حراج آثار هنری به نفع زلزله زدگان

حراج خیریه آثار هنری در تهران

سلام به همه دوستان و همراهان عزیز، با توجه به زلزله اخیر و اتفاقات وحواشی ناگوار زلزله ما هم تصمیم به همراهی و کمک به هموطنان زلزله زده مان داریم و از شما دعوت میکنیم در نمایشگاهی که به همین عنوان فردا روز جمعه در گالری ایرانشهر و با همراهی گالری مژده برگزار میشه شرکت کنید و از فرصت به دست آمده برای خرید آثار هنری بسیار ارزنده و با یک سوم قیمت اصلی آثار استفاده وکرده و با خرید خود به دوستان و هموطنانمان کمک کنید.

من هم به نوبه خود دو اثرم رو تقدیم دوستان زلزله زده کردم.

فریبرز میرکبیری

پ.ن: این نمایشگاه در دو روز اول مبلغی حدود 150 میلیون تومان فروش داشت و به دلیل استقبال عموم تاریخ آن تا آخر همین هفته تمدید شد. از همراهی همیشگیتون ممنونم.

استاد فریبرز میرکبیری

امروز “عکاسی” هنر نیست!

گفتگوی روزنامه همبستگی با « فریبرز میرکبیری » عکاس برندينگ و مد


فریبرز میرکبیری دارای مدرک عكاسي از “آی ای دی” میلان و همچنين عكاسي ديجيتال از “دانشگاه هاروارد” است، او به عنوان عكاس و همچنين مشاور با برندهايي متفاوتي چون « ریناشنته » ايتاليا « چرروتی » ایتاليا، « بورژوا »، مجموعه حس خوب زندگي و … همكاري داشته و همچنين به عنوان مدرس و سخنران در « اولین کنفرانس عکاسی فشن و مُد در ایران »، سمت مشاور هنری و سخنران در نهمین کنفرانس بین المللی برند، برگزاري اولين كارگاه آموزشي عكاسي مواد غذائي در كنار استاد ايتاليايي به نام مائوريتزيو لودي حضور داشته است.،
با فریبرز میرکبیری گفتگویی کوتاه داشته ایم که با هم می خوانیم:

  • این روزها همه با داشتن موبایل و دوربین همراه آن عکاس شده اند، موافقید؟

در دوره ای قرار داریم که بیشترین تعداد عکس کل تاریخ در آن گرفته می شود و بیشترین استفاده از عکس را در شبکه های اجتماعی، روزنامه ها، مجله ها، سایتها و بیلبوردهای تبلیغاتی داریم اما بسياري از عکاس های دنیا متفق القول این دوره را دوره « مرگ عکاسی » نام می برند، دلیلش این است که با وجود شبكه هاي اجتماعي استفاده از عکس بسيار زیاد شده و با وجود داشتن اسمارت فون ها، عکاسی وقتی آنالوگ بود کار بسیار دشواری بود که الان خیلی راحت شده و در دسترس همه قرار گرفته و هرکدام از مردم قادر به عکس گرفتن هستند، شاید می شد زمانی از عکاسی به عنوان یک هنر اسم برد اما امروز عکاسی هنر نیست مگر در شرايط خاص. امروزه عکاسی تبدیل شده به یک ابزار برای ارائه کردن یک محصول، حالا این محصول می تواند یک محصول واقعی باشد، یک شخص باشد و یا یک اتفاق، همه دنبال این هستند که در این شبکه های اجتماعی یک محصول را ارائه کنند و این محصول لزوما می تواند برای فروش هم نباشد.

  • چه مقدار از عکاسی شامل دانش و آگاهی و چقدر مهارتهای فردی می شود؟

سوال خیلی سختی است! در دوره انفجار اطلاعات قرار داريم، كه چنین دنیایی متاسفانه قشر عکاس جزو معدود قشرهایی هستند که حداقل در ایران خیلی دارند « درجا » می زنند و دارند همان کارهایی را که در دهه قبل می کردند تکرار می کنند، این شاید یک مقدار تنبلی عکاس های دوره ما را نشان می دهد چون در چنین دورانی مسلما من عکاس هم باید تلاش کنم که روز به روز سلیقه ام را بر مبنای اتفاق هایی که در دنیای اطرافم می افتد تغییر دهم، باید این دنیا را خوب بشناسم و این اتفاقات را خوب رصد کنم تا بتوانم به مشتری آن اتفاقات را پیشنهاد کنم، این موردی است که در ایران خیلی کم اتفاق می افتد و دلیلش هم این است که خیلی از عکاس های ما عکاس های سنتی هستند و عکاسی را انتخاب کرده اند چون به نظرشان کار آسانی آمده و فکر می کردند عکاسی کردن یعنی اینکه پشت دوربین قرار بگیرند و شاتر دوربین را فشار دهند.

