عکاسی مد - فریبرز میرکبیری

عکاسی مد (مدلینگ) یا عکاسی فشن چیست؟

اگر بخواهیم تعریف ساده ‌ای برای عکاسی مد (مدلینگ) یا عکاسی فشن پیدا کنیم، شاید یکی از بهترین تعریف‌ ها برای هنر عکاسی مد این باشد که با نشان دادن عکس لباس، لوازم آرایشی-بهداشتی، زیورآلات و غیره… اینگونه تولیدات مختلف را معرفی می‌کند و در واقع آنها را آماده فروش می‌کند. در این مورد خاص، عکس مد (مدلینگ) یا عکس فشن اطلاعاتی به مخاطب خود نمی‌دهد و صرفاً می‌خواهد با یک تصویر چیزی به مردم نشان بدهد که به آن علاقه‌مند هستند. ژست و طرز پوشیدن لباس در یک عکس طرز تفکر را نشان نمی‌دهد، بلکه سعی در نشان دادن یک سبک شاخص دارد.

 هر کدام از عکس‌ هایی که در تبلیغات و پوسترهای تبلیغاتی در شهرهای مختلف می‌بینیم، میتوانند مثل یک تزئین و دکوراسیون بسیار زیبا و منحصر به فرد برای شهر باشند. در واقع داستان آن پوسترهای تبلیغاتی داستان هر یک از شهروندان یک شهر است و گویای سلیقه‌های مختلف مردم یک شهر  است.

عکاسی فشن و مد - فریبرز میرکبیری

عکاس: فریبرز میرکبیری

عکس ‌های مد (مدلینگ) یا عکس های فشن، تاریخ مصرف محدود دارند و در نهایت در مدت زمان کوتاهی از رده خارج می‌شوند. در واقع آن عکس ‌ها (محصولات) از مد می‌افتند و سبک ‌ها به سرعت عوض می‌شوند. به همین دلیل بعد از آن عکسی دیگر، سبکی دیگر با مدل ‌های جدیدتر به بازار می‌آید و هنرمندان طراح ، این نیاز را کاملا درک کرده اند و سعی در جایگزین کردن مدل ها و نمونه های جدید میکنند.

 عکاسی مد (مدلینگ) یا عکاسی فشن مستقیماً بر روی احساسات مخاطب تاثیر می‌گذارد و نقشی به جز فروش بیشتر کالای خود ندارد؛ وظیفه عکاسی مد (مدلینگ) یا عکاسی فشن اطلاعات دادن به مخاطب خود نیست. بلکه این نوع عکاسی با تصویری که از طریق رسانه ‌های عمومی به مغز انسان می‌فرستد، کارش ثبت کردن تصویر در اذهان و سر و صدا راه انداختن برای تبلیغ یک نوع کالای خاص است و در واقع هدفی کاملا تجاری را دنبال می‌کند. به همین دلیل هم میتوان گفت که مد و فشن و در کل تبلیغات (جواهر آلات، لباس، لوازم آرایشی- بهداشتی و غیره …) یک نوع فرهنگ‌ سازی در بین مردم کشورهای جهان ایجاد می‌کند.

مسلما عکاس نیز در پس عکس‌ هایش نقش بسیار مهم خود را ایفا می‌کند، نقش یک هنرمند و یک عکاس به طور همزمان.

 Edward Steichen اولین کسی است که عکاسی مد (مدلینگ) یا عکاسی فشن را آغاز کرد. اولین عکس ‌های هنری او در زمینه مد در سال 1911 چاپ شدند. این عکس ها را  از سیزده لباسی که خیاط مشهور Poiret برای مقاله‌ای که قرار بود در مورد مد- در یک مجله چاپ شود- آماده کرد و در نهایت این مجموعه مقاله و عکس در مجله Art et Decoration  منتشر شد. عکاسی مدرن و هنر مد و فشن با مفهومی که امروز میشناسیم توسط عکسی در سال  1927 آغاز شد و این آغاز برای هنری بود که تا به آن موقع کمتر شناخته شده بود. در این عکس که زنی زیبا و جذاب را نشان می‌داد و از تکنیک‌ های و وسایل عکاسی آن دوره نهایت استفاده شده بود تا اثری خارق ‌العاده را خلق کند. تکنیک ‌های جدید عکاسی از سال 1930 به بعد روز به روز تکامل پیدا کردند و عکاسانی چون Man Ray و Cecil Beaton از تکنیک ‌های متفاوت در جهت ارتقا هنر عکاسی مد (مدلینگ) یا عکاسی فشن ، استفاده کردند.

عکاسی فشن و مد - فریبرز میرکبیری

در اواخر دهه 40 (سال 1940) با چاپ New Look برند Dior تحول جدیدی در صنعت عکاسی مد (مدلینگ) و فشن به وجود آورد و نفس تازه‌ای به آن داد. افرادی چون Richard Avedon و Irving Penn تنها عکاسانی هستند که در آن دوره شناخته شده بودند و در واقع عکاسی مد (مدلینگ) یا عکاسی فشن از سال 1960 بود که پیشرفت زیادی کرد و کم کم همه گیر شد. بعد از آن در سال 1970  این سبک عکاسی شکل جذاب و اغواگرانه جدیدی به خود گرفت ودر نهایت در سال 1980 به هدف فروش بیشتر کالا ها رفت  و  تم اصلی آن نیز بر اساس حال و هوای آن دوره بیشتر به ترسیم صحنه های خوش‌ گذرانی تبدیل شد. بعد از سال 2000 عکاسی مد به شدت تحت تاثیر 11 سپتامبر قرار گرفت و در آن‌ تم‌های ضعف، ناامیدی، مقاومت و قهرمانی مشهود بود و این واقعه تاثیر به سزایی در صنعت عکاسی گذاشت و نتیجه آن که افول عکاسی مد در این دوره بود کاملا مشخص است.

با این وجود عکاسان حرفه‌ای مد یا فشن  و خارق ‌العاده‌ای نیز همچون David Lachapelle و Jean Bapiste Mondino با عکس‌ های خوش رنگ و لعاب و جذاب در این دوره در جهت ارتقا عکاسی مد، تلاش‌های فراوانی انجام دادند و جای خود را محکم ‌تر از دوره ‌های پیش کردند.

در نهایت عکاسی مد یا عکاسی فشن، دائم در حال تغییر است و بر اساس اتفاقاتی که در دنیا رخ میدهند تغییر میکند و تاثیر بسیار عمیقی نیز بر مردم و فرهنگ جوامع میگذارد، به همین دلیل نیز تنها عکاسانی در این زمینه موفق میشوند که توانایی همراهی و به روز شدن خود با این همه تغییر و سیل اطلاعات دوره جدید را داشته باشند.

احساسات و عکاسی ادوارد وستون

ادوارد وستون که در اوایل قرن 19 متولد شد یکی از عکاسان به نام دنیای عکاسی و یکی از افراد پیشرو در زمینه عکاسی هنری است. ادوارد وستون با حساسیت شدید خود نسبت به فرم ها و نور توانست در بازی با فرم و نور به درجه استادی برسد. بسیاری از کارهای ادوارد وستون در موزه های گوگنهایم و موما نیویورک نگه داری میشوند. ادوارد وستون در طول مسیر عکاسی خود با آلفرد اشتایلیتز و پل استراند (از بزرگان تاریخ عکاسی در زمینه عکاسی اجتماعی و پرتره) آشنا شدو در نهایت تصمیم به خروج از آمریکا گرفت (دوره اوج تب کمونیسم در دنیا) . او برای مدتی به مکزیک سفر کرد و استودیویی را در آنجا به همراه اسیستنت و پارتنر خود “تینا مودوتتی” ایتالیایی باز کرد و در همین زمان نیز با دیه گو ریورا و فریدا کالو آشنا شد. (دو تن از نقاشان بسیار مشهور مکزیک و موثر انقلاب کمونیسم آن سالها که برخی از بهترین عکس های ثبت شده آنها مربوط به تینا مودوتتی و وستون میباشد.)

ادوارد وستون در نهایت پس از بازگشت مجدد به آمریکا گروه مشهور F64 را به همراهی Ansel Adams, Imogen Cunningham  و چند عکاس دیگر پایه گذاری میکند.

پنجاه عکاس مد (مدلینگ) و فشن برتر معاصر

عکاسی مد (عکاسی مدلینگ) تنها با سابقه کمی بیش از صد سال توانسته است جایگاه بسیار مهمی در فرهنگ کشورهای مختلف باز کند و همچنین عکاسی مد (عکاسی مدلینگ) با تحت تاثیر قرار دادن عامه مردم و به خصوص قشر جوان توانسته و میتواند یکی از مهم ترین ابزارهای تاثیر گذار قرن ما قلمداد شود. نقش بسیار پر رنگی که عکاسی مد (مدلینگ) یا عکاسی فشن در طول صد سال اخیر بر روی فرهنگ سازی و همچنین برند سازی و در نهایت فروش محصولات مختلف داشته است انکارناپذیر است. در طول این مسیر، عکاسان مد به نام بسیاری اثرات بی نظیری از خود به جا گذاشته اند که در این متن تلاش کرده ام تعدادی از آنها را نام ببرم و با توضیح کوچکی بتوانیم با سبک و یا نقش آنها آشنا تر شویم. لازم به ذکر است که قصد من معرفی کردن عکاسان مد معاصر بوده و به همین خاطر از بزرگانی مثل ایروینگ پن و یا ریچارد اودون و … اسمی برده نشده است.

Annie Leibovitz

او در واقع بیشتر به عنوان عکاس پرتره شناخته میشود تا عکاس مد (مدلینگ) اما با تجربه بسیار زیاد خود از بزرگترین شخصیت های سیاسی و هنر پیشه های سینما عکاسی کرده است، او در هالیوود به یک سلبریتی تبدیل شده است و هر سوپر استار سینما با کمال میل جلوی دوربین او قرار میگیرد و هر وسیله ای که برای لوکیشن های پیچیده اش انتخاب کند در دسترس او قرار میگیرد. آننی در سال 2016 به عنوان عکاس منتخب سال توانست برای تقویم پیراای نیز عکاسی کند.
او از سال 1980 کار خود را برای مجله Vanity Fair آغاز کرد. پس از گذشت زمان کمی و به خاطر دید بسیار خوبی که داشت شروع به کار در مجله Rolling Stones کرد و پس از مدت نسبتا کوتاهی تبدیل به عکاس اول آن مجله شد. بسیاری از عکس‌های او معنی و مفهوم خاصی در فرهنگ آمریکایی دارند. او عکس‌های تاریخی زیادی نیز گرفته است که از جمله آنها عکس 8 دسامبر 1980 از John Lennon و Yoko Ono است که درست پنج ساعت قبل از اینکه هدف گلوله قرار گیرد و کشته شود گرفته شده است. او از ملکه الیزابت دوم نیز عکس گرفته است.

Peter Lindbeghاو یکی از بزرگنرین و شناخته شده ترین عکاس مد (مدلینگ) دنیاست که از سال 1970 در زمینه فاین آرت و همچنین عکاسی تجاری کار خود را شروع کرد. او توانست کار خود را با مجله بسیار معروف مد و فشن دنیا Vogue آغاز کند؛ و به مرور مجلات دیگری نیز از قبیل The New Yorker، Vanity Fair، Allure و Rolling Stones نیز متوجه استعداد او شدند.
پیتر لیندبرگ بیشتر به عکاسی سیاه و سفید گرایش دارد و این سبک را از سینمای آلمان و هنر صحنه پردازی برلین دهه بیست (1920) تاثیر گرفته است. در سال 1988 او از Anna Wintour (سردبیر مجله وگ برای سالهای متمادی) برای روی جلد مجله Vogue عکاسی کرد. در ژانویه 1990 برای مجله Vogue با همکاری Linda Evangelista، Naomi Campbell، Tatjana Pabiz، Cindy Crawford و Christy Turlington (معروف ترین تاپ مدل های آن زمان) کار کرد. در سال 1996 کتاب ده زن به انتخاب Peter Lindbegh او در صدهزار نسخه به فروش رفت. در طی فعالیت حرفه‌ای‌اش علاوه بر عکاسی کار فیلم برداری نیز انجام میدهد.

David Lachapelleاو در واقع توسط Andy Warhol وارد عرصه عکاسی شد. اندی وارهول با دیدن خلاقیت و استعداد او تصمیم به معرفی او به برخی از مجلات کرد و پس از آن او در مجله Interview Magazine مشغول به کار شد. آثار او مستقیما مربوط به تبلیغات یا عکاسی تجاری نمی‌شود و خیلی از مواقع به عنوان آثار فاین آرت طبقه بندی میشوند. موفقیت او را می‌توان مدیون علاقه و شناخت او به معماری، هنر و مد و فشن دانست.
صحنه سازی های او عموما بسیار پیچیده و با نورپردازی های بسیار عجیب و پیچیده صورت میگیرد و در کارهایش بسیاری از شخصیت های داستانی و یا تخیلی را به تصویر کشیده است. او با مجلات بسیاری از جمله Italian Vogue، Vanity Fair و… همکاری می‌کند.

Karl Lagerfeldاو بیشتر به عنوان رئیس و همچنین مدیر دیزاین و خلاقیت برند بسیار معروف Chanel شناخته شده است؛ اما عکس های او نیز بسیار قوی و حیرت‌انگیز هستند و آثاری جاویدان در دنیای عکاسی به وجود آورده است. میتوان گفت که او به صورت عادی برای برندی عکاسی نمیکند و عکاسی مد (مدلینگ) او بیشتر به عنوان یک اشانتین در کنار کارهای طراحی لباس او انجام میشود.
او تقریبا با همه مجلات معروف دنیا همکاری داشته و به همان اندازه که بابت کارهای طراحی اش معروف است در عکاسی نیز شناخته شده است. در بین کارهای مختلف میتوان به V cover با Maria Carey اشاره کرد.

Tim Walkerاو را میتوان از خلاق ترین عکاس های مد (مدلینگ) و فشن دنیا دانست. تیم پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه شانس بسیار بزرگ همراهی استاد بزرگ عکاسی مد Richard Avedon را به عنوان اسیستنت او داشت. در طول سالیان با برترین مجلات مد دنیا کار کرده است و توانسته نمایشگاه های بسیاری در معروف ترین گالری ها و موزه های دنیا برگزار کند.
آثار او سرشار از احساسات و داستان سازی های خلاقانه قوی است که در تمام دنیا دیده شده است. از خصوصیات بارز عکاسی او استفاده حد اقل از نرم افزارهای عکاسی و ساخت و صحنه سازی های بسیار پیچیده است.

Steven Meiselو کار حرفه‌ای خود را با مجله‌های Vogue و W. شروع کرد. او توانست وارد دنیای مد (مدلینگ) شده و به واسطه آن توانست وارد دنیای موزیک و کلیپ های موسیقی نیز بشود. او در سال 1992 یک آلبوم عکس برای Madonna انجام داد. او علاقه بسیار به استفاده از رنگ و فرم های مختلف در عکاسی خود دارد و کارهای بسیاری را با Vogue Italia انجام داده است.
از دوره جوانی او به زیبایی و عکاسی از مدل‌ها علاقه بسیار داشت. در Parsons در رشته عکاسی مد تحصیل کرد. میزل طراحان مد، مدل‌ها، گریمورها و آرایشگران زیادی را کشف استعداد و وارد این عرصه کرده است. مدل های بسیار معروفی مثل Linda Evangelista، Naomi Campbell، Lara Stone، Coco Rocha و… حاصل استعداد یابی بسیار قوی او هستند.

Mario Sorrenti
ماریو سورنتی با کارهایش برای Vogue، Harper’s Bazaar و Calvin Klein شناخته شده است. آثارش خیره کننده و جذاب است. شناخت بسیار خوب او از ترکیب بندی و زیبایی شناسی و استفاده بسیار خوب او از رنگ و فرم شاخصه بارز آثار اوست. کارهای او برای Paco Rabanne، Calvin Klein, Levi’s و … و همچنین همکاری با برترین های دنیای مد و مدل ها میتوان در رزومه بسیار بلند کاری او عنوان کرد. آثار او در تقویم Pirelli سال 2012 منحصر به فرد هستند. کارهای او جهانی است. او همچنین با Victoria and Albert Museum موزه هنر مدرن نیز همکاری داشته است.

Mario Testino
داستان زندگی تستینو باورنکردنی است. او یکی از ده عکاس برتر دنیاست و باور آن سخت است که او پیش از این کار تصمیم داشته است که روزی کشیش شود. در جوانی خود برای مدتی موهایش را صورتی کرد چون می‌خواست مورد توجه همه قرار گیرد و در نهایت تصمیم گرفت که عکاس شود. او با افراد مشهور بسیار زیادی کار کرده است و آثار عکاسی او در مجلات معروف مد و فشن دنیا چاپ شده اند. برخی از شخصیت های معروف عکس های او را میتوان Emma Watson، Julia Roberts، Kristen Stewart و… نام برد.

Inez and Vinoodh
Inez Van Lamsweerde و Vinoodh Matadin از سال 1986 کار خود را شروع کردند. استعداد آن‌ها پس از چندین پروژه مشترک شناخته شد. آن‌ها علاوه بر مجلات مختلف با Lawina، موزه MOMA، PS1 نیز همکاری داشته اند و جایزه‌های بسیاری را در سطح جهانی و برای همکاری با مجلات Vogue، Interview، Vanity Fair و… برنده شدند. آن‌ها از پیشگامان هنر عکاسی مد و فشن عصر ما هستند.

Mert & MarcusMert Alas و Marcus Piggot از سال 1990 برای برترین و سخت گیر ترین برندهای مختلف دنیا از جمله Armani، Louis Vitton، Roberto Cavalli و.. همکاری دارند. آن‌ها در عکس‌ها از خلاقیت و تکنولوژی دیجیتال استفاده بسیار می‌کنند. در نشان دادن سوژه‌ها ماهر هستند و به ظواهر و جزئیات دقت زیادی می‌کنند. کمال عکاسی در آثار آن‌ها به چشم می‌خورد.

Patrick Demarchelier
شروع کار او سال 1990 بود و با مجله‌های Elle، Marie Claire، Vogue، Harper’s Bazaar و … همکاری داشته است و کمپین‌های تبلیغاتی بسیاری برای Dior، Louis Vitton، Channel و غیره را برعهده داشته است. او با بیشتر مجله‌های مد و فشن همکاری دارد و یکی از پیشروهای عکاسی مد دنیا است. در فیلم‌های Devils Wears Prada (شیطان پرادا می‌پوشد) و فیلم Next’s Top Model به او اشاره شده است.

Rankin
John Rankin Waddell که به Rankin شهرت یافته است از مدت‌ها پیش وارد عرصه عکاسی شده است و فعالیت‌های زیادی در این زمینه انجام داده است. او با شریک خود Jefferson Hack و با مجله Dazed&Confused کارش رو شروع کرد. کار او تبدیل به کمپین‌های تبلیغاتی، ویدئو کلیپ و… شد. در مجموع Rankin افق‌های جدیدی در عکاسی مد به وجود آورد. او استفاده بسیار از افکت های تصویری و فیلم برداری در کارهای خود دارد و سبکی مخصوص به خود را ایجاد کرده است.

Juergen Teller
بیشتر عکس‌های او رنگی است و از سال 1998 برای Marc Jacobs کار می‌کند. یکی از اصلی ترین سوژه‌های عکس‌هایش خودش است. فضای عکس های کاملا متفاوت با دیگر عکاسان مد دنیاست و بیشتر فضایی گزنده و تلخ را میسازد و عکس هایش بسیار رک و عموما بدون افکت تصویری خاص و با استفاده از نور فلش تخت و با استایل یک آماتور است.
او در سال 2005 از Cindy Sherman عکاس بسیار معروف فاین آرت برای تبلیغات Marc Jacobs استفاده کرد. در سال 2008 او و مارک، کتاب Book Juergen Teller را چاپ کردند که فقط در زمان پیش فروش تمامی نسخه‌های آن فروخته شد.

Nick Knightاو در کتابی که با عنوان Skin Leads در سال 1982 چاپ کرد به شهرت رسید؛ این در حالی بود که او در انگلیس دانشجو بود. او با مجلات i-D Magazine و Yohji Yamamoto شناخته شد. در نوامبر سال 2000 سایت Showsstudio.com راه اندازی کرد. با بسیاری از برندهای معروف دنیا همکاری مستقیم دارد و ژانر کارهایش فضاهای تاریک و سوررئال با استفاده شدید از افکت های تصویری است. همچنین در صنعت ساخت فیلم و کلیپ های کوتاه نیز فعالیت دارد.

Ellen Von Unwerth
عکس‌های او اغواگرانه و زنانه است و سبک خودش را برای نشان دادن زیبایی دارد. او به مدت ده سال مدل بوده است و پس از آن به سمت عکاسی میرود. او برای Vogue، Vanity Fair، Interview، Arena و … عکاسی می‌کند. در سال اخیر کارهای بسیار زیادی را با Miley Cyrus خواننده تین ایجر آمریکایی انجام داده است.

Bruce Weber
او یکی از سردمداران عکاسی مد است. با Calvin Klein، Ralph Lauren، Versace و غیره… همکاری بسیار داشته است. حرفه خود را با مجله GQ در سال 1970 شروع کرد. او در اوایل سال 1990 با عکس‌های سیاه و سفید از زوج‌های مختلف مورد تقدیر قرار گرفت.
او همراه با Carine Roitfeld طراح لباس معروف، مورد توجه Gucci قرار گرفت و برای آنها کمپین‌های تبلیغاتی گسترده‌ای به راه انداختند.

Terry Richardsonاسم و رسم Richardson با عکاسی مد درآمیخته است. او برای مدتی نوازنده گیتار و سبک Punk Rock بود. زیرا فکر می‌کرد که نمی‌تواند در عکاسی پا جای پدرش بگذارد. اما در نهایت او این کار را به بهترین نحو انجام داد. کارهای او اغواگرانه، خشن و تند هستند. آثار او بیشتر مربوط به عکاسی مد می‌شوند. او برای برندهای Marc Jacobs، Aldo، Tom Ford، Supreme و غیره کار کرده است. در سال 2018 چند نفر از مدلهای او بر علیه رفتارهای ج نسی در مقابل مدل ها از او طرح دعوی کردند و برخی از مجلات معروف از جمله وگ پس از این اتفاق همکاری خود را با وی به کل قطع کردند.

Mariano Vivanco
او نیز مثل خیلی از عکاسان دیگر، کار خودش را با مجله Dazed and Confued شروع کرد. وقتی در سال 2001 کار خود را با این مجله شروع کرد، با طراح مد معروف Nicola Formichetti (که در حال حاضر Fashion director لیدی گاگا است) آشنا شد و همکاری خود را با او آغاز کرد. علاوه بر آن او هفت کتاب برای Dolce&Gabbana چاپ کرده است. او با مجلات Numero، Hercules، GQ Italy، GQ Spain، Allure و… همکاری داشته است.

Steven Klein
او قبل از اینکه عکاسی را شروع کند، در رشته نقاشی تحصیل می‌کرد؛ کمپین‌های تبلیغاتی او برای Calvin Klein، D&G، Alexander McQueen و Nike مهارت او را در عکاسی نشان میدهند. او با افراد مشهور مانند Lady GaGa، Rihanna، Britney Spears و Madonna نیز همکاری دارد. آثار او فضاهای تصویری رنگی و سوررئال و بسیار تند و تیز و بعضا زننده را نمایش میدهند.

Mikael Jansson
او تعادلی بین زیبایی و فضای کلاسیک ایجاد می‌کند و برای او عکاسی مد ، کاری بدون دردسر و آسان است. فضای لطیف کارهای او جذابیت خاصی را به بیننده میدهد. او برای Vogue Japan، Vogue Paris، H&M، Dior و… کار می‌کند.

Victor Demarchelier
ویکتور مثل پدرش Patrick Demarchelier از نوجوانی به هنر عکاسی روی آورد و این‌طور که به نظر می‌رسد، عکاسی مد را از پدرش به ارث برده است. در آثارش از مضامین بسیار ساده استفاده می‌کند و تمرکز او بیشتر به نشان دادن احساسات در عکس هایش است. او برای بیشتر مجله‌های مد و فشن کار کرده است.

Giampaolo Sgura
او یک عکاس مد به تمام معناست. کارهای او در اوج ظرافت و همراه با تکنیک بسیار قوی تمام تلاش خود را در نشان دادن بهتر و ایجاد احساس مورد نظر برند را دنبال میکنند. او با کمپین‌های تبلیغاتی‌اش همه را تحت تاثیر قرار می‌دهد و با مجله‌های Vogue، GQ ، Vanity Fair و… همکاری دارد.

Oliviero Toscani
عکاس جنجالی ایتالیایی که برای اولین بار با آوردن فضاهای واقعی به کمپین های تبلیغاتی و مد باعث شوک همگانی شد. بسیاری از عکس ها و بیلبورد های او در کشورهای مختلف توقیف شد. دید خاص و تند و تیز او در بیان واقعیت بسیار جذاب است. او برای 18 سال عکاس و مدیر خلاقیت برند معروف بنتون بود و برای اولین بار در تاریخ یک برند مد و دنیای فشن کمپین های تبلیغاتی برای بنتون تعریف کرد که مربوط به مبارزه با نژاد پرستی، جنگ، ایدز و … بودند.
او با بسیاری از هنر پیشه ها و مجلات معروف دنیا همکاری داشته است و در سابقه خود انتشار یک مجله پر بار عکاسی که بیشتر به صورت یک رپرتاژ تصویری بود را نیز داشته است.

Sharif Hamzaآثار او رنگارنگ و پر از شادی و نشاط هستند؛ از سوژه‌ها و لباس‌ها به خوبی عکس می‌گیرد و برای Dazed and Confused، Garage، Vogue کار می‌کند.

Fabrizio Ferriبیشتر به عنوان یک عکاس پرتره و عکاس مد شناخته میشود و کارهای او تمایل بسیار به فضاهای نمایشی دارد و از صحنه سازی های بسیاری در کارهایش استفاده میکند. با بسیاری از هنر پیشه ها و مدل های معروف دنیا همکاری داشته و یکی از بهترین مجموعه کارهایش برای برند Aldo Coppola انجام شده است.

Craig McDean
او قبل از روی‌آوردن به رشته عکاسی مکانیک ماشین بود. او برای مدتی دستیار Nick Knight نیز بود. برای مجلاتی همچون Vogue، Armani، Gucci و… کار می‌کند.

Alasdair Mclellan
کارهای او بیشتر به صورت تبلیغاتی و مد در مجلات W Magazine، Self Service، Vogue و غیره… می‌توان یافت. او کمپین تبلیغاتی Emporio Armani را برعهده داشته است.

Greg Kadelآثار او به طور دائم در American Vogue، Germany، Vogue Italia، Vogue French، Vogue UK، چاپ می‌شود. او مشتریان مشهور و شناخته شده زیاد دارد. در عکس‌هایش بیشتر از تم سیاه و سفید استفاده می‌کند.

Benjamin Alexander Huse
عکس‌های او بیانگر اغواگری و جذابیت است. در کارهای او داستانی در فرای هر عکس دیده می‌شود. او علاوه بر کار در مجله‌های مد مانند Vogue، Self Service، Prada، H&M و… در نمایشگاه‌های بزرگ بین‌المللی کارهایش را در معرض تماشا قرار می‌دهد.

Tony Kelly
فقط یک کلمه برای توصیف عکس‌های او وجود دارد و آن Action و حرکت است. کارهای او تکان‌دهنده و پر از حرکت است. او برای American Apparel، Dynamite و Trion کار می‌کند.

Camila Akrans
کارهای او به شدت اغواگرانه است و روش و سبکی منحصر به فرد دارد. آثار او قابل توصیف نیست؛ اما کارهای او برای Numero، Harper’s Bazaar، H&M خود بازگوی کارهای زیبا و تاثیرگذار او هستند.

Emma Summertonاو در کارهایش سعی می‌کند زنانگی و خلاقیت را با هم ترکیب کند ومشتریانش هم هر روز بیشتر از قبل می‌شوند. او با Arena، Self Service، Yves Saint Laurent، Dazed and Confused کار می‌کند.

Jan Weltersاو برای مجلات Paris، German و American Editions of Vogue، French، Elle، Italian Glamour فعالیت می‌کند. او می‌داند چگونه تاریکی، مرموز بودن و جنبش مد را به شیوه خود ادامه دهد.

Thierry Le Gouèsعکس‌های تبلیغاتی، تجاری و هنری او از سال 1990 آغاز می‌شوند. عکس او از Beyonce که بر روی مجله French در آگوست/ سپتامبر چاپ شد، یکی از کارهای مشهور او است.

Barbara Anastacio
آناستاچو یک عکاس مد بیست و پنج ساله است که دنیای عکاسی مد را از پیش غنی‌تر کرده است. او برای Bullet، Fiasco کار می‌کند و کارهای او برای Versace، Burberry و Prada هنر استادانه او را نشان می‌دهد. او به رنگ‌ها و جزئیات بسیار دقت می‌کند و یکی از جوان‌ترین عکاسان موفق زیر 30 سال است.

Conan Thai
او حرفه عکاسی را با Fashionisto و با دیگر مجله‌های مد آغاز کرد؛ او همراه با تصویر داستانی پرکشش و مرموز را به تصویر می‌کشد.

Ben Hassett

برای مجله‌های Vogue، Numero، Elle، Harper’s Bazaar و دیگر مجلات عکاسی می‌کند؛ او در عکس‌های از مو، سایه‌ها و ژست‌های خاص استفاده میکند. او بیشتر عکاس بیوتی است و در نتیجه فضای عکس هایش برای به تصویر کشیدن زیبایی و یا محصولات زیباییست. آثار تک و خارق‌العاده‌ای دارد و نهایت هنرمندی او را نشان می‌دهد. او برای Calvin Klein Cosmetics، Bulgari، Burberry، L’òreal و Dior کار می‌کند.

Estevez & Belloso
این گروه همانطور که از نامش پیداست از Pablo Estevez و Javie Belloso تشکیل شده است. آن‌ها برای Carbon Copy Magazine و Schon Magazine کار می‌کنند.

Juco

Juco از دو عکاس مد معروف به نام‌های Julia Galda و Cody Cloud تشکیل شده است. عکس‌های آن‌ها پر از رنگ‌های متفاوت، مکان‌های عجیب و غریب، الگوها و بافت‌ها است و در عکس‌ها شوخ‌طبعی خاصی دیده می‌شود. آنها بازی های زیادی در انتخاب و استفاده از بک گراند های مختلف میکنند. جوکو وقت زیادی را صرف سوژه‌ها و پیدا کردن مکان‌ها می‌کند.

Aline & Jacqueline Tappia
دو عکاس معروف مد هستند که برای SID Magazine، Fiasco و غیره … کار می‌کنند. آن‌ها می‌دانند چگونه با زمینه‌های ساده، نور زیاد و با سبک‌های جدید بازی کنند.

Ben Dunbar Brunton
آثار او در تم‌های سادگی، تعادل و جوانی خلاصه می‌شود. در کارهایش با مجلات I-D، Pop، GQ، Arena Homme و نیز همین موضوع به چشم میخورد. او با بهترین طراحان مد از Simon Foxton تا David Bradshaw، Katie Grand، Hamish Bowls و Carlo Brandelli همکاری دارد. کمپین‌های تبلیغاتی او برای Stella McCartney، Adidas، Trussardi و Levis شهرت دارد.

Alessio Bolzoni
کارهای او آوانگارد و نمایشی است. اغلب افرادی را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد و الگوهایی از آن‌ها ایجاد می‌کند. او با مجلات Gray، L’ora و…همکاری دارد و می‌داند که چگونه هنر مد را با ایده‌های بکر و جدید و همچنین حرکت ترکیب کند.

Andrew G. Hobbs
آثار او در سبک‌های مختلف –استفاده از فیلتر های رنگی، تصاویر تک رنگ- را تشکیل می‌دهد. او از حالت صورت و رفتار سوژه‌های خود احساسات را بیرون می‌کشد و کمپین‌های تبلیغاتی Nike و Luis Vuitton را بر عهده دارد.

Alex Sainsbury
آثار او به شدت رنگی، ستیزه‌جو و پر از حکایت هستند. او برای Dazed Confused Japan، Garage، Wonderland، Arena Homme و… کار می‌کند. در آثارش جدیت و شوخ‌طبعی به صورت همزمان دیده می‌شود؛ اگر سادگی، مظهر کمال باشد، بنابراین آثار او سادگی واقعی در هنرِ عکاسیِ مد را نشان می‌دهد.

Georges Antoni
آثار او به شدت اغواگرانه است. عکس‌های سیاه و سفید اما کارهای او کیفیت بسیار بالایی دارد. عکس‌های او داستانی را برای ما تعریف می‌کند. او از حالت‌های چهره، لباس‌هایی که باد در آن‌ها موج انداخته و همچنین نمای دریاهای آرام عکس می‌گیرد. آنتونی با مجلات Oyster، Harper’s Bazaar، Vogue و غیره… کار می‌کند.

Arnaldo Anaya Luccaاو در کمپین‌های تبلیغاتی مختلف فعالیت داشته است. اغلب سوژه‌هایش در حال حرکت یا در بین زمین و هوا قرار دارند. بیشتر از مردهای جوان عکس می‌گیرد و کمپین‌های تبلیغاتی Ralph Lauren را بر عهده دارد؛ او همچنین تابستان 2012 کمپین تبلیغات المپیک را بر عهده داشته است.

Alessandro Dal Buoniعکاسی الساندرو بی‌عیب و نقص و پر از ظرافت است؛ او برای L’officiel Hommes China، Bon، GQ Japan، Amica، L’officiel Hommes Germany، Hunter، Dazed Confused Japan، Another Man و… کار می‌کند. الساندرو کمپین‌های تبلیغاتی Dior Homme، Yohji Yamamoto، Roberta Furlanetto و… را انجام داده است.

Arnaud Pyukaآثار او زیبایی و وقار منحصر به فردی دارد؛ او از رنگ‌های ملایم و سایه‌های تیره استفاده می‌کند.

Alice Hawkinsاو در مجله‌های Vogue، Love، I-D، Harper’s Bazaar، In Style و Vanity Fair فعالیت دارد. آثار او اغواگرانه و جذاب هستند؛ قسمت اصلی فعالیت‌های او مربوط به فعالیت‌های تجاری و همچنین عکس‌های هنری در زمینه مد است. کمپین‌های تبلیغاتی او برای Diesel، Agent Provocateur و Topman از بهترین کارهای او بوده‌اند.

Sebastian Kim
کارهای کیم در مجلات Harper’s Bazaar، I-D، Interview، Muse، Numero، Vogue و…از افراد مشهور به صورت دست جمعی یا تکی عکس می‌گیرد؛ او به شیوه‌ای اغواگرانه داستان خود را بیان می‌کند.

Horsel Diekgerdes
این هنرمند برای مجله‌های Elle، Numero، Harper’s Bazaar، Another Man، Sonia Pykiel، H&M و Uniqlo عکاسی می‌کند. فضاهای مرموزی مثل صحنه‌های داستان‌های جن و پری دارد و عکس‌های او فضای افسانه‌ای دارند؛ قسمتی تیره رنگ و تاریک همیشه در عکس‌هایش وجود دارد. او مثل قصه‌گوی داستان‌های جن و پری از نور کم در فضاهای باز یا بسته استفاده می‌کند و تضاد زیبایی بین آن ایجاد می‌کند.

پ.ن: احتمال اینکه برخی از عکاسان مد معاصر رو جا انداخته باشم هست، اگر موردی به ذهنتون میاد لطفا در کامنت بهش اشاره کنید تا توی متن اضافه کنم.

فریبرز میرکبیری

شکلات پارمیدا

پنج نکته مفید برای عکاسی مواد غذایی اینستاگرام

امروزه عکاسی مواد غذایی در اینستاگرام در حال محبوب شدن بیشتر است. بسیاری از رستورانها و فست فودها و همچنین افراد از غذاهای خود عکس هایی در اینستاگرام منتشر میکنند. اگر مطالب قبل بلاگ رو دنبال کرده باشید میدونید که چندین مطلب در مورد موبایل و عکاسی با موبایل براتون نوشته ام که مسلما با توجه به محبوبیت بسیار زیاد اینستاگرام در بین مردم میتونه کمک خوبی برای گرفتن عکس های بهتر باشه. البته این اولین پست من در مورد عکاسی مواد غذایی با موبایله و بعد از این پست ‌های دیگه‌ای هم در مورد عکاسی از غذا و در کل عکاسی مواد غذایی براتون خواهم گذاشت. بد ندیدم که با توجه به تاثیر عمیق موبایل در زندگی و دنیای مدرن و ضمن اینکه تقریبا همه ما علاقه بسیار زیادی به عکاسی از غذا و مواد غذایی پیدا کردیم چند نکته در مورد عکاسی از غذا با موبایل بهتون یاد بدم!

همون‌طور که می‌دونید، توی صفحه های اینستاگرام عکس های زیادی از غذاهایی که خودمون درست میکنیم و یا عکس غذا از رستوران هایی که میریم وجود داره. نکته ای که همیشه در کلاس هام عنوان میکنم اینه که بهترین دوربین یک عکاس دوربینیه که همیشه همراهش داره پس مسلما موبایل بهترین دوربین برای شماست، بهتره بیشتر بشناسیمش و یاد بگیریم چطور بهتر از اون استفاده کنیم.

درسته که موبایل محدودیت های زیادی نسبت به یک دوربین حرفه ای داره اما میشه با کمی خلاقیت و استفاده درست، نتایج خوب و قابل قبولی در عکاسی با اون به دست آورد. به همین دلیل برای کمک به شما، پنج تا روش رو بهتون معرفی می کنم که عکاسی از غذا با موبایل رو براتون راحت میکنه و دیگه شما می‌توانید از غذاها، انواع خوراکی ها، کیک و حتی وسایل خانه هم به راحتی عکاسی کنید. پس این راهنمای مختصر و مفید رو بخونید و اگه سوالی داشتید همینجا برام کامنت بزارید تا بهتون جواب بدم.

1. از نور طبیعی استفاده کنید.
نکته اول اینه که همیشه فلاش دوربین رو خاموش نگه دارید و یا بهتر بگم از حالت اتومات خارجش کنید. شما میتونید از نور غیر مستقیم در کنار پنجره برای عکس گرفتن استفاده کنید. پیشنهاد من اینه که ترجیحا از نور صبح و یا نور بعد از ظهر (و یا در بعد از ظهرهای زمستان) یا زمان ابری بودن آسمان برای عکاسی از غذا با موبایل استفاده کنید. زیرا با این روش، یک فیلتر طبیعی دارید و میتونید از اون برای بهتر شدن عکس‌ها تون کمک بگیرید.

2. برای عکاسی مواد غذایی از بک گراند های ساده استفاده کنید.
از بک گراند یا پس زمینه های تک رنگ استفاده کنید برای مثال، رنگ سفید همیشه جذابه،البته می‌تونید از مقوای های رنگی یا میز های چوبی قدیمی هم استفاده کنید اما هرگز از چوب‌های براق یا نارنجی رنگ در عکاسی استفاده نکنید.

3. چیدمان ساده و تمیز کلید موفقیت عکاسی از غذا با موبایل
بیشتر عکس‌هایی که شما با گوشی موبایل می‌گیرید، مستقیما وارد صفحات اجتماعی مثل FaceBook یا Instagram می‌شوند، بنابراین هر چه سوژه های بیشتری در عکس هاتون باشد، عکس شما کمتر دیده می‌شه، بهتره از یک چیدمان ساده با فضاهای خالی استفاده کنیم تا سوژه دید بهتری پیدا کنه و در بین اون همه عکس و شلوغی و به خصوص صفحه کوچیک موبایل ها بتونه جلب توجه کنه. پیشنهاد من برای زاویه عکاسی از غذا با موبایل اینه که از بالا یا از جلو عکس بگیرید. در آخر توجه داشته باشید که درسته موبایل ها مجهز به سیستم اوتو فوکوس هستن اما موبایل خودش نمی‌تواند سوژه اصلی که شما میخواید رو پیدا کند؛ بنابراین باید شما با دست خودتون نقطه فوکوس رو براش مشخص کنید.

4. توجه به رنگ ها
استفاده زیاد از رنگ هم جزء اشتباهات متداول تازه ‌کارهاست. بنابراین باید به تونالیته رنگی همه وسایلی که در کادر عکس تون هست توجه کنید و ترجیحا از رنگ‌هایی استفاده کنید که مکمل رنگ‌های غذای شما باشند. هر چه شباهت رنگ‌ها در کادر با هم بیشتر باشه، هماهنگی بیشتری هم در تصویر شما به وجود می‌آید و در نتیجه عکسی بهتر و با جلوه زیبا و جذاب خواهید داشت.

گاهی اختصاص دادن قسمتی از کادر عکاسیتون به منظره ای که اطراف سوژه هست میتونه به جذابیت عکس شما کمک کنه، نکته مهم توی اینجور موارد دقت به اختصاص دادن فضای کافی برای غذای مورد نظره تا حدی که از اهمیت سوژه اصلی کم نکنه.

5. زیاد زوم نکنید و لنز را دائم تمیز کنید.
تا حد امکان در عکاسی از غذا با موبایل برای عکس گرفتن از زوم استفاده نکنید. دوربین موبایل به دلیل محدود بودن فضای گوشی و نداشتن مجموعه ای از عدسی ها که برای زوم کردن از اونها استفاده میشه به جای اینکه زوم فیزیکی انجام بده این کار رو از طریق زوم کردن دیجیتالی انجام میده و این باعث افت کیفیت شدید عکس در زمان زوم کردن روی یک سوژه میشه. به همین دلیل تا جایی که ممکنه خودتون به سوژه نزدیک بشید و اصلا از زوم استفاده نکنید.

نکته دیگه اینکه لنز دوربین موبایلتون رو در زمان عکاسی حتما تمیز کنید؛ جای انگشت و یا گرد و خاک و چربی باعث افت کیفیت عکس و خراب کردن اون میشن. همیشه تمرین بهترین کار برای رسیدن به یک نتیجه خوب و لذت بخشه از این به بعد با توجه به همین چند نکته کوچک که در بالا دربارش حرف زدیم سعی کنید عکس های بهتری بگیرید، و اگر به عکاسی از مواد غذایی علاقه دارید به مطالب دیگه ای هم که در این باره نوشتم سری بزنید.

عکاسی صنعتی - فریبرز میرکبیری

چگونه در عکاسی مواد غذایی حرفه ای شویم؟

عکاسی مواد غذایی صحیح، کار دشواری است و نیازمند تمرین زیاد میباشد. احتمالا تنها دلیل اینکه تعداد محدودی از عکاسان نیز موفق به کسب درآمد از طریق خدمات عکاسی مواد غذایی میشوند همین مورد است. امروزه با توجه به کیفیت بالای دوربین های عکاسی و بدون اهمیت به میزان تسلط شما در عکاسی، حتی با موبایل خود نیز میتوانید عکس های مواد غذایی با کیفیت بگیرید.

مطمئنا، دوربین های حرفه ای و لنزهای مختلف (اگر بدانید که چگونه از آنها استفاده کنید) می توانند گرفتن یک عکس مواد غذایی خوب و در کل پروسه عکاسی مواد غذایی را آسان تر کنند، اما وجود آنها به هیچ وجه برای این فرآیند ضروری نیست.

عکاسی مواد غذایی - نگاتیو استودیو

عکاسی مواد غذایی توسط فریبرز میرکبیری

فقط نگاهی به عکس های جذابی که هر روز در اینستاگرام آپدیت میشوند بکنید. نکته ای که عکس های خوب مجلات را ازدیگر عکسها جدا میکند مسلما یک دوربین عکاسی شیک و تجهیزات گران قیمت نیست. تنها نکته درک درست ترکیب بندی برای رسیدن به یک عکس خوب و توانایی و اعتماد به نفس شما در خلق ایده شماست.

یک عکس مواد غذایی عالی اصلا بر شانس تکیه ندارد، شما ممکن است ندانید که چرا یک عکس خاص است و یا چطور گرفته شده است، اما واقعیت این است که بعضی از اصول  عکاسی دست به دست هم داده اند تا این اتفاق بیفتد و نتیجه جذابی به وجود بیاورد. بدون توجه به اینکه شما از یک دوربین دیجیتال ساده یا دوربین حرفه ای دی اس ال آر، یا یک دوربین کامپکت ساده و یا حتی گوشی آیفون خود برای عکاسی مواد غذایی استفاده میکنید، جزئیاتی مثل ترکیب بندی، نور پردازی، چیدمان، خلاقیت و … است که عکس شما را متفاوت میکند.

حتما عجله دارید و میخواهید زودتر عکاس شوید؟ اما تعدادی اصول پایه و سالها تمرین مابین شما و رسیدن به نتیجه ایده آل در عکاسی مواد غذایی وجود دارد که با یادگیری آنها میتوانید عکس های جذاب و حرفه ای در زمینه مواد غذایی بگیرید.

در صورت تمایل به داشتن اطلاعات بیشتر در زمینه های مختلف عکاسی فشن یا مد، عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی، عکاسی برندینگ و یا نیاز به انجام هرگونه پروژه عکاسی مواد غذایی با ما تماس بگیرید.

عکاسی فشن و مد - فریبرز میرکبیری

چگونه یک عکس را ببینیم و تفسیر کنیم؟

به بهانه تحلیل یکی از عکس های من در مسابقه ای که توسط موسسه طراحان مد برگزار شد، بد ندیدم که با هم نگاهی دقیق تر به این تصویر بکنیم و ببینیم اصولا چطور میشه یک عکس رو بهتر دید و تفسیر کرد.

نیاز به توضیح هست که المان های مختلفی در این تصویر وجود داشت که دوستان زیادی به اونها اشاره کردند اما تقریبا هیچ کس به همگی اونها همراه با هم نتونست اشاره بکنه به همین دلیل هم جوابهای انتخاب شده از لحاظ ماهیت ممکنه با هم متفاوت هم باشن اما این افراد موفق شدن جزئی از انتخاب های ما باشن چون تونستن به موارد کلیدی تری در تصویر برسن. مسلما نوع ارائه جوابها هم در انتخاب اونها بی تاثیر نبود. اکثر دوستان یک نوشته برای ما ارسال کردند، برخی به صورت فایل و تعداد کمی هم با صدای خودشون جواب رو برای ما فرستادن. انتخاب وسیله ارتباطی و به اصطلاح مدیای مناسب جهت انتقال مطلب به مخاطب از اهمیت بسیاری برخورداره و اولین نکته ایه که باید یهش توجه کنید.

احتمالا نکته اول در تفسیر یک عکس اینه که تشخیص بدید به چه دلیل این عکس گرفته شده و هدف این عکس چیه؟ (مسلما یک عکس تبلیغاتی، عکس مد و یا عکس رپرتاژ و یا عکس هنری اهداف کاملا متفاوتی رو دنبال میکنن) تنها در اینصورت میتونید به پیام تصویر نزدیک تر بشید. مورد دوم، دیدن صحیح یک عکس با شروع کردن از چهار گوشه تصویر آغاز میشه. چون اکثر مواقع سوژه اصلی در مرکز عکس قرار داره باعث میشه برخی از اتفاقاتی که در حاشیه هست از چشم بیفته. نور و سایه ها در گوشه های تصویر و یا تاریک و روشنی ها نیز بسیار در رسوندن پیام اصلی موثر هستند.


مورد سوم به زبان ساده تعریف کنید که چه اتفاقی در حال وقوعه، تعداد زیادی از دوستان به خاطر دیدن چارپایه به اعدام اشاره کردن و تقریبا هیچ کس مستقیما به مراسم خاکسپاری اشاره نکرد. انسانی در تابوت و افرادی که در حاشیه اون ایستاده اند اول از همه یادآور یک مراسم خاکسپاری میتونن باشن. چهارم، به بازیهای نور و سایه دقت کنید، نور یکی از مهم ترین المان ها در عکاسیه و استفاده درست از اون میتونه در انتقال درست و خوب پیام بسیار کمک کنه. نور اصلی روی صورت سوژه است و چهارگوشه به آرامی رو به سیاهی میرن.

پنجم بررسی اجزاء مختلف تصویر و درک مفاهیم مستقیم یا غیر مستقیم، هر کدام از اجزاء تصویر غیر از تداعی کردن و انتقال یک احساس میتونند مفاهیم مخفی متفاوتی رو همراه داشته باشد (گلها، رنگ ها، آدم ها و …) به حالت صندلی در گوشه سمت راست بالا توجه کنید با وجود کثیف بودن رویه آن هیچ حس ترس یا اعدام (در هنگاه اعدام چارپایه روی زمین می افتد.) را همراه خودش نداره که بر عکس احتمالا نیاز همراهی و جای خالی کسی را یادآوری میکند.

و در نهایت سوژه اصلی، دختری که با وجود زنده بودن در تابوت قرار گرفته، حالت پالتوش که بی تکلف رها شده و اون چشمان خیره اما بی حالت که به درون ما نفوذ میکنن احساسات مختلف و متضادی رو به ما منتقل میکنن، دختری که قرار نیست تفسیر بشه بر عکس قراره یک معما باقی بمونه و همین معما بودن اونه که عکس رو جذاب میکنه. تعداد زیادی از دوستان هم به تحلیل لباس، رنگ و طرح اون و تفسیر پوشش مدل پرداختن که بسیار جالب بود.

حرف آخر، من به عنوان عکاس دنیایی رو که در ذهن دارم در عکس هام میسازم و به نمایش میذارم اما اینکه دیگران چه برداشتی از هر عکس میکنن بر اثر شرایط مختلف فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و خانوادگی و … هر شخص میتونه متفاوت باشه و اتفاقا چیزی که برای من خیلی جذابیت داره همین تفاوت دیدن دنیای من از دید دیگرانه.
فریبرز میرکبیری

استاد فریبرز میرکبیری

امروز “عکاسی” هنر نیست!

گفتگوی روزنامه همبستگی با « فریبرز میرکبیری » عکاس برندينگ و مد


فریبرز میرکبیری دارای مدرک عكاسي از “آی ای دی” میلان و همچنين عكاسي ديجيتال از “دانشگاه هاروارد” است، او به عنوان عكاس و همچنين مشاور با برندهايي متفاوتي چون « ریناشنته » ايتاليا « چرروتی » ایتاليا، « بورژوا »، مجموعه حس خوب زندگي و … همكاري داشته و همچنين به عنوان مدرس و سخنران در « اولین کنفرانس عکاسی فشن و مُد در ایران »، سمت مشاور هنری و سخنران در نهمین کنفرانس بین المللی برند، برگزاري اولين كارگاه آموزشي عكاسي مواد غذائي در كنار استاد ايتاليايي به نام مائوريتزيو لودي حضور داشته است.

با فریبرز میرکبیری گفتگویی کوتاه داشته ایم که با هم می خوانیم:

  • این روزها همه با داشتن موبایل و دوربین همراه آن عکاس شده اند، موافقید؟

در دوره ای قرار داریم که بیشترین تعداد عکس کل تاریخ در آن گرفته می شود و بیشترین استفاده از عکس را در شبکه های اجتماعی، روزنامه ها، مجله ها، سایتها و بیلبوردهای تبلیغاتی داریم اما بسياري از عکاس های دنیا متفق القول این دوره را دوره « مرگ عکاسی » نام می برند، دلیلش این است که با وجود شبكه هاي اجتماعي استفاده از عکس بسيار زیاد شده و با وجود داشتن اسمارت فون ها، عکاسی وقتی آنالوگ بود کار بسیار دشواری بود که الان خیلی راحت شده و در دسترس همه قرار گرفته و هرکدام از مردم قادر به عکس گرفتن هستند، شاید می شد زمانی از عکاسی به عنوان یک هنر اسم برد اما امروز عکاسی هنر نیست مگر در شرايط خاص. امروزه عکاسی تبدیل شده به یک ابزار برای ارائه کردن یک محصول، حالا این محصول می تواند یک محصول واقعی باشد، یک شخص باشد و یا یک اتفاق، همه دنبال این هستند که در این شبکه های اجتماعی یک محصول را ارائه کنند و این محصول لزوما می تواند برای فروش هم نباشد.

  • چه مقدار از عکاسی شامل دانش و آگاهی و چقدر مهارتهای فردی می شود؟

سوال خیلی سختی است! در دوره انفجار اطلاعات قرار داريم، كه چنین دنیایی متاسفانه قشر عکاس جزو معدود قشرهایی هستند که حداقل در ایران خیلی دارند « درجا » می زنند و دارند همان کارهایی را که در دهه قبل می کردند تکرار می کنند، این شاید یک مقدار تنبلی عکاس های دوره ما را نشان می دهد چون در چنین دورانی مسلما من عکاس هم باید تلاش کنم که روز به روز سلیقه ام را بر مبنای اتفاق هایی که در دنیای اطرافم می افتد تغییر دهم، باید این دنیا را خوب بشناسم و این اتفاقات را خوب رصد کنم تا بتوانم به مشتری آن اتفاقات را پیشنهاد کنم، این موردی است که در ایران خیلی کم اتفاق می افتد و دلیلش هم این است که خیلی از عکاس های ما عکاس های سنتی هستند و عکاسی را انتخاب کرده اند چون به نظرشان کار آسانی آمده و فکر می کردند عکاسی کردن یعنی اینکه پشت دوربین قرار بگیرند و شاتر دوربین را فشار دهند.

اولین سمینار عکاسی فشن- فریبرز میرکبیری- جلال سپهر

                           اولین سمینار عکاسی فشن- فریبرز میرکبیری- جلال سپهر

  • خلق یک لحظه ی خوب ویژگی های مکانی و زمانی می خواهد؟

می شود گفت هم شرایط زمانی و مکانی خوبی را می خواد و هم نمی خواهد! می خواهد از این جهت که وقتی که من خودم صحنه سازی کنم مسلما خلاقیت من است که در ساختن آن لحظه تاثیر می گذارد و من هستم که قبل از اینکه آن صحنه عکاسی شود باید آن تصویر را در ذهن خودم ساخته باشم و بدانم چه عکسی محصول و خروجی من می شود و به همین دلیل می توانم بهتر روی آن اشراف داشته باشم و اتفاقم را در آن مکان پیش بینی کنم، می تواند نباشد چون خیلی از مواقع اتفاق می افتد که شما یک ماجرا را ترسیم و پیش بینی نکرده باشید ولی اتفاق می افتد و لحظه ای را شکار می کنید و عکسی را ثبت می کنید که شاید عکس جذاب و زیبای و خیلی موثر و تاثیر گذار در بیننده باشد.

  • مدتی قبل تعدادی از عکس هایتان « سرقت » شد؟

بله متاسفانه چند وقت پیش تعدادی از عکسهای من بدون اجازه من توسط شهرداری تهران و آژانس عکس تهران در خانه هنرمندان ایران « جایی که آدم انتظار دارد آنجا احترام هنرمندان وجب باشد » یک نمایشگاه گروهی با تعدادی از عکس های من برگزار شد بدون اینکه من در جریان آن باشم، اتفاق ناخوشایندی بود که خیلی باعث دلخوری من شد و الان هم وکیل من در حال پیگری است و دادگاه آن همين هفته است و انشاالله بشه به نتیجه مثبتي برسد و امیدوارم اینگونه اتفاق ها دیگر پیش نیاید چون متاسفانه استفاده غیرقانونی از عکس و تصویر در ایران خیلی زیاد است.

  • چه باید کرد که این اتفاقات دیگر تکرار نشود؟

شاید تنها راه حمایت عکاس ها و هنرمندان از همدیگر باشد، متاسفانه در این جریان من حمایت خیلی چنداني از جامعه هنرمندان ایران ندیدم، با وجود اینکه این خبر رسانه ای شد و خیلی از روزنامه ها و رسانه ها همراهی کردند اما آن اتفاق و حمایتی که باید از جانب هنرمندان می شد پيش نيامد و این باعث تاسف است، امیدوارم ما هنرمندان این مسائل را فقط به صورت شخصی نبینیم کما اینکه خود من پيش از اين اتفاق يعني چهار سال پیش در اولین سمینار عکاسی فشن و در حضور بسياري از روسای انجمن عکاسان شهرهاي مختلف ايران درباره كپي رايت صحبت و به آن اشاره کردم ، امیدوار بودم و امیدوار هستم که یک زمانی حساسیت های ما به عنوان هنرمند و عکاس اینقدر زیاد باشد که به جای اینکه همدیگر را به چشم رقیب نگاه کنیم با هم همراه باشيم زيرا کنار هم بودن ما باعث می شود که اتفاقات خوب و مثبتی را در زمینه هنری و عکاسی در ایران به وجود آوریم.

نویسنده: فریبرز میرکبیری

فریبرز میرکبیری - مصاحبه در روزنامه شرق

واکنش مطبوعات در اعتراض به انتشار بدون اجازه آثار عکاسی فریبرز میرکبیری

چند روز پیش مطلبی با عنوان ” نمایشگاه گروهی برگزار شده در خانه هنرمندان ایران بدون اطلاع هنرمندان شرکت کننده! ” در وبسایت منتشر کردم و پیرو اون اقداماتی در جهت احقاق حقوق آثارم و کپی رایت انجام دادم که بازتاب گسترده ای در مطبوعات و جوامع هنری به همراه داشت. با امید به اینکه به حقوق همدیگه در ضمینه کپی رایت احترام بگذاریم و دیگه شاهد چنین اتفاقات ناخوشایندی نباشیم من این موضوع رو رسانه ای کردم و وکیل من در حال پی گیری این مورد از نظر حقوقی هم هست.

تشکر از دوستان عزیز بابت همراهی، راهنمایی و پیام های دلگرم کننده تون.

در لینکهای زیر میتونید متن گزارشات مطبوعاتی منتشرشده در این زمینه رو ببینید:

تهران شهر بی اجازه – روزنامه شرق

سایت خبر فارسی

گزارش سایت خبرگزاری مهر

سایت بازتاب

سایت امتداد نیوز

گزارش اختصاصی و کامل روزنامه شهروند

حمایت انجمن عکاسان ایران

انجمن عکاسان ایران بازتاب خبر

حمایت سایت عکسخانه در بازتاب این خبر

انتشار خبر در سایت جماران

به زودی لینک مابقی مصاحبه های مطبوعاتی و نتایج و خبر های مربوط به این اتفاق رو هم به اطلاع همگی میرسونم.

نویسنده: فریبرز میرکبیری

شرکت دانیار - فریبرز میرکبیری

ریبرندینگ شرکت دانیار توسط گروه نگاتیو استودیو

پروسه ریبرندینگ یک شرکت اصولا طولانی و زمان بر هست. یکی از اولین و شاید سخت ترین قسمتهای اون هم قانع کردن صاحب برند برای پذیرش این ریبرندینگ و همراه کردن مجموعه در این مسیره که البته لازم به یادآوریه که این تصمیم به جسارت و شجاعت بسیاری هم نیاز داره.
شرکت دانیار از جمله شرکت های خوش فکریست که مجموعه ما سالهاست در سمت مشاور افتخار همراهی اون رو داره و امسال به بهانه 5 سالگی این شرکت، پروسه ریبرندیدنگ این مجموعه پیشتاز در زمینه شبکه و مخابرات و هوشمند سازی ساختمان، 2 ماه پیش آغاز شد.
زحمات زیادی توسط دوستان آتلیه ما کشیده شد تا بتونیم هویت بصری (CI) این مجموعه رو در تاریخ مقرر رونمایی کنیم، امیدواریم که این ریبرندینگ که مسلما تنها به تغییر ظاهری لوگوی این مجموعه ختم نمیشه نقطه عطفی در موارد مختلف چه از نظر طراحی های ظاهری و چه از لحاظ استراتژیک در این مجموعه به وجود بیاره.
با تغییراتی که در چند سال اخیر در بازار تکنولوژی رخ داده وبا توجه به اینکه مجموعه دانیار از ال 1395 با شرکت در اولین سمینار هوشمند سازی و سخنرانی مدیر عامل این شرکت در حوزه هوشمند سازی ساختمان ها فعالیت خود را آغاز کرده بود تصمیم گرفتیم تا امسال همزمان با تولد 5 سالگی این مجموعه که مصادف با ریبرندینگ آن نیز بود لغت “ساختمان های هوشمند” را نیز به شعار  این مجموعه (شبکه ، مخابرات ، ساختمان هوشمند) اضافه کنیم و با تغییری کلی در هویت بصری و برند این مجموعه آغازی نو داشته باشیم.
تمرکز لوگوی جدید شرکت دانیار بر زنجیر بودن حرف “دا” وحرف انگلیسی “D” است که حاکی از انسجام اعضای این مجموعه در جهت توسعه، و تداعی کننده ارتباط ، اتصال و شبکه، که جزء زمینه های اصلی فعالیت این مجموعه می باشد بوده است.
رنگ های استفاده شده در لوگوی جدید شامل آبی اقیانوسی است که بیانگر امنیت، وسعت،اطمینان وعمق می باشد و انتخاب رنگ خاکستری به دلیل خنثی بودن و به سادگی قرار گرفتن آن در کنار سایر رنگ هاست که این خود نشانه ای از همراهی وانعطاف پذیری این مجموعه در پذیرش تکنولوژی های جدید و امروزی است.

نمایشگاه گروهی برگزار شده در خانه هنرمندان ایران بدون اطلاع هنرمندان شرکت کننده!

برگزاری یک نمایشگاه برای هر هنرمندی هیجان انگیز و جذابه اما اینکه بدون حضور تو و حتی بدون اطلاع تو برات نمایشگاه برگزار کنن از اون اتفاقات عجیب و غریبه که فقط توی ایران میتونه پیش بیاد!! بعد از تغییرات اخیر که روی سایت ام انجام شده امروز در حال سرچ کردن اسم خودم توی گوگل بودم و زمان سرچ رو گذاشتم ماه اخیر تا ببینم چه آپدیت هایی توی گوگل ثبت شده. توی نتایج چشمم به لینکی از سایت عکسخانه افتاد اما فکر کردم احتمالا مربوط به نمایشگاه قبل ام بوده، اما پایین تر که رفتم دیدم همون خبر توی دو سایت دیگه هم اومده و تیتر “نمایشگاه گروهی شهر تهران” نظرم رو جلب کرد. داخل سایت عکسخانه که شدم دیدم اسمم کنار تعدادی عکاس دیگه قرار داره و خبر مربوط به برگزاری یک نمایشگاه گروهی عکس در خانه هنرمندان ایران در شهر تهرانه که گویی از ابتدای تیر ماه تا 8 تیر هم ادامه داشته!!!

مرکز ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تهران و آژانس عکس تهران برگزار کننده این نمایشگاه بودن و انگار 6 عکس از من هم جزء آثار نمایش داده شده بوده! بین عکاسان، تعدادی از دوستان عکاس به نام و آشنا مثل نازنین طباطبایی و آرش عاشوری نیا هم به چشم میخورن.

انجمن عکاسان ایران ، عکسخانه ، عکاسی.کام

اما اینکه اصل داستان چی بوده و از کجا شروع شده. فکر میکنم 2سال پیش بود که یک صفحه اینستاگرام به اسم Tehran Daily Life با هشتگی به همین نام شروع به انتشار برخی از عکس های منتشر شده عکاسان از تهران کرد. هر کسی میتونست با استفاده از هشتگی به همین نام امکان شرکت در این اتفاق رو پیدا کنه و اگر عکسش تایید میشد توی صفحه مورد صحبت به اشتراک گذاشته میشد. چند ماه بعد هم عکس ها در کتابی که اگر اشتباه نکنم به اسم “تهران شهر زندگی” بود منتشر شد و به نظر میومد کار به همینجا ختم شده باشه که انگار اینجور نبود و تصمیم به برگزاری نمایشگاه هم گرفتن!!

در حال حاضر چند سوال بزرگ برای من پیش اومده که امیدوارم دوستان شرکت کننده در نمایشگاه فوق هم همراهی کنن تا بلکه کسی از برگزار کنندگان به این سوال ها جواب لازم رو بده.

اول اینکه برگزاری یک نمایشگاه بدون اطلاع صاحبان آثار از چه لحاظ کار درستی قلمداد شده؟ از لحاظ کپی رایت؟ از لحاظ احترام به هنرمندان شرکت کننده؟ یا از نظر قوانین اجتماعی؟

دوم آیا من یا هر کس که عضوی از این نمایشگاه بوده به عنوان صاحب اثر اصولا هیچ حقی درباره این نمایشگاه نداشتیم که مسئولین محترم حتی به خودشون زحمت این رو بدن که از ما اجازه ای بابت این کار گرفته بشه؟ و یا نکنه فکر میکردن که تک تک ما باید از خوشحالی بال در بیاریم و کلاهمون رو به آسمون بندازیم چون زحمت کشیدن و بدون اطلاع ما برامون نمایشگاه برگزار کردن!!؟

سوم حق و حقوق مربوط به یک عکس، یا هر اثر هنری به چه کسی تعلق داره به هنرمند و یا صفحه اینستاگرامی که اونها رو به اشتراک گذاشته؟؟

چهارم اگر من عکاس تصمیم به واگذار کردن حقوق مربوط به عکس ام به کسی رو داشته باشم اصولا و از لحاظ قانونی نباید این حقوق رو رسما و با امضاء کردن یک برگه که روی اون شرایط واگذاری اثر قید شده عنوان کنم؟؟

بیش از یک سال قبل شادی قدیریان و پس از اون آرش عاشوری نیا و در سالهای قبل یا بعد اون هم هنرمندان دیگری در اعتراض به استفاده بدون اجازه از آثارشون اعتراض کردن اما متاسفانه هنوز هم این موضوع راه به جایی نبرده. یک سال پیش من هم با نوشتن مطلبی درباره برخی قوانین کپی رایت جهانی سعی در حمایت صحبت های شادی قدیریان و آرش عزیز کردم و الان هم تنها حرفی که میتونم  اضافه کنم اینه که بی تفاوت بودن هر کدوم از ما به این موضوع فقط باعث بدتر شدن روز به روز این روند میشه. دوستان عزیز هنرمند لطفا قبل از اینکه این اتفاق براتون پیش بیاد بهش اهمیت بدید.

فریبرز میرکبیری