عکاسی مواد غذایی - فریبرز میرکبیری

مسابقه عکاسی مواد غذایی نگاتیو استودیو

با توجه به اینکه این روزها عکاسی از غذاها و خوراکی هایی که هر روز میخوریم و عکاسی و انتشار آنها در شبکه های اجتماعی اهمیت بسیاری برای عموم مردم پیدا کرده است تصمیم گرفتیم تا مسابقه ای با این مضمون برگزار کنیم , برای دو نفر برنده این مسابقه هم جایزه نقدی در نظر گرفتیم. خبر این مسابقه در پیج اینستاگرام نگاتیو استودیو اعلام شده و شرکت کردن در آن بسیار ساده است، کافی است از بین عکس های مواد غذایی که در کافه ها و رستوران ها گرفته اید یکی یا چند عدد را انتخاب کنید اون عکس رو در پیج خودتون منتشر کنید، پیج اینستاگرام نگاتیو استودیو@negativestudi0 را تگ کنید و از #fotobato استفاده کنید، به همین سادگی.

نکته بسیار مهم اینکه اگر پیج شما خصوصی هست حتما عکسی که انتشار دادید رو به ما دایرکت کنید وگرنه ما نمیتونیم اون رو ببینیم.

امیدوارم شرکت کنید و روز به روز عکسهای بهتری بگیرید.

پنجاه عکاس برتر مد (مدلینگ) و فشن معاصر

عکاسی مد (مدلینگ) تنها با سابقه کمی بیش از صد سال توانسته جایگاه بسیار مهمی در فرهنگ کشورهای مختلف باز کند و همچنین با تحت تاثیر قرار دادن عامه مردم و به خصوص قشر جوان توانسته و میتواند یکی از مهم ترین ابزارهای تاثیر گذار قرن ما قلمداد شود. نقش بسیار پر رنگی که عکاسی مد (مدلینگ) در طول صد سال اخیر بر روی فرهنگ سازی و همچنین برند سازی و در نهایت فروش محصولات مختلف داشته است انکار ناپذیر است. در طول این مسیر عکاسان به نام بسیاری اثرات بی نظیری از خود به جا گذاشته اند که در این متن تلاش کرده ام تعدادی از آنها را نام ببرم و با توضیح کوچکی بتوانیم با سبک و یا نقش آنها آشنا تر شویم. لازم به ذکر است که قصد من معرفی کردن عکاسان مد معاصر بوده و به همین خاطر از بزرگانی مثل ایروینگ پن و یا ریچارد اودون و … اسمی برده نشده است.

Annie Leibovitz

او در واقع بیشتر به عنوان عکاس پرتره شناخته میشود تا عکاس مد (مدلینگ) اما با تجربه بسیار زیاد خود از بزرگترین شخصیت های سیاسی و هنر پیشه های سینما عکاسی کرده است، او در هالیوود به یک سلبریتی تبدیل شده است و هر سوپر استار سینما با کمال میل جلوی دوربین او قرار میگیرد و هر وسیله ای که برای لوکیشن های پیچیده اش انتخاب کند در دسترس او قرار میگیرد. آننی در سال 2016 به عنوان عکاس منتخب سال توانست برای تقویم پیراای نیز عکاسی کند.
او از سال 1980 کار خود را برای مجله Vanity Fair آغاز کرد. پس از گذشت زمان کمی و به خاطر دید بسیار خوبی که داشت شروع به کار در مجله Rolling Stones کرد و پس از مدت نسبتا کوتاهی تبدیل به عکاس اول آن مجله شد. بسیاری از عکس‌های او معنی و مفهوم خاصی در فرهنگ آمریکایی دارند. او عکس‌های تاریخی زیادی نیز گرفته است که از جمله آنها عکس 8 دسامبر 1980 از John Lennon و Yoko Ono است که درست پنج ساعت قبل از اینکه هدف گلوله قرار گیرد و کشته شود گرفته شده است. او از ملکه الیزابت دوم نیز عکس گرفته است.

Peter Lindbeghاو یکی از بزرگنرین و شناخته شده ترین عکاس مد (مدلینگ) دنیاست که از سال 1970 در زمینه فاین آرت و همچنین عکاسی تجاری کار خود را شروع کرد. او توانست کار خود را با مجله بسیار معروف مد و فشن دنیا Vogue آغاز کند؛ و به مرور مجلات دیگری نیز از قبیل The New Yorker، Vanity Fair، Allure و Rolling Stones نیز متوجه استعداد او شدند.
پیتر لیندبرگ بیشتر به عکاسی سیاه و سفید گرایش دارد و این سبک را از سینمای آلمان و هنر صحنه پردازی برلین دهه بیست (1920) تاثیر گرفته است. در سال 1988 او از Anna Wintour (سردبیر مجله وگ برای سالهای متمادی) برای روی جلد مجله Vogue عکاسی کرد. در ژانویه 1990 برای مجله Vogue با همکاری Linda Evangelista، Naomi Campbell، Tatjana Pabiz، Cindy Crawford و Christy Turlington (معروف ترین تاپ مدل های آن زمان) کار کرد. در سال 1996 کتاب ده زن به انتخاب Peter Lindbegh او در صدهزار نسخه به فروش رفت. در طی فعالیت حرفه‌ای‌اش علاوه بر عکاسی کار فیلم برداری نیز انجام میدهد.

David Lachapelleاو در واقع توسط Andy Warhol وارد عرصه عکاسی شد. اندی وارهول با دیدن خلاقیت و استعداد او تصمیم به معرفی او به برخی از مجلات کرد و پس از آن او در مجله Interview Magazine مشغول به کار شد. آثار او مستقیما مربوط به تبلیغات یا عکاسی تجاری نمی‌شود و خیلی از مواقع به عنوان آثار فاین آرت طبقه بندی میشوند. موفقیت او را می‌توان مدیون علاقه و شناخت او به معماری، هنر و مد و فشن دانست.
صحنه سازی های او عموما بسیار پیچیده و با نورپردازی های بسیار عجیب و پیچیده صورت میگیرد و در کارهایش بسیاری از شخصیت های داستانی و یا تخیلی را به تصویر کشیده است. او با مجلات بسیاری از جمله Italian Vogue، Vanity Fair و… همکاری می‌کند.