اولین سمینار عکاسی فشن- فریبرز میرکبیری- جلال سپهر

  • خلق یک لحظه ی خوب ویژگی های مکانی و زمانی می خواهد؟

می شود گفت هم شرایط زمانی و مکانی خوبی را می خواد و هم نمی خواهد! می خواهد از این جهت که وقتی که من خودم صحنه سازی کنم مسلما خلاقیت من است که در ساختن آن لحظه تاثیر می گذارد و من هستم که قبل از اینکه آن صحنه عکاسی شود باید آن تصویر را در ذهن خودم ساخته باشم و بدانم چه عکسی محصول و خروجی من می شود و به همین دلیل می توانم بهتر روی آن اشراف داشته باشم و اتفاقم را در آن مکان پیش بینی کنم، می تواند نباشد چون خیلی از مواقع اتفاق می افتد که شما یک ماجرا را ترسیم و پیش بینی نکرده باشید ولی اتفاق می افتد و لحظه ای را شکار می کنید و عکسی را ثبت می کنید که شاید عکس جذاب و زیبای و خیلی موثر و تاثیر گذار در بیننده باشد.

  • مدتی قبل تعدادی از عکس هایتان « سرقت » شد؟

بله متاسفانه چند وقت پیش تعدادی از عکسهای من بدون اجازه من توسط شهرداری تهران و آژانس عکس تهران در خانه هنرمندان ایران « جایی که آدم انتظار دارد آنجا احترام هنرمندان وجب باشد » یک نمایشگاه گروهی با تعدادی از عکس های من برگزار شد بدون اینکه من در جریان آن باشم، اتفاق ناخوشایندی بود که خیلی باعث دلخوری من شد و الان هم وکیل من در حال پیگری است و دادگاه آن همين هفته است و انشاالله بشه به نتیجه مثبتي برسد و امیدوارم اینگونه اتفاق ها دیگر پیش نیاید چون متاسفانه استفاده غیرقانونی از عکس و تصویر در ایران خیلی زیاد است.

  • چه باید کرد که این اتفاقات دیگر تکرار نشود؟

شاید تنها راه حمایت عکاس ها و هنرمندان از همدیگر باشد، متاسفانه در این جریان من حمایت خیلی چنداني از جامعه هنرمندان ایران ندیدم، با وجود اینکه این خبر رسانه ای شد و خیلی از روزنامه ها و رسانه ها همراهی کردند اما آن اتفاق و حمایتی که باید از جانب هنرمندان می شد پيش نيامد و این باعث تاسف است، امیدوارم ما هنرمندان این مسائل را فقط به صورت شخصی نبینیم کما اینکه خود من پيش از اين اتفاق يعني چهار سال پیش در اولین سمینار عکاسی فشن و در حضور بسياري از روسای انجمن عکاسان شهرهاي مختلف ايران درباره كپي رايت صحبت و به آن اشاره کردم ، امیدوار بودم و امیدوار هستم که یک زمانی حساسیت های ما به عنوان هنرمند و عکاس اینقدر زیاد باشد که به جای اینکه همدیگر را به چشم رقیب نگاه کنیم با هم همراه باشيم زيرا کنار هم بودن ما باعث می شود که اتفاقات خوب و مثبتی را در زمینه هنری و عکاسی در ایران به وجود آوریم.

نویسنده: فریبرز میرکبیری

عکاسی صنعتی - فریبرز میرکبیری

قوانین کپی رایت در عکاسی

به بهانه انتشار مقاله من درباره کپی رایت به در خواست مجله تندیس

بحث کپی رایت یکی از مباحث پر دغدغه همیشگی به خصوص برای هنرمندان بوده و هر از گاهی اعتراضات و شکایات برخی از هنرمندان کشورمان را نیز در این باره شنیده ایم و یا حتی شاید خود ما نیز دچار این تجربه ناخوب استفاده دیگران از آثارمان بدون کسب هیچگونه اجازه یی شده باشیم.
با توجه به اهمیت بسیار عکس و عکاسی در دنیای دیجیتال و شبکه های اجتماعی و استفاده هر روزه ما از آنها، حق و حقوقمان به عنوان یک هنرمند (یا عکاس) درباره آثار هنری مان تا چه اندازه است و برای حفظ آثارمان چه باید بکنیم؟
به گفته “جیمز ویستلر” یک هنرمند بابت دید خود مزد می‌گیرد و نه بابت اثر خود، پس شروع کار یک هنرمند و اصولا اهمیت یک اثر هنری در ایده آغازین آن نهفته است و مسلما حفظ آن در درجه اول اهمیت قرار دارد. پس کپی رایت هم شامل ایده و هم شامل اثر یک هنرمند می‌شود.
طرح دعوی درباره استفاده از ایده یک هنرمند کاری بسیار دشوار است و عموما موارد اینچنینی تنها زمانی قابل دفاع است که امکان اثبات این موضوع توسط هنرمند با ارائه مدارک و شواهد معتبر وجود داشته باشد.
اما بیشتر شکایات مطرح شده در دادگاه ها عموما به استفاده بدون اجازه آثار هنری برمی‌گردد.

اصولا یک اثر هنری زمانی ارزش پیدا می‌کند که به دید عموم برسد پس ارائه و به نمایش گذاشتن یک اثر هنری توسط هنرمند امری اجتناب ناپذیر است. اما قسمت دشوار کار حفظ تمامیت حقوق معنوی و مالی اثر برای شخص هنرمند است. متاسفانه در کشور ما سابقه کپی کاری از روی آثار و استفاده بدون اجازه آن امری متداول و روزمره است ولی در چند سال اخیر قوانین مربوط به کپی رایت در ایران نیز روز به روز تکمیل تر شده و اکنون این عمل از دید قانون نیز جرم تلقی می‌شود و تبعات مالی و به خصوص کیفری سنگینی به همراه دارد.
قصد من به عنوان یک عکاس توضیح برخی از حقوق عکاسی درباره آثار هنری و یا تجاری است و به همین دلیل ابتدا نیاز است گریزی به روش‌های ارزش گذاری یک عکس از لحاظ جهانی داشته باشیم زیرا که این موارد المان هایی هستند که در صورت طرح دعوی در یک دادگاه می‌توانیم برای ارزش گذاری خسارت عکس هایمان به آنها اشاره کنیم.

اثر شما چه قدر دیده میشود؟

همانطور که در بالا نیز مطرح کردم ارزش یک اثر هنری به دیده شدن این اثر است و هر چه بیشتر دیده شدن یک عکس مسلما می‌تواند باعث افزایش قیمت آن شود و این نکته بسیار مهمی‌ست که در قیمت گزاری یک عکس توسط هر عکاس نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
به عنوان مثال اگر عکس شما قرار است در اتاق یک خانه زده شود که روزی ۴ نفر آنرا می‌بینند مسلما قیمت آن متفاوت از زمانی است که روی یک بیلبورد زده می‌شود و هر روز ۴ میلیون نفر آنرا می‌بینند.(منظور ارزش یک عکس تجاری ست و نه عکس هنری)
مورد بسیار مهم بعدی بازه زمانی مورد استفاده از اثر شماست، استفاده از یک عکس به مدت یک روز، یک ماه و یا یک سال قطعا از لحاظ ارزش گذاری نمی‌تواند یکسان باشد؟
تیراژ چاپ شده از عکس شما نیز بسیار مهم است زیرا تاثیر مستقیم در دیده شدن یک اثر دارد. اگر یک اثر برای چاپ در یک کاتالوگ با تیراژ ۱۰۰ عدد استفاده می‌شود مسلما قیمت آن متفاوت با زمانی است که در یک مجله یا روزنامه با تیراژ بالای صد هزار عدد چاپ می‌شود.
محدوده جغرافیای منتشر شده نیز تاثیر بسیاری در ارزش گذاری یک عکس دارد، استفاده اثر در یک استان یا استفاده آن در کل کشور و یا در چند کشور متفاوت شرایط قیمتی متفاوتی را نیز طلب می‌کند.
لازم به ذکر است که در صورت نیاز به تمدید مجدد هر یک از موارد فوق نیز مشتری باید دوباره به صاحب اثر مراجعه نموده و با پرداخت مبلغ آن شرایط جدیدی را جهت استفاده از عکس مورد نظر تعیین کند.

شرایط انتشار یک اثر چیست و در چه حالتی ما امکان اعتراض به انتشار یکی از آثارمان را داریم؟

از لحاظ قوانین بین المللی یک عکاس همیشه به عنوان صاحب اثر تلقی می‌شود (به طور دقیق تر کسی که فایل اصلی یعنی فایل خام عکس را در دست دارد) و حتی پس از فروش یک عکس به مشتری نیز تنها عکاس است که صاحب همیشگی آن است باقی میماند. گرچه به صورت نادر و در موارد بسیار خاص طی یک قرارداد امکان انتقال کلیه حقوق یک عکس به شخص دیگر نیز امکان پذیر می‌باشد. در واقع مشتری در زمان دریافت عکس امکان و مجوز استفاده از آن عکس در یک بازه زمانی خاص و طبق شرایط تعریف شده در قرارداد را پیدا می‌کند و نه چیزی بیشتر از آن. (شرایط ذکر شده در بند های بالا)
تمامی این توضیحات به این معناست که شرایط انتشار و محل و یا رسانه مورد انتشار تنها توسط شخص عکاس تعیین می‌شود و در صورتی که از این شرایط تخطی شود صاحب اثر امکان و اجازه اعتراض و در نهایت شکایت از فرد و یا ارگان مورد نظر را پیدا میکند.


مورد بعدی استفاده بدون اجازه از یک عکس، در صورتی است که به قصد تبلیغ و به جهت استفاده تجاری باشد. با توجه به اینکه عموم افراد و شرکت‌ها جهت جذب مخاطب و تبلیغات و برند سازی در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند پس در صورت انتشار یک عکس در شبکه های اجتماعی نیز امکان شکایت کردن برای عکاس فراهم می‌شود. لازم به یادآوریست در صورتی که عکسی را در صفحه شخصی اینستاگرام و یا دیگر سوشال نت ورک ها منتشر می‌کنید حتی اگر با ذکر نام عکاس مورد نظر نیز باشد، چون این عمل بدون اطلاع و اجازه او انجام شده به شخص عکاس امکان اعتراض و در نهایت شکایت از شما را می‌دهد. هر چند که عموما این اتفاق برای اکانت‌های شخصی اتفاق نمیافتد اما در صورت بازنشر بدون اجازه یک عکس توسط یک شرکت، امکان این پی گیری توسط عکاس قطعا وجود دارد و به احتمال قریب به یقین نیز دادگاه به نفع عکاس مورد نظر رای خواهد داد و آن شرکت نه تنها ملزم به پرداخت غرامت می‌شود بلکه شخص مسئول انتشار عکس شامل جریمه‌های دیگر از جمله زندان  نیز خواهد شد.
در واقع استفاده از یک عکس یا یک اثر هنری شخص دیگر تنها زمانی جایز است که استفاده از آن به خلق یک اثر جدید هنری ختم شود که حتی در آنصورت نیز قضاوت درباره اینکه اثر جدیدی خلق شده است یا خیر مسلما به عهده دادگاه و قاضی مربوطه می‌باشد.
با توجه به توضیحات بالا و ضمن اینکه قوانین کپی رایت اکنون در ایران نیز قابل اجراست بهتر است از این پس در انتشار و استفاده از عکس های دیگران دقت بسیار کنیم که روزی درگیر تبعات آن نشویم.

نویسنده: فریبرز میرکبیری

شرکت دانیار - فریبرز میرکبیری

ریبرندینگ شرکت دانیار توسط گروه نگاتیو استودیو

پروسه ریبرندینگ یک شرکت اصولا طولانی و زمان بر هست. یکی از اولین و شاید سخت ترین قسمتهای اون هم قانع کردن صاحب برند برای پذیرش این ریبرندینگ و همراه کردن مجموعه در این مسیره که البته لازم به یادآوریه که این تصمیم به جسارت و شجاعت بسیاری هم نیاز داره.
شرکت دانیار از جمله شرکت های خوش فکریست که مجموعه ما سالهاست در سمت مشاور افتخار همراهی اون رو داره و امسال به بهانه 5 سالگی این شرکت، پروسه ریبرندیدنگ این مجموعه پیشتاز در زمینه شبکه و مخابرات و هوشمند سازی ساختمان، 2 ماه پیش آغاز شد.
زحمات زیادی توسط دوستان آتلیه ما کشیده شد تا بتونیم هویت بصری (CI) این مجموعه رو در تاریخ مقرر رونمایی کنیم، امیدواریم که این ریبرندینگ که مسلما تنها به تغییر ظاهری لوگوی این مجموعه ختم نمیشه نقطه عطفی در موارد مختلف چه از نظر طراحی های ظاهری و چه از لحاظ استراتژیک در این مجموعه به وجود بیاره.
با تغییراتی که در چند سال اخیر در بازار تکنولوژی رخ داده وبا توجه به اینکه مجموعه دانیار از ال 1395 با شرکت در اولین سمینار هوشمند سازی و سخنرانی مدیر عامل این شرکت در حوزه هوشمند سازی ساختمان ها فعالیت خود را آغاز کرده بود تصمیم گرفتیم تا امسال همزمان با تولد 5 سالگی این مجموعه که مصادف با ریبرندینگ آن نیز بود لغت “ساختمان های هوشمند” را نیز به شعار  این مجموعه (شبکه ، مخابرات ، ساختمان هوشمند) اضافه کنیم و با تغییری کلی در هویت بصری و برند این مجموعه آغازی نو داشته باشیم.
تمرکز لوگوی جدید شرکت دانیار بر زنجیر بودن حرف “دا” وحرف انگلیسی “D” است که حاکی از انسجام اعضای این مجموعه در جهت توسعه، و تداعی کننده ارتباط ، اتصال و شبکه، که جزء زمینه های اصلی فعالیت این مجموعه می باشد بوده است.
رنگ های استفاده شده در لوگوی جدید شامل آبی اقیانوسی است که بیانگر امنیت، وسعت،اطمینان وعمق می باشد و انتخاب رنگ خاکستری به دلیل خنثی بودن و به سادگی قرار گرفتن آن در کنار سایر رنگ هاست که این خود نشانه ای از همراهی وانعطاف پذیری این مجموعه در پذیرش تکنولوژی های جدید و امروزی است.

واکنش مطبوعات در اعتراض به انتشار بدون اجازه آثار عکاسی فریبرز میرکبیری

چند روز پیش مطلبی با عنوان ” نمایشگاه گروهی برگزار شده در خانه هنرمندان ایران بدون اطلاع هنرمندان شرکت کننده! ” در وبسایت منتشر کردم و پیرو اون اقداماتی در جهت احقاق حقوق آثارم و کپی رایت انجام دادم که بازتاب گسترده ای در مطبوعات و جوامع هنری به همراه داشت. با امید به اینکه به حقوق همدیگه در ضمینه کپی رایت احترام بگذاریم و دیگه شاهد چنین اتفاقات ناخوشایندی نباشیم من این موضوع رو رسانه ای کردم و وکیل من در حال پی گیری این مورد از نظر حقوقی هم هست.

تشکر از دوستان عزیز بابت همراهی، راهنمایی و پیام های دلگرم کننده تون.

در لینکهای زیر میتونید متن گزارشات مطبوعاتی منتشرشده در این زمینه رو ببینید:

تهران شهر بی اجازه – روزنامه شرق

سایت خبر فارسی

گزارش سایت خبرگزاری مهر

سایت بازتاب

سایت امتداد نیوز

گزارش اختصاصی و کامل روزنامه شهروند

حمایت انجمن عکاسان ایران

انجمن عکاسان ایران بازتاب خبر

حمایت سایت عکسخانه در بازتاب این خبر

انتشار خبر در سایت جماران

به زودی لینک مابقی مصاحبه های مطبوعاتی و نتایج و خبر های مربوط به این اتفاق رو هم به اطلاع همگی میرسونم.

نویسنده: فریبرز میرکبیری

نمایشگاه گروهی برگزار شده در خانه هنرمندان ایران بدون اطلاع هنرمندان شرکت کننده!

برگزاری یک نمایشگاه برای هر هنرمندی هیجان انگیز و جذابه اما اینکه بدون حضور تو و حتی بدون اطلاع تو برات نمایشگاه برگزار کنن از اون اتفاقات عجیب و غریبه که فقط توی ایران میتونه پیش بیاد!!

بعد از تغییرات اخیر که روی سایت ام انجام شده امروز در حال سرچ کردن اسم خودم توی گوگل بودم و زمان سرچ رو گذاشتم ماه اخیر تا ببینم چه آپدیت هایی توی گوگل ثبت شده. توی نتایج چشمم به لینکی از سایت عکسخانه افتاد اما فکر کردم احتمالا مربوط به نمایشگاه قبل ام بوده، اما پایین تر که رفتم دیدم همون خبر توی دو سایت دیگه هم اومده و تیتر “نمایشگاه گروهی شهر تهران” نظرم رو جلب کرد. داخل سایت عکسخانه که شدم دیدم اسمم کنار تعدادی عکاس دیگه قرار داره و خبر مربوط به برگزاری یک نمایشگاه گروهی عکس در خانه هنرمندان تهرانه که گویی از ابتدای تیر ماه تا 8 تیر هم ادامه داشته!!!

مرکز ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تهران و آژانس عکس تهران برگزار کننده این نمایشگاه بودن و انگار 6 عکس از من هم جزء آثار نمایش داده شده بوده! بین عکاسان، تعدادی از دوستان عکاس به نام و آشنا مثل نازنین طباطبایی و آرش عاشوری نیا هم به چشم میخورن.

انجمن عکاسان ایران ، عکسخانه ، عکاسی.کام

اما اینکه اصل داستان چی بوده و از کجا شروع شده. فکر میکنم 2سال پیش بود که یک صفحه اینستاگرام به اسم Tehran Daily Life با هشتگی به همین نام شروع به انتشار برخی از عکس های منتشر شده عکاسان از تهران کرد. هر کسی میتونست با استفاده از هشتگی به همین نام امکان شرکت در این اتفاق رو پیدا کنه و اگر عکسش تایید میشد توی صفحه مورد صحبت به اشتراک گذاشته میشد. چند ماه بعد هم عکس ها در کتابی که اگر اشتباه نکنم به اسم “تهران شهر زندگی” بود منتشر شد و به نظر میومد کار به همینجا ختم شده باشه که انگار اینجور نبود و تصمیم به برگزاری نمایشگاه هم گرفتن!!

در حال حاضر چند سوال بزرگ برای من پیش اومده که امیدوارم دوستان شرکت کننده در نمایشگاه فوق هم همراهی کنن تا بلکه کسی از برگزار کنندگان به این سوال ها جواب لازم رو بده.

اول اینکه برگزاری یک نمایشگاه بدون اطلاع صاحبان آثار از چه لحاظ کار درستی قلمداد شده؟ از لحاظ کپی رایت؟ از لحاظ احترام به هنرمندان شرکت کننده؟ یا از نظر قوانین اجتماعی؟

دوم آیا من یا هر کس که عضوی از این نمایشگاه بوده به عنوان صاحب اثر اصولا هیچ حقی درباره این نمایشگاه نداشتیم که مسئولین محترم حتی به خودشون زحمت این رو بدن که از ما اجازه ای بابت این کار گرفته بشه؟ و یا نکنه فکر میکردن که تک تک ما باید از خوشحالی بال در بیاریم و کلاهمون رو به آسمون بندازیم چون زحمت کشیدن و بدون اطلاع ما برامون نمایشگاه برگزار کردن!!؟

سوم حق و حقوق مربوط به یک عکس، یا هر اثر هنری به چه کسی تعلق داره به هنرمند و یا صفحه اینستاگرامی که اونها رو به اشتراک گذاشته؟؟

چهارم اگر من عکاس تصمیم به واگذار کردن حقوق مربوط به عکس ام به کسی رو داشته باشم اصولا و از لحاظ قانونی نباید این حقوق رو رسما و با امضاء کردن یک برگه که روی اون شرایط واگذاری اثر قید شده عنوان کنم؟؟

بیش از یک سال قبل شادی قدیریان و پس از اون آرش عاشوری نیا و در سالهای قبل یا بعد اون هم هنرمندان دیگری در اعتراض به استفاده بدون اجازه از آثارشون اعتراض کردن اما متاسفانه هنوز هم این موضوع راه به جایی نبرده. یک سال پیش من هم با نوشتن مطلبی درباره برخی قوانین کپی رایت جهانی سعی در حمایت صحبت های شادی قدیریان و آرش عزیز کردم و الان هم تنها حرفی که میتونم  اضافه کنم اینه که بی تفاوت بودن هر کدوم از ما به این موضوع فقط باعث بدتر شدن روز به روز این روند میشه. دوستان عزیز هنرمند لطفا قبل از اینکه این اتفاق براتون پیش بیاد بهش اهمیت بدید.

فریبرز میرکبیری

ریبرندینگ شرکت پولاروید در عصر عکاسی دیجیتال

همانطور که در مطلب قبل درباره شرکت پولاروید صحبت کردیم، این شرکت پس از تاثیرات بسیار در دنیای اطراف خود ناچار به متوقف کردن خط تولید خود در سال 2008 شد.این کارخانه با بیش از 100 هزار فروشگاه در 100 کشور جهان در نهایت ناچار به بستن کارخانه تولید نگاتیو های خود شد.

اما Florian Kaps و Andrè Bosman تصمیم به راه اندازی دوباره خط تولید نگاتیو های معروف پولاروید کردند. پروژه ای که با توجه به شرایط دنیای دیجیتال امروز بسیار بلند پروازانه به نظر میرسید و درست به همین دلیل آنرا “پروژه غیر ممکن” Impossible Project نام گذاری کردند.

با مبلغی حدود سه میلیون دلار حق امتیاز تولید نگاتیو های پولاروید  و کارخانه آن در هلند خریداری شد. سال 2010 اولین سال شروع فروش نگاتیو های پولاروید “غیر ممکن” بود که متاسفانه نتیجه خوبی به همراه نداشت، به احتمال زیاد یکی از دلایل اصلی افت کیفیت تولیدات جدید کارخانه نسبت به محصولات قدیم پولاروید بود.

“تیم غیر ممکن” حاضر به رها کردن پروژه نمیشود و شروع به آزمایش و تجربه بیشتر برای تولید محصولات با کیفیت بهتر و با حساسیت های بیشتر در برابر نور میکند. تا جایی که موفق به تولید مجدد نگاتیو های معروف 8×10 پولاروید میشود.

یکی از نقاط قوت گروه غیرممکن این بود که فقط به تولید نگاتیو بسنده نکردند بلکه با تلاش بسیار آنرا دوباره متولد کردند و توانستند از مشکلات به وجود آمده در این راه عبور کنند.

دوربین I-1 اولین محصول جدید پولاروید

تعداد محصولات تولید شده توسط این گروه روز به روز بیشتر میشود که برخی از آنها شامل محصولات دیجیتال نیز میباشند. دوربین I-1 اولین دوربین جدید پولاروید که حدود سال 2009 ارائه شد یاداور پولاروید های قدیمی بود اما امکان اتصال به موبایل را نیز فراهم میکرد. پس از آن کارخانه مجددا شروع به تولید برخی از محصولات قدیمی و بسیار معروف پولاروید از جمله POLAROID SX-70 TYPE کرد. در ادامه با استفاده از تکنولوژی های جدید دوربین ها و ابزار های متفاوتی مانند Polaroid Cube که به عنوان رقیبی برای دوربین های معروف Go Pro ارائه شد و یا IMPOSSIBLE INSTANT LAB که با نصب یک اپلیکیشن قابلیت اتصال به موبایل و چاپ عکس های گرفته شده با آن را دارد نیز تولید شد.

دوربین Polaroid Cube رقیبی جدید

خبر جالب اینکه 5 می امسال 2017 یکی از سهامداران اصلی گروه غیرممکن تماما حق امتیاز پولاروید کورپوریشن و برند آن و همچنین “پروژه غیرممکن” را از مابقی سهامدارارن خریداری کرد. Smolokowski family که در سال 2012 بیست درصد از سهام پروژه غیرممکن را خریداری کرده بود، در سال 2014 پسر بیست ساله خود را به عنوان مدیر عامل این پروژه معرفی کرد و در نهایت اوایل امسال موفق به خرید کلیه سهام این شرکت 80 ساله شد.

برنامه های آتی این شرکت هنوز اعلام نشده است اما با توجه به زحمات گروه غیر ممکن و مطرح کردن مجدد دوربین های پولاروید به عنوان مد جدید در بین جوانان و با شروع برنامه های تبلیغاتی نا اشکار اما منظم و هدفدار این شرکت روند رو به رشدی برای آن متصور میشود.

از سال 2008 تا به امروز این شرکت تولیدات بسیاری از جمله موبایل، تلویزیون، تبلت و … را به محصولات خود افزوده است و به احتمال بسیار زیاد در اینده نه چندان دور نیز شاهد ورود محصولات جدیدی از این برند خواهیم بود.

برگرفته و چکیده مطالب از سایت های MU.SA ، PetaPixel ، The Impossible Project website ، www.polaroid.com

بررسی جادوی پولاروید در میانه طوفان دنیای دیجیتال

Edwin H. Land در سال 1909 در کانکتیکات متولد شد. در سال 1926 بعد از گذراندن تنها یک سال دانشگاه را ترک میکند و تحقیقات خود را درباره پولاریزاسیون امواج نور ادامه میدهد. در طی چند سال بعد او اختراعات زیادی وابسطه به پولاریزاسیون نور از جمله فیلترهای اپتیکی، عینک های آفتابی، دوربین های دید در شب که مورد استفاده توسط نیروهای نظامی است را به ثبت رساند. او در سال 1937 پولاروید کورپوریشن Polaroid Corporation را ثبت کرد. در سال 1947 با تولید اولین دوربین خود دنیا را مبهوت کرد و در سال بعد آنرا برای فروش به بازار عرضه کرد.

تا آن زمان عکاسی اصلا کار اسانی نبود و برای دیدن نتیجه عکاسی خود باید روزها صبر میکردید تا بتوانید پس از انجام پروسه چاپ از نتیجه کار خود مطلع شوید. او با ارائه این محصول تحول و انقلاب بزرگی در دنیای عکاسی ایجاد کرد. تا سال 1956 یک میلیون دوربین تولید شد. در سال 1963 اولین نگاتیو های پولاروید رنگی تولید شد در 1970 دوربین تاشوی SX 70 Land را تولید کرد که تبدیل به یکی از ایکونیک ترین دوربین های تاریخ و بخصوص دهه 70 شد.

جادوی پولاروید که باعث میشد عکس در دستان تو به ارامی ظاهر شود تمام دنیا را درگیر خود کرد تا جایی که مجله معروف لایف Life با چاپ عکسی از لند بر روی جلد خود مینویسد “نابغه ای با دوربین جادویی اش”

سر انجام در 1980 پس از پنجاه سال موفقیت او از کار کناره گیری و کارخانه را رها میکند.

تقریبا تمام عکاسان بزرگ دنیا از دوربین های پولاروید در کارهای خود استفاده کرده اند. آنسل ادامز پس از دریافت یک دوربین هدیه از طرف لند میگوید “از شادی امتحان کردن این دوربین در پوست خود نمیگنجم و فکر میکنم که یکی از بزرگ ترین اتفاقات تاریخ عکاسی را رقم خواهد زد”

یکی از ویژگی های خاص پولاروید این بود که تقریبا هر عکس بر اساس نوع نور و یا دمای محیط متفاوت از عکس دیگر بود و این خود یکی از خصوصیات مورد علاقه دوستداران این دوربین بخصوص هنرمندان بود.عکاسان مد، طراحان مد و فشن، هنرمندان، عکاسان تبلیغاتی و صنعتی، کارگردانان، طراحان صحنه و … همه از آن استفاده میکردند. این خصوصیت آن باعث استفاده بسیاری از هنرمندان بنام آن دوره از جمله اندی وارهول، ریچارد آودون و بسیاری دیگر نیز شد. در واقع هر عکس مثل یک اثر هنری تک بود.

این کارخانه در سال 2008 و با رسیدن طوفان دنیای دیجیتال تولید خود را به کلی متوقف کرد. در پست بعد Case study و ریبرندیگ این شرکت را با هم بررسی میکنیم.

مدرک عکاسی دیجیتال دانشگاه هاروارد - فریبرز میرکبیری

دریافت مدرک عکاسی دیجیتال دانشگاه هاروارد

از بچگی همیشه فکر میکردم افرادی که از هاروارد مدرک میگیرن باید چه موجودات عجیب و غریبی باشن و اینکه چه قدر این اتفاق میتونه براشون خوب و هیجان انگیز باشه. باورم نمیشد که روزی این اتفاق بتونه برای من هم پیش بیاد، اما انگار قسمت این بود که توی کلاس عکاسی دیجیتال دانشگاه هاروارد که به صورت آنلاین و توسط موسسه معروف Alison برگزار میشد شرکت کنم و بعد از گذروندن کامل این دوره و در نهایت دادن امتحان آخر ترم بتونم مدرکش رو با نمره 80/100 دریافت کنم.

باید بگم که حدس دوران بچگیم درست بود و این اتفاق برام واقعا هیجان انگیز و خوشحال کننده بود. تنها چیزی که متوجه نمیشم اینه که یا من خیلی تغییر کردم یا دیگه دانشگاه هاروارد اون هاروارد دوران بچگی من نیست :))

عکاسی صنعتی - فریبرز میرکبیری

انتشار برخی آثار فریبرز میرکبیری در کتاب معماری Alternative Design For Factories

برخی از عکس های من که 3 سال پیش برای یکی از کارخانجات ساخت قطعات خودرو در ایران گرفته شده بود، در میان آثار منتخب گروه Non Architecture eu قرار گرفت (جالبه اضافه کنم پس از انجام این پروژه کارخانه مورد نظر مبلغ توافق شده رو پرداخت نکرد چون از کار انجام شده رضایت کامل نداشتند و ادعا میکردند که خروجی عکس ها خوب نیست!!)متاسفانه این مشکلی هست که با برخی از مشتریان پیدا میکنیم و نداشتن سواد بصری کافی و شناخت و تاثیر تصویر باعث اختلافاتی با برخی مشتری ها میشه.

این کتاب در 180 صفحه و پس از چند ماه با زحمات گروه فوق بالاخره در ابتدای سال 2017 به مرحله چاپ و رونمایی رسید و  قرار است در اروپا و آمریکا توزیع شود.