و خطوطی که توسط گرافیست در انتها به عکس اضافه میشوند.) است که بر اساس آن بتوان ترکیب بندی بهتر و دقیق تر و در نتیجه محصول بهتری به وجود آورد. درباره طراحی لوگو نیز بهتر است از خطوطی با نسبت هایی که در نهایت به عدد فی میرسند و یا گرید هایی مثل حلزون و یا تناسب یک به سه استفاده کنیم.

نسبت طلایی در عکاسی

استفاده از نسبت طلایی در گرافیک

مثال های بسیاری در زمینه طراحی لوگو و استفاده بسیار خوب از این نسبت وجود دارد که برخی از آنها را با هم مرور میکنیم. یکی از اولین مثال ها مربوط به لوگوی نشنال جئوگرافیک است که تحلیل آنرا در تصویر میبینید.

یا لوگوی شرکت “اپل” که یکی از بهترین نمونه های انجام شده در این زمینه و استفاده بسیار خوب از این نسبت و دنباله فیبوناچی را نشان میدهد.

و در نهایت لوگوی جدید پپسی (لوگوی این شرکت در طی سالیان بارها شامل ریبرندینگ شده است) که آن هم با استفاده از همین نسبت طراحی شده.

استفاده از نسبت طلایی در عکاسی

همینطور در زمینه عکاسی نیز میتوان به خوبی از نسبت طلایی استفاده کرد و برخی از تاثیرگذارترین عکاس های تاریخ به خوبی از این نسبت استفاده کرده اند. یکی از بهترین استفاده های ممکن از نسبت طلایی در عکاسی پرتره ، قرار دادن سوژه اصلی در محدوده یک سوم کادر و ترجیحا قرار دادن چشم های سوژه در حدود نقطه شروع این منحنی و ادامه دادن مابقی اجزاء تصویر در دنباله این منحنی است.

استفاده از نسبت طلایی در طراحی وب

نسبت طلایی در ساخت بسیاری از صفحات وب نیز مورد استفاده قرار میگیرد و قالب بسیاری از سایت ها بر اساس این اعداد تشکیل شده است. اگر قصد ساخت یک سایت اختصاصی برای خود و یا مشتریان خود دارید به راحتی میتوانید از روش زیر برای ایجاد تناسب لازم میان کانتنت سایت و ساید بار های آن استفاده کنید.

چیزی که مسلم است موارد استفاده از این تناسبات بسیار زیاد است، ابتدا باید آنها را خوب بشناسید تا بتوانید به مرور عادت به استفاده از آن در آثار خود کنید.

فیلم کوتاه زیر را ببینید تا به جزئیات بیشتری از این اعداد را درک کنید.

http://www.aparat.com/v/pKEcF

نقل از وبلاگ ایتالیایی گرافیگاتا

The most influesntial images of all time - 100 photographs

مردی که در مقابل تانک ها ایستاد!

در این مقاله به تشریح یک از 100 عکس برتر تاریخ ، اثر جف ویدنر پرداخته ایم. صبح روز 5 ژوئن 1989 عکاس آسوشیتد پرس، “جف ویدنر” (Jeff Widener) در طبقه ششم “بیجینگ هتل” اقامت کرد. این دقیقا یک روز بعد از قتل عام میدان تیانامن (Tiananmen Square) بود، روزی که نیروهای چینی به تحصن کنندگان در میدان پلازا حمله کردند. در واقع به خاطر اهمیت این اتفاق آسوشیتد پرس او را بلافاصله به محل درگیری ها فرستاد که در نهایت در این سفر او از اتفاقات خونین، درگیری ها، رهگذران سوار بر دوچرخه، اتوبوس های سوخته و … عکاسی کرد.

زمانیکه از پنجره اتاق هتل خود به بیرون نگاه میکرد، توجه ویدنر به مردی جلب شد. او با کیسه خرید خود در حال حرکت به سمت ردیف تانک هایی بود که در خیابان پیشروی می کردند. بدون لحظه ای درنگ دوربین خود را برداشت و زمانی که مرد در برابر ردیف تانک ها ایستاد و از پیشروی آنها جلوگیری کرد را جاودانه کرد.

تانک ها با دور زدن او قصد عبور داشتند اما او هر بار دوباره جلوی آنها ایستاد و مانع از عبور آنها شد پس از چندین بار تکرار این حرکت او از تانک اول بالا رفت. ویدنر تقریبا مطمئن بود که او کشته خواهد شد اما در کمال تعجب این حرکت او تانک ها را متوقف کرد، تا در نهایت او را از تانک پایین کشیدند.

عکاسان بسیار دیگری نیز این صحنه را به تصویر کشیدند اما تنها عکس ماندگاری که توسط تمامی خبرگزاری ها پخش شد این عکس ویدنر بود. هنوز هم بعد از سال ها گذشت از این اتفاق، هویت این مرد ناشناس باقی مانده است و همین امر نیز دلیلی برای جاودانه شدن این عکس به عنوان سمبلی از مقاومت قلمداد میشود. این عکس در میان 100 عکس برتر تاریخ قرار گرفته است.

در فیلم زیر میتوانید به صحبت های ویدنر از زبان او گوش کنید و گوشه ای از آن اتفاقات را ببینید.

نقل از مجله تایم

عکاسان مشهور که بیش از آنچه لایق است بزرگ شده اند!

در این مقاله به معرفی عکاسان مشهوری پرداخته ایم که بیش از حد انتظار بزرگ شده اند. چند روز پیش به  نظر سنجی ای برخورد کردم که توسط یک مجله معروف عکاسی در فیسبوک ارائه شده بود و درباره عکاسانی بود که در تاریخ بیش از اندازه بزرگ شده اند و احتمالا معروفیت و شهرت آنها بیش از حدی که باید باشد بوده است. نظرات بسیار متفاوت بود و مردم عادی و یا حتی عکاسان حرفه ای هم در آن شرکت کرده بودند. جالب بود که در این بین بیشترین آمار مربوط به استیو مک کوری” Steve McCurry بود! البته در این میان به اسامی عکاسانی مثلآندرئاس گورسکی” Andreas Gursky و “اولیویرو توسکانی” Oliviero Toscani و یا “ترری ریچاردسون” Terry Richardson نیز برخورد کردم.

فکر میکنم نظر دادن در مورد اینکه به یک عکاس بیش از اندازه اهمیت داده شده کار چندان راحتی نباشد و مسلما بسیار وابسته به سلیقه شخصی و به خصوص سواد بصری کسی دارد که رای مورد نظر را میدهد. در این بین چند کامنت جالب هم به چشم میخورد که بد ندیدم یکی از آنها را در زیر بیاورم.

“استفانو دی ماریا” : اولین سوالی که به ذهنم میرسه اینه که چند نفر از شما تا به حال کتاب عکاسی خریدن و یا خوندن؟ (نه در مورد فتوشاپ)

بسیاری از عکاسانی که از اونها اسم برده شده، کارهای اونها رو باید در بازه تاریخی و زمانی که عکاسی میکردن ارزیابی کرد. کارهای بعضی از اونها باعث ایجاد تاثیر عمیق در دوره خودشون و در نتیجه به وجود آوردن تغییراتی شده که ما امروز بر اساس اونها عکاسی میکنیم. از همه جالب تر برای من دیدن نظرات کارشناسانه کسانی است که عکس پروفایل اونها یک سلف پرتره با دوربین رفلکس در دستشونه و یا عکس گل و بته و به اصطلاح آثار هنری که به وجود آوردن!! توصیه میکنم جای اینکه فقط حواستون به تعداد مگاپیکسل های دوربینی که میخرید باشه کتاب بخرید و سعی کنید یاد بگیرید و انقدر کارهای خودتون رو خوب ندونید.

در بین عکاسانی که در بالا اسم برده شد من توسکانی را یک ادم بسیار باهوش میدانم که بلد است ارتباط تصویری خوبی با مخاطب ایجاد کند و همیشه با ایجاد جو و فضاسازی به خوبی توانسته خود را در سطح جهانی مطرح کند. او کسی است که به تو یاد میدهد یک عکس میتواند تبدیل به یک آیکون تصویری شود.

گورسکی کسی است که مفهوم فضا و مکان و تفسیر نامکان را آموزش میدهد.

مک کوری کسی است که خیلی مورد علاقه ام نیست اما بسیار خوب میتواند از ترکیب رنگها استفاده کند، کمپوزیسیون را به خوبی میشناسد و تحلیل خوبی از آن دارد و برخی از کارهای پرتره او بسیار قوی و قابل توجه هستند.

تری ریچاردسون کسی است که خود واقعی اوست، او در تک تک عکس هایش تلاش میکند که هر چیز را به دید خودش به تصویر بکشد و دنیایی را به روی ما باز کند که تا بحال ندیده ایم و حتی تصوری هم از آن نداریم.

اما در آخر به نظرم اگر ما عکاسی را میشناسیم که در سطح کشور و یا دنیا جایگاهی پیدا کرده و اسم او مطرح شده است، آیا میتوانیم ادعا کنیم که بیش از حد به او اهمیت داده شده؟؟ و این اهمیت بسیار از دید چه شخصی برداشت میشود؟ از دید یک آدم عادی؟ چه کسی به مک کوری یا توسکانی اجازه داده است که یک عکاس مطرح بشود؟

چیزی که مسلم است این است که آنها عکاس های خوبی بوده اند و اما در عین حال به خوبی هم بلد بوده اند که چطور بتوانند مشتری های بهتری برای خود پیدا کنند. اما آیا این مورد یک نکته منفی قلمداد میشود؟

استفاده از “نسبت طلایی” در عکاسی و گرافیک – بخش اول

تا بحال درباره نسبت طلایی شنیده اید؟ آیا میدانید که شناخت صحیح نسبت طلایی، یکی از مهم ترین اصول اولیه برای یک گرافیست، عکاس، طراح مد، نقاش و … است؟ چگونه باید از “نسبت طلایی” در عکاسی و گرافیک استفاده کرد؟ این عدد و روش استفاده از ان یکی از مهم ترین اصول برای رسیدن به ترکیب بندی صحیح در عکس ها، طرح ها و لوگو های شماست.

نسبت طلایی چیست؟

روش های زیادی برای تعریف و شناخت این نسبت وجود دارد اما ساده ترین تعریف برای آن در واقع این است که نسبت دو عدد (عدد بزرگ به کوچک) به یکدیگر به عدد 1,618033 برسد. (البته اعشار این عدد همچنان ادامه دارد) این عدد به خاطر خاص بودن آن به نام عدد فی نیز شناخته میشود. *دنباله فیبوناچی (1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144…) که یکی از شناخته شده ترین سری اعداد میباشد ارتباط بسیار نزدیکی با این نسبت دارد و در واقع با تقسیم دو عدد کنار هم این دنباله میتوان به این عدد فی رسید.

 اما چرا من عکاس و یا طراح باید این اعداد و نسبت طلایی را بشناسم و اصولا چه خاصیتی برای من دارد؟

نسبت طلایی یکی از اصول اولیه هستی در جهان و کل کهکشانهاست و برای رسیدن به یک هماهنگی و هارمونی چشم نواز و کامل شناخت آن بسیار ضروری است، مغز ما به صورت ناخودآگاه این تناسب را درک میکند و در نتیجه احساس هارمونی و لذت بیشتری از آن می گیرد. در واقع این تناسب در تمامی موجودات روی کره زمین وجود دارد، به همین دلیل نیز آن را به نام های مختلف مثل عدد خدا، عدد طلایی، نسبت الهی و … نیز می شناسند.

نشانگر کامل این تناسب در طبیعت فرم حلزونی است که در واقع امتداد انحنای آن بر مبنای نسبت عدد فی بزرگ میشود. از نمونه های آن در طبیعت میتوان به فرم ها حلزونی موجود در برخی از صدف ها و یا فرم گلبرگ ها، گردباد ها و … را نام برد. انسان از ابتدای پیدایش خود همیشه از طبیعت به عنوان الگویی جهت ساخت اثار هنری و یا معماری استفاده کرده است و از هزاران سال پیش نسبت طلایی به عنوان الگویی برای خلق یک اثر ماندگار توسط یونانیان و رومیان باستان مورد استفاده قرار گرفته است.

یکی از معروف ترین نمونه های ثبت شده “The Vitruvian man” اثر لئوناردو داوینچی است که بررسی نسبت اندام یک انسان نسبت به یکدیگر را نشان میدهد که حاکی از تحقیق عمیق لئوناردو و شناخت آن و استفاده بسیار وی در آثار اوست. در دنباله فیبوناچی غیر از دو عدد اول، اعداد بعدی از جمع دو عدد قبلی خود بدست می‌آید.