Karl Lagerfeldاو بیشتر به عنوان رئیس و همچنین مدیر دیزاین و خلاقیت برند بسیار معروف Chanel شناخته شده است؛ اما عکس های او نیز بسیار قوی و حیرت‌انگیز هستند و آثاری جاویدان در دنیای عکاسی به وجود آورده است. میتوان گفت که او به صورت عادی برای برندی عکاسی نمیکند و عکاسی مد (مدلینگ) او بیشتر به عنوان یک اشانتین در کنار کارهای طراحی لباس او انجام میشود.
او تقریبا با همه مجلات معروف دنیا همکاری داشته و به همان اندازه که بابت کارهای طراحی اش معروف است در عکاسی نیز شناخته شده است. در بین کارهای مختلف میتوان به V cover با Maria Carey اشاره کرد.

Tim Walkerاو را میتوان از خلاق ترین عکاس های مد (مدلینگ) و فشن دنیا دانست. تیم پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه شانس بسیار بزرگ همراهی استاد بزرگ عکاسی مد Richard Avedon را به عنوان اسیستنت او داشت. در طول سالیان با برترین مجلات مد دنیا کار کرده است و توانسته نمایشگاه های بسیاری در معروف ترین گالری ها و موزه های دنیا برگزار کند.
آثار او سرشار از احساسات و داستان سازی های خلاقانه قوی است که در تمام دنیا دیده شده است. از خصوصیات بارز عکاسی او استفاده حد اقل از نرم افزارهای عکاسی و ساخت و صحنه سازی های بسیار پیچیده است.

Steven Meiselو کار حرفه‌ای خود را با مجله‌های Vogue و W. شروع کرد. او توانست وارد دنیای مد (مدلینگ) شده و به واسطه آن توانست وارد دنیای موزیک و کلیپ های موسیقی نیز بشود. او در سال 1992 یک آلبوم عکس برای Madonna انجام داد. او علاقه بسیار به استفاده از رنگ و فرم های مختلف در عکاسی خود دارد و کارهای بسیاری را با Vogue Italia انجام داده است.
از دوره جوانی او به زیبایی و عکاسی از مدل‌ها علاقه بسیار داشت. در Parsons در رشته عکاسی مد تحصیل کرد. میزل طراحان مد، مدل‌ها، گریمورها و آرایشگران زیادی را کشف استعداد و وارد این عرصه کرده است. مدل های بسیار معروفی مثل Linda Evangelista، Naomi Campbell، Lara Stone، Coco Rocha و… حاصل استعداد یابی بسیار قوی او هستند.

Mario Sorrenti
ماریو سورنتی با کارهایش برای Vogue، Harper’s Bazaar و Calvin Klein شناخته شده است. آثارش خیره کننده و جذاب است. شناخت بسیار خوب او از ترکیب بندی و زیبایی شناسی و استفاده بسیار خوب او از رنگ و فرم شاخصه بارز آثار اوست. کارهای او برای Paco Rabanne، Calvin Klein, Levi’s و … و همچنین همکاری با برترین های دنیای مد و مدل ها میتوان در رزومه بسیار بلند کاری او عنوان کرد. آثار او در تقویم Pirelli سال 2012 منحصر به فرد هستند. کارهای او جهانی است. او همچنین با Victoria and Albert Museum موزه هنر مدرن نیز همکاری داشته است.

Mario Testino
داستان زندگی تستینو باورنکردنی است. او یکی از ده عکاس برتر دنیاست و باور آن سخت است که او پیش از این کار تصمیم داشته است که روزی کشیش شود. در جوانی خود برای مدتی موهایش را صورتی کرد چون می‌خواست مورد توجه همه قرار گیرد و در نهایت تصمیم گرفت که عکاس شود. او با افراد مشهور بسیار زیادی کار کرده است و آثار عکاسی او در مجلات معروف مد و فشن دنیا چاپ شده اند. برخی از شخصیت های معروف عکس های او را میتوان Emma Watson، Julia Roberts، Kristen Stewart و… نام برد.

Inez and Vinoodh
Inez Van Lamsweerde و Vinoodh Matadin از سال 1986 کار خود را شروع کردند. استعداد آن‌ها پس از چندین پروژه مشترک شناخته شد. آن‌ها علاوه بر مجلات مختلف با Lawina، موزه MOMA، PS1 نیز همکاری داشته اند و جایزه‌های بسیاری را در سطح جهانی و برای همکاری با مجلات Vogue، Interview، Vanity Fair و… برنده شدند. آن‌ها از پیشگامان هنر عکاسی مد و فشن عصر ما هستند.

Mert & MarcusMert Alas و Marcus Piggot از سال 1990 برای برترین و سخت گیر ترین برندهای مختلف دنیا از جمله Armani، Louis Vitton، Roberto Cavalli و.. همکاری دارند. آن‌ها در عکس‌ها از خلاقیت و تکنولوژی دیجیتال استفاده بسیار می‌کنند. در نشان دادن سوژه‌ها ماهر هستند و به ظواهر و جزئیات دقت زیادی می‌کنند. کمال عکاسی در آثار آن‌ها به چشم می‌خورد.

Patrick Demarchelier
شروع کار او سال 1990 بود و با مجله‌های Elle، Marie Claire، Vogue، Harper’s Bazaar و … همکاری داشته است و کمپین‌های تبلیغاتی بسیاری برای Dior، Louis Vitton، Channel و غیره را برعهده داشته است. او با بیشتر مجله‌های مد و فشن همکاری دارد و یکی از پیشروهای عکاسی مد دنیا است. در فیلم‌های Devils Wears Prada (شیطان پرادا می‌پوشد) و فیلم Next’s Top Model به او اشاره شده است.

Rankin
John Rankin Waddell که به Rankin شهرت یافته است از مدت‌ها پیش وارد عرصه عکاسی شده است و فعالیت‌های زیادی در این زمینه انجام داده است. او با شریک خود Jefferson Hack و با مجله Dazed&Confused کارش رو شروع کرد. کار او تبدیل به کمپین‌های تبلیغاتی، ویدئو کلیپ و… شد. در مجموع Rankin افق‌های جدیدی در عکاسی مد به وجود آورد. او استفاده بسیار از افکت های تصویری و فیلم برداری در کارهای خود دارد و سبکی مخصوص به خود را ایجاد کرده است.

Juergen Teller
بیشتر عکس‌های او رنگی است و از سال 1998 برای Marc Jacobs کار می‌کند. یکی از اصلی ترین سوژه‌های عکس‌هایش خودش است. فضای عکس های کاملا متفاوت با دیگر عکاسان مد دنیاست و بیشتر فضایی گزنده و تلخ را میسازد و عکس هایش بسیار رک و عموما بدون افکت تصویری خاص و با استفاده از نور فلش تخت و با استایل یک آماتور است.
او در سال 2005 از Cindy Sherman عکاس بسیار معروف فاین آرت برای تبلیغات Marc Jacobs استفاده کرد. در سال 2008 او و مارک، کتاب Book Juergen Teller را چاپ کردند که فقط در زمان پیش‌فروش تمامی نسخه‌های آن فروخته شد.

Nick Knightاو در کتابی که با عنوان Skin Leads در سال 1982 چاپ کرد به شهرت رسید؛ این در حالی بود که او در انگلیس دانشجو بود. او با مجلات i-D Magazine و Yohji Yamamoto شناخته شد. در نوامبر سال 2000 سایت Showsstudio.com راه اندازی کرد. با بسیاری از برندهای معروف دنیا همکاری مستقیم دارد و ژانر کارهایش فضاهای تاریک و سوررئال با استفاده شدید از افکت های تصویری است. همچنین در صنعت ساخت فیلم و کلیپ های کوتاه نیز فعالیت دارد.

Ellen Von Unwerth
عکس‌های او اغواگرانه و زنانه است و سبک خودش را برای نشان دادن زیبایی دارد. او به مدت ده سال مدل بوده است و پس از آن به سمت عکاسی میرود. او برای Vogue، Vanity Fair، Interview، Arena و … عکاسی می‌کند. در سال اخیر کارهای بسیار زیادی را با Miley Cyrus خواننده تین ایجر آمریکایی انجام داده است.

Bruce Weber
او یکی از سردمداران عکاسی مد است. با Calvin Klein، Ralph Lauren، Versace و غیره… همکاری بسیار داشته است. حرفه خود را با مجله GQ در سال 1970 شروع کرد. او در اوایل سال 1990 با عکس‌های سیاه و سفید از زوج‌های مختلف مورد تقدیر قرار گرفت.
او همراه با Carine Roitfeld طراح لباس معروف، مورد توجه Gucci قرار گرفت و برای آنها کمپین‌های تبلیغاتی گسترده‌ای به راه انداختند.

Terry Richardsonاسم و رسم Richardson با عکاسی مد درآمیخته است. او برای مدتی نوازنده گیتار و سبک Punk Rock بود. زیرا فکر می‌کرد که نمی‌تواند در عکاسی پا جای پدرش بگذارد. اما در نهایت او این کار را به بهترین نحو انجام داد. کارهای او اغواگرانه، خشن و تند هستند. آثار او بیشتر مربوط به عکاسی مد می‌شوند. او برای برندهای Marc Jacobs، Aldo، Tom Ford، Supreme و غیره کار کرده است. در سال 2018 چند نفر از مدلهای او بر علیه رفتارهای جنسی در مقابل مدل ها از او طرح دعوی کردند و برخی از مجلات معروف از جمله وگ پس از این اتفاق همکاری خود را با وی به کل قطع کردند.

Mariano Vivanco
او نیز مثل خیلی از عکاسان دیگر، کار خودش را با مجله Dazed and Confued شروع کرد. وقتی در سال 2001 کار خود را با این مجله شروع کرد، با طراح مد معروف Nicola Formichetti (که در حال حاضر Fashion director لیدی گاگا است) آشنا شد و همکاری خود را با او آغاز کرد. علاوه بر آن او هفت کتاب برای Dolce&Gabbana چاپ کرده است. او با مجلات Numero، Hercules، GQ Italy، GQ Spain، Allure و… همکاری داشته است.

Steven Klein
او قبل از اینکه عکاسی را شروع کند، در رشته نقاشی تحصیل می‌کرد؛ کمپین‌های تبلیغاتی او برای Calvin Klein، D&G، Alexander McQueen و Nike مهارت او را در عکاسی نشان میدهند. او با افراد مشهور مانند Lady GaGa، Rihanna، Britney Spears و Madonna نیز همکاری دارد. آثار او فضاهای تصویری رنگی و سوررئال و بسیار تند و تیز و بعضا زننده را نمایش میدهند.

Mikael Jansson
او تعادلی بین زیبایی و فضای کلاسیک ایجاد می‌کند و برای او عکاسی مد کاری بدون دردسر و آسان است. فضای لطیف کارهای او جذابیت خاصی را به بیننده میدهد. او برای Vogue Japan، Vogue Paris، H&M، Dior و… کار می‌کند.

Victor Demarchelier
ویکتور مثل پدرش Patrick Demarchelier از نوجوانی به هنر عکاسی روی آورد و این‌طور که به نظر می‌رسد، عکاسی مد را از پدرش به ارث برده است. در آثارش از مضامین بسیار ساده استفاده می‌کند و نمرکط او بیشتر به نشان دادن احساسات در عکس هایش است. او برای بیشتر مجله‌های مد و فشن کار کرده است.

Giampaolo Sgura
او یک عکاس مد به تمام معناست. کارهای او در اوج ظرافت و همراه با تکنیک بسیار قوی تمام تلاش خود را در نشان دادن بهتر و ایجاد احساس مورد نظر برند را دنبال میکنند. او با کمپین‌های تبلیغاتی‌اش همه را تحت تاثیر قرار می‌دهد و با مجله‌های Vogue، GQ ، Vanity Fair و… همکاری دارد.

Oliviero Toscani
عکاس جنجالی ایتالیایی که برای اولین بار با آوردن فضاهای واقعی به کمپین های تبلیغاتی و مد باعث شوک همگانی شد. بسیاری از عکس ها و بیلبورد های او در کشورهای مختلف توقیف شد. دید خاص و تند و تیز او در بیان واقعیت بسیار جذاب است. او برای 18 سال عکاس و مدیر خلاقیت برند معروف بنتون بود و برای اولین بار در تاریخ یک برند مد و دنیای فشن کمپین های تبلیغاتی برای بنتون تعریف کرد که مربوط به مبارزه با نژاد پرستی، جنگ، ایدز و … بودند.
او با بسیاری از هنر پیشه ها و مجلات معروف دنیا همکاری داشته است و در سابقه خود انتشار یک مجله پر بار عکاسی که بیشتر به صورت یک رپرتاژ تصویری بود را نیز داشته است.

Sharif Hamzaآثار او رنگارنگ و پر از شادی و نشاط هستند؛ از سوژه‌ها و لباس‌ها به خوبی عکس می‌گیرد و برای Dazed and Confused، Garage، Vogue کار می‌کند.

Fabrizio Ferriبیشتر به عنوان یک عکاس پرتره و مد شناخته میشود و کارهای او تمایل بسیار به فضاهای نمایشی دارد و از صحنه سازی های بسیاری در کارهایش استفاده میکند. با بسیاری از هنر پیشه ها و مدل های معروف دنیا همکاری داشته و یکی از بهترین مجموعه کارهایش برای برند Aldo Coppola انجام شده است.

Craig McDean
او قبل از روی‌آوردن به رشته عکاسی مکانیک ماشین بود. او برای مدتی دستیار Nick Knight نیز بود. برای مجلاتی همچون Vogue، Armani، Gucci و… کار می‌کند.

Alasdair Mclellan
کارهای او بیشتر به صورت تبلیغاتی و مد در مجلات W Magazine، Self Service، Vogue و غیره… می‌توان یافت. او کمپین تبلیغاتی Emporio Armani را برعهده داشته است.

Greg Kadelآثار او به طور دائم در American Vogue، Germany، Vogue Italia، Vogue French، Vogue UK، چاپ می‌شود. او مشتریان مشهور و شناخته شده زیاد دارد. در عکس‌هایش بیشتر از تم سیاه و سفید استفاده می‌کند.

Benjamin Alexander Huse
عکس‌های او بیانگر اغواگری و جذابیت است. در کارهای او داستانی در فرای هر عکس دیده می‌شود. او علاوه بر کار در مجله‌های مد مانند Vogue، Self Service، Prada، H&M و… در نمایشگاه‌های بزرگ بین‌المللی کارهایش را در معرض تماشا قرار می‌دهد.

Tony Kelly
فقط یک کلمه برای توصیف عکس‌های او وجود دارد و آن Action و حرکت است. کارهای او تکان‌دهنده و پر از حرکت است. او برای American Apparel، Dynamite و Trion کار می‌کند.

Camila Akrans
کارهای او به شدت اغواگرانه است و روش و سبکی منحصر به فرد دارد. آثار او قابل توصیف نیست؛ اما کارهای او برای Numero، Harper’s Bazaar، H&M خود بازگوی کارهای زیبا و تاثیرگذار او هستند.

Emma Summertonاو در کارهایش سعی می‌کند زنانگی و خلاقیت را با هم ترکیب کند ومشتریانش هم هر روز بیشتر از قبل می‌شوند. او با Arena، Self Service، Yves Saint Laurent، Dazed and Confused کار می‌کند.

Jan Weltersاو برای مجلات Paris، German و American Editions of Vogue، French، Elle، Italian Glamour فعالیت می‌کند. او می‌داند چگونه تاریکی، مرموز بودن و جنبش مد را به شیوه خود ادامه دهد.

Thierry Le Gouèsعکس‌های تبلیغاتی، تجاری و هنری او از سال 1990 آغاز می‌شوند. عکس او از Beyonce که بر روی مجله French در آگوست/ سپتامبر چاپ شد، یکی از کارهای مشهور او است.

Barbara Anastacio
آناستاچو یک عکاس بیست و پنج ساله است که دنیای عکاسی مد را از پیش غنی‌تر کرده است. او برای Bullet، Fiasco کار می‌کند و کارهای او برای Versace، Burberry و Prada هنر استادانه او را نشان می‌دهد. او به رنگ‌ها و جزئیات بسیار دقت می‌کند و یکی از جوان‌ترین عکاسان موفق زیر 30 سال است.

Conan Thai
او حرفه عکاسی را با Fashionisto و با دیگر مجله‌های مد آغاز کرد؛ او همراه با تصویر داستانی پرکشش و مرموز را به تصویر می‌کشد.

Ben Hassettبرای مجله‌های Vogue، Numero، Elle، Harper’s Bazaar و دیگر مجلات عکاسی می‌کند؛ او در عکس‌های از مو، سایه‌ها و ژست‌های خاص استفاده میکند. او بیشتر عکاس بیوتی است و در نتیجه فضای عکس هایش برای به تصویر کشیدن زیبایی و یا محصولات زیباییست. آثار تک و خارق‌العاده‌ای دارد و نهایت هنرمندی او را نشان می‌دهد. او برای Calvin Klein Cosmetics، Bulgari، Burberry، L’òreal و Dior کار می‌کند.

Estevez & Belloso
این گروه همانطور که از نامش پیداست از Pablo Estevez و Javie Belloso تشکیل شده است. آن‌ها برای Carbon Copy Magazine و Schon Magazine کار می‌کنند.

Juco

Juco از دو عکاس معروف به نام‌های Julia Galda و Cody Cloud تشکیل شده است. عکس‌های آن‌ها پر از رنگ‌های متفاوت، مکان‌های عجیب و غریب، الگوها و بافت‌ها است و در عکس‌ها شوخ‌طبعی خاصی دیده می‌شود. آنها بازی های زیادی در انتخاب و استفاده از بک گراند های مختلف میکنند. جوکو وقت زیادی را صرف سوژه‌ها و پیدا کردن مکان‌ها می‌کند.

Aline & Jacqueline Tappia
دو عکاس معروف مد هستند که برای SID Magazine، Fiasco و غیره … کار می‌کنند. آن‌ها می‌دانند چگونه با زمینه‌های ساده، نور زیاد و با سبک‌های جدید بازی کنند.

Ben Dunbar Brunton
آثار او در تم‌های سادگی، تعادل و جوانی خلاصه می‌شود. در کارهایش با مجلات I-D، Pop، GQ، Arena Homme و نیز همین موضوع به چشم میخورد. او با بهترین طراحان مد از Simon Foxton تا David Bradshaw، Katie Grand، Hamish Bowls و Carlo Brandelli همکاری دارد. کمپین‌های تبلیغاتی او برای Stella McCartney، Adidas، Trussardi و Levis شهرت دارد.

Alessio Bolzoni
کارهای او آوانگارد و نمایشی است. اغلب افرادی را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد و الگوهایی از آن‌ها ایجاد می‌کند. او با مجلات Gray، L’ora و…همکاری دارد و می‌داند که چگونه هنر مد را با ایده‌های بکر و جدید و همچنین حرکت ترکیب کند.

Andrew G. Hobbs
آثار او در سبک‌های مختلف –استفاده از فیلتر های رنگی، تصاویر تک رنگ- را تشکیل می‌دهد. او از حالت صورت و رفتار سوژه‌های خود احساسات را بیرون می‌کشد و کمپین‌های تبلیغاتی Nike و Luis Vuitton را بر عهده دارد.

Alex Sainsbury
آثار او به شدت رنگی، ستیزه‌جو و پر از حکایت هستند. او برای Dazed Confused Japan، Garage، Wonderland، Arena Homme و… کار می‌کند. در آثارش جدیت و شوخ‌طبعی به صورت همزمان دیده می‌شود؛ اگر سادگی، مظهر کمال باشد، بنابراین آثار او سادگی واقعی در هنرِ عکاسیِ مد را نشان می‌دهد.

Georges Antoni
آثار او به شدت اغواگرانه است. عکس‌های سیاه و سفید اما کارهای او کیفیت بسیار بالایی دارد. عکس‌های او داستانی را برای ما تعریف می‌کند. او از حالت‌های چهره، لباس‌هایی که باد در آن‌ها موج انداخته و همچنین نمای دریاهای آرام عکس می‌گیرد. آنتونی با مجلات Oyster، Harper’s Bazaar، Vogue و غیره… کار می‌کند.

Arnaldo Anaya Luccaاو در کمپین‌های تبلیغاتی مختلف فعالیت داشته است. اغلب سوژه‌هایش در حال حرکت یا در بین زمین و هوا قرار دارند. بیشتر از مردهای جوان عکس می‌گیرد و کمپین‌های تبلیغاتی Ralph Lauren را بر عهده دارد؛ او همچنین تابستان 2012 کمپین تبلیغات المپیک را بر عهده داشته است.

Alessandro Dal Buoniعکاسی الساندرو بی‌عیب و نقص و پر از ظرافت است؛ او برای L’officiel Hommes China، Bon، GQ Japan، Amica، L’officiel Hommes Germany، Hunter، Dazed Confused Japan، Another Man و… کار می‌کند. الساندرو کمپین‌های تبلیغاتی Dior Homme، Yohji Yamamoto، Roberta Furlanetto و… را انجام داده است.

Arnaud Pyukaآثار او زیبایی و وقار منحصر به فردی دارد؛ او از رنگ‌های ملایم و سایه‌های تیره استفاده می‌کند.

Alice Hawkinsاو در مجله‌های Vogue، Love، I-D، Harper’s Bazaar، In Style و Vanity Fair فعالیت دارد. آثار او اغواگرانه و جذاب هستند؛ قسمت اصلی فعالیت‌های او مربوط به فعالیت‌های تجاری و همچنین عکس‌های هنری در زمینه مد است. کمپین‌های تبلیغاتی او برای Diesel، Agent Provocateur و Topman از بهترین کارهای او بوده‌اند.

Sebastian Kim
کارهای کیم در مجلات Harper’s Bazaar، I-D، Interview، Muse، Numero، Vogue و…از افراد مشهور به صورت دست جمعی یا تکی عکس می‌گیرد؛ او به شیوه‌ای اغواگرانه داستان خود را بیان می‌کند.

Horsel Diekgerdes
این هنرمند برای مجله‌های Elle، Numero، Harper’s Bazaar، Another Man، Sonia Pykiel، H&M و Uniqlo عکاسی می‌کند. فضاهای مرموزی مثل صحنه‌های داستان‌های جن و پری دارد و عکس‌های او فضای افسانه‌ای دارند؛ قسمتی تیره رنگ و تاریک همیشه در عکس‌هایش وجود دارد. او مثل قصه‌گوی داستان‌های جن و پری از نور کم در فضاهای باز یا بسته استفاده می‌کند و تضاد زیبایی بین آن ایجاد می‌کند.

پ.ن: احتمال اینکه برخی از عکاس ها رو جا انداخته باشم هست، اگر موردی به ذهنتون میاد لطفا در کامنت بهش اشاره کنید تا توی متن اضافه کنم.

فریبرز میرکبیری

شکلات پارمیدا

پنج نکته مفید برای عکاسی غذایی اینستاگرام

اگر مطالب قبل بلاگ رو دنبال کرده باشید میدونید که چندین مطلب در مورد موبایل و عکاسی با موبایل براتون نوشته ام که مسلما با توجه به محبوبیت بسیار زیاد اینستاگرام در بین مردم میتونه کمک خوبی برای گرفتن عکس های بهتر باشه. البته این اولین پست من در مورد عکاسی مواد غذایی با موبایله و بعد از این پست ‌های دیگه‌ای هم در مورد عکاسی از غذا براتون خواهم گذاشت.
بد ندیدم که با توجه به تاثیر عمیق موبایل در زندگی و دنیای مدرن و ضمن اینکه تقریبا همه ما علاقه بسیار زیادی به عکاسی از غذا و مواد غذایی پیدا کردیم چند نکته در مورد عکاسی از غذا با موبایل بهتون یاد بدم!
همون‌طور که می‌دونید، توی صفحه های اینستاگرام عکس های زیادی از غذاهایی که خودمون درست میکنیم و یا عکس غذا از رستوران هایی که میریم وجود داره. نکته ای که همیشه در کلاس هام عنوان میکنم اینه که بهترین دوربین یک عکاس دوربینیه که همیشه همراهش داره پس مسلما موبایل بهترین دوربین برای شماست، بهتره بیشتر بشناسیمش و یاد بگیریم چطور بهتر از اون استفاده کنیم.
درسته که موبایل محدودیت های زیادی نسبت به یک دوربین حرفه ای داره اما میشه با کمی خلاقیت و استفاده درست، نتایج خوب و قابل قبولی در عکاسی با اون به دست آورد. به همین دلیل برای کمک به شما، پنج تا روش رو بهتون معرفی می کنم که عکاسی از غذا با موبایل رو براتون راحت میکنه و دیگه شما می‌توانید از غذاها، انواع خوراکی ها، کیک و حتی وسایل خانه هم به راحتی عکاسی کنید. پس این راهنمای مختصر و مفید رو بخونید و اگه سوالی داشتید همینجا برام کامنت بزارید تا بهتون جواب بدم.

1. از نور طبیعی استفاده کنید.
نکته اول اینه که همیشه فلاش دوربین رو خاموش نگه دارید و یا بهتر بگم از حالت اتومات خارجش کنید. شما میتونید از نور غیر مستقیم در کنار پنجره برای عکس گرفتن استفاده کنید. پیشنهاد من اینه که ترجیحا از نور صبح و یا نور بعد از ظهر (و یا در بعدازظهرهای زمستان) یا زمان ابری بودن آسمان برای عکاسی از غذا با موبایل استفاده کنید. زیرا با این روش، یک فیلتر طبیعی دارید و میتونید از اون برای بهتر شدن عکس‌ها تون کمک بگیرید.

2. برای عکاسی مواد غذایی از بک گراند های ساده استفاده کنید.
از بک گراند یا پس زمینه های تک رنگ استفاده کنید برای مثال، رنگ سفید همیشه جذابه،البته می‌تونید از مقوای های رنگی یا میز های چوبی قدیمی هم استفاده کنید اما هرگز از چوب‌های براق یا نارنجی رنگ در عکاسی استفاده نکنید.

3. چیدمان ساده و تمیز کلید موفقیت عکاسی از غذا با موبایل
بیشتر عکس‌هایی که شما با گوشی موبایل می‌گیرید، مستقیما وارد صفحات اجتماعی مثل FaceBook یا Instagram می‌شوند، بنابراین هر چه سوژه های بیشتری در عکس هاتون باشد، عکس شما کمتر دیده می‌شه، بهتره از یک چیدمان ساده با فضاهای خالی استفاده کنیم تا سوژه دید بهتری پیدا کنه و در بین اون همه عکس و شلوغی و به خصوص صفحه کوچیک موبایل ها بتونه جلب توجه کنه. پیشنهاد من برای زاویه عکاسی از غذا با موبایل اینه که از بالا یا از جلو عکس بگیرید. در آخر توجه داشته باشید که درسته موبایل ها مجهز به سیستم اوتو فوکوس هستن اما موبایل خودش نمی‌تواند سوژه اصلی که شما میخواید رو پیدا کند؛ بنابراین باید شما با دست خودتون نقطه فوکوس رو براش مشخص کنید.

4. توجه به رنگ ها
استفاده زیاد از رنگ هم جزء اشتباهات متداول تازه ‌کارهاست. بنابراین باید به تونالیته رنگی همه وسایلی که در کادر عکس تون هست توجه کنید و ترجیحا از رنگ‌هایی استفاده کنید که مکمل رنگ‌های غذای شما باشند. هر چه شباهت رنگ‌ها در کادر با هم بیشتر باشه، هماهنگی بیشتری هم در تصویر شما به وجود می‌آید و در نتیجه عکسی بهتر و با جلوه زیبا و جذاب خواهید داشت.

گاهی اختصاص دادن قسمتی از کادر عکاسیتون به منظره ای که اطراف سوژه هست میتونه به جذابیت عکس شما کمک کنه، نکته مهم توی اینجور موارد دقت به اختصاص دادن فضای کافی برای غذای مورد نظره تا حدی که از اهمیت سوژه اصلی کم نکنه.

5. زیاد زوم نکنید و لنز را دائم تمیز کنید.
تا حد امکان در عکاسی از غذا با موبایل برای عکس گرفتن از زوم استفاده نکنید. دوربین موبایل به دلیل محدود بودن فضای گوشی و نداشتن مجموعه ای از عدسی ها که برای زوم کردن از اونها استفاده میشه به جای اینکه زوم فیزیکی انجام بده این کار رو از طریق زوم کردن دیجیتالی انجام میده و این باعث افت کیفیت شدید عکس در زمان زوم کردن روی یک سوژه میشه. به همین دلیل تا جایی که ممکنه خودتون به سوژه نزدیک بشید و اصلا از زوم استفاده نکنید.

نکته دیگه اینکه لنز دوربین موبایلتون رو در زمان عکاسی حتما تمیز کنید؛ جای انگشت و یا گرد و خاک و چربی باعث افت کیفیت عکس و خراب کردن اون میشن.
همیشه تمرین بهترین کار برای رسیدن به یک نتیجه خوب و لذت بخشه از این به بعد با توجه به همین چند نکته کوچک که در بالا دربارش حرف زدیم سعی کنید عکس های بهتری بگیرید، و اگر به عکاسی از مواد غذایی علاقه دارید به مطالب دیگه ای هم که در این باره نوشتم سری بزنید.

عکاسی صنعتی - فریبرز میرکبیری

چگونه در عکاسی مواد غذائی حرفه ای شویم؟

عکاسی مواد غذایی صحیح کار دشواری است و نیازمند تمرین زیاد، احتمالا تنها دلیل اینکه تعداد محدودی از عکاسان نیز موفق به کسب درآمد از این طریق میشوند همین مورد است. امروزه با توجه به کیفیت بالای دوربین های عکاسی و بدون اهمیت به میزان تسلط شما در عکاسی، حتی با موبایل خود نیز میتوانید عکس های مواد غذایی با کیفیت بگیرید.

مطمئنا، دوربین های حرفه ای و لنزهای مختلف (اگر بدانید که چگونه از آنها استفاده کنید) می توانند گرفتن یک عکس مواد غذایی خوب را آسان تر کنند، اما وجود آنها به هیچ وجه برای این فرآیند ضروری نیست.

فقط نگاهی به عکس های جذابی که هر روز در اینستاگرام آپدیت میشوند بکنید. نکته ای که عکس های خوب مجلات را ازدیگر عکسها جدا میکند مسلما یک دوربین عکاسی شیک و تجهیزات گران قیمت نیست. تنها نکته درک درست ترکیب بندی برای رسیدن به یک عکس خوب و توانایی و اعتماد به نفس شما در خلق ایده شماست.

یک عکس مواد غذایی عالی اصلا بر شانس تکیه ندارد، شما ممکن است ندانید که چرا یک عکس خاص است و یا چطور گرفته شده است، اما واقعیت این است که بعضی از اصول  عکاسی دست به دست هم داده اند تا این اتفاق بیفتد و نتیجه جذابی به وجود بیاورد. بدون توجه به اینکه شما از یک دوربین دیجیتال ساده یا دوربین حرفه ای دی اس ال آر، یا یک دوربین کامپکت ساده و یا حتی گوشی آیفون خود برای عکاسی استفاده میکنید، جزئیاتی مثل ترکیب بندی، نور پردازی، چیدمان، خلاقیت و … است که عکس شما را متفاوت میکند.

حتما عجله دارید و میخواهید زودتر عکاس شوید؟ اما تعدادی اصول پایه و سالها تمرین مابین شما و رسیدن به نتیجه ایده آل عکاسی مواد غذایی وجود دارد که در زیر میتوانید این فهرست را مرور کنید و یا از روی برخی از آنها بپرید و کار خود را شروع کنید.


1.     نورپردازی

2.     ترکیب بندی

3.     مدل

4.     تجهیزات

5.     خلاصه ی تنظیمات دستی

6.     سرعت شاتر

7.     دیافراگم

8.     ایزو

9.     تنظیم سفیدی

10.   کار کردن با نرم افزار ها (پست پروسسینگ)


چه المان هایی یک عکس مواد غذایی را تبدیل به عکسی خوب می کند؟

اولین و مهم ترین نکته این است که یک عکس مواد غذایی خوب باید بتواند خوشمزه بودن ولذت طعم آن را به بیننده منتقل کند. رنگ و بافت یک غذا باید در مرکز توجه قرار گیرند، نه اینکه از ارزششان کاسته و یا پنهان شوند. این به معنای اجتناب از گرفتن عکس های تار، زوایای نازیبا و استفاده از نمونه های رایج موجود در بازار است. اگر هنگام ویرایش عکس ها دهانتان آب نیفتد، یک جای کارتان می لنگد. این تمام چیزی که برای ارتقا سطح عکاسی از غذا به آن نیاز دارید.

 عکاس: مائوریتزیو لودی

نور طبیعی همیشه عالی است.

نورخوب یکی از مهمترین المان ها برای یک عکس خوب است، و بهترین نور، نور غیر مستقیم روز است – یک نقطه سایه در روزی آفتابی، بهشت موعود شرایط نور طبیعی است. این نوع نور به غذای شما روشنی و حتی درخشش می دهد، و رنگ ها را برخلاف حالت رایج نور در محیط های بسته، سایه دار و مصنوعی نمی کند.

در عکس سمت چپ، با توجه به نور مستقیم خورشید جزئیات موجود در سوژه از بین رفته است.بر عکس در تصویر سمت راست، یک تصویر متعادل میبینید که حاصل استفاده از نور غیر مستقیم خورشید است. اما هنگامی که پای نور طبیعی در میان باشد، ممکن است وسوسه شوید که غذای خود را زیر نور وسوسه انگیز آفتابی زیبا و روشن قرار دهید.اما این کار را نکنید. نور مستقیم خورشید سخت و تند است، سایه های تاریک ایجاد می کند و رنگ سفید و رنگ های روشن را به حدی روشن می کند که هر گونه بافت و شکل ظاهری سوژه شما را از بین میبرد. نگران نباشید در هنگام استفاده از نرم افزار ها که کمی بعد به آن خواهیم پرداخت، معمولا بدون هیچ عواقب منفی می توانید روشنایی بیشتری به یک عکس اضافه کنید، این در صورتی است که با حذف روشنایی، عکس بی جان و ضعیف خواهد شد.

نکته بعدی که باید به آن اشاره کنیم این است که مشابه همین قانون نیز برای استفاده از فلش در هنگام عکاسی وجود دارد. از فلش با نور مستقیم استفاده نکنید. هرگز هرگز هرگز ! مهم نیست که روشنایی چقدر ضعیف باشد. عکس هایی که با فلش از غذا گرفته می شوند، انعکاس هایی زننده و تصنعی به وجود میاورند، و ارزش عکس شما را لز بین میبرند.

نکته ی اخلاقی این داستان چیست؟ اگر شما در فضای بسته عکاسی می کنید، بهترین شرایط نوری در طول روز و در کنار پنجره، و همچنین خارج از محدوده ی نور مستقیم است. این امر میتواند به راحتی در رستوران ها نیز اتفاق بیفتد، در خانه تان ممکن است لوکیشن عکاسی در اتاقی بجز آشپزخانه باشد. توجه به کیفیت نور در اتاق های مختلف در طول روز برای تنظیم عکاسی می تواند بسیار مفید باشد. اما اگر خانه شما عمدتا نور مستقیم دارد، ناامید نشوید. شما می توانید نور غیر مستقیم خود را با آویختن یک ورقه سفید بر روی پنجره ایجاد کنید. با این کار نور را بدون افزودن هر گونه رنگ اضافی که بر اثر استفاده از پرده های رنگارنگ پیش میاید، می توانید استفاده کنید.

هنگامی که بهترین لوکیشن را برای نور خود پیدا کردید، وقت آن است که در باره محل قرار گرفتن غذای خود نسبت به منبع نور فکر کنید.

در حالت ایده آل، نور باید ظرف غذا را با زاویه کمی، مثل گزینه های B و C در شکل بالا، روشن کند. اگر نور به طور مستقیم از پشت شما بتابد، باعث ایجاد یک سایه ی ناخوشایند و سنگین بر روی مواد غذایی شما خواهد شد.

راه دیگر این است که از نور پشت استفاده کنید (راه اول)، که نتیجه آن عکسی مناسب راحت و بدون دردسر خواهد بود. در این گونه موارد، نور باید از بالا و پشت غذا، شاید حتی کمی متمایل به یک طرف باشد. اما فهمیدن اینکه نور در کجا با غذای شما برخورد می کند، ارتباط مستقیمی با زاویه دید عکاسی شما دارد.


یک ترکیب بندی جذاب و قابل توجه

ترکیب بندی یک اصطلاح کلی برای نشان دادن روش چیدمان اشیا در عکس شماست. در عکسی که ترکیب بندی خوبی دارد، بلافاصله می توانید بفهمید که موضوع اصلی چیست، فارغ ازینکه یک شخص، یک ورق کاغذ، یا فقط یک تکه پسته روی بستنی باشد. به عبارت دیگر، در یک عکس خوب ترکیب بندی در درجه ی دوم اهمیت و بعد از نورپردازی قرار میگیرد.

عکاس: مائوریتزیو لودی

یکی از ابزارهای مفید در ترکیب بندی، مخصوصا زمانی که تازه شروع به عکاسی می کنید، قانون یک سوم است. این یک ترکیب بندی ساده اما مفید است، هر چند ما عکاسها دوست داریم به آن بیشتر به عنوان یک پیشنهاد نگاه کنیم تا یک قانون واقعی برای ترکیب بندی.

اما ببینیم این قانون چگونه است: تصور کنید قاب شما به یک شبکه نه بخشی (مثل سودوکو) تقسیم شده است. قانون یک سوم می گوید که سوژه اصلی شما – یک برگ، یک تکه کیک، یک زیتون – باید در فضای یک سوم و یا در محل تقاطع خطوط آنها قرار گیرد، بدین شکل:

مطمئن باشید، دنبال کردن این دستورالعمل کلی منجر به ایجاد تصاویری خواهد شد که  جذاب تر و زیباتر هستند. چشمان ما به طور طبیعی، مجذوب نقاط متقاطع میشود و تناسب را دوست دارد، به همین دلیل است که این اصل را در همه زمینه ها ازجمله فیلم ها و عکس ها و نقاشی ها و طرح های گرافیکی، خواهید دید.

جابجایی سوژه اصلی به مرکز فریم عکس، چشم را گرفته و باعث میشود نتواند حرکت یا ارتباط خوبی با دیگر فضاهای موجود در کادر عکس انجام دهد.


وقتی قانون یک سوم نادیده گرفته شود، چه اتفاقی می افتد؟

نشان دادن سوژه اصلی برای قرار دادن عکس در شبکه های اجتماعی اغلب آسان است، اما در برخی مواقع ممکن است نیاز به دیده شدن قسمت های دیگری از سوژه جهت برجسته کردن عکس باشد – برای مثال یک تکه از پنیر در حال ذوب شدن به جای نشان دادن کامل یک ساندویچ پنیر – در این شرایط مسلما نساز به دیدن قسمت خاصی از تصویر است.

هنگام تصمیم گیری در مورد نحوه قرار دادن دوربین، بهترین خصوصیات مواد غذایی را که در حال عکس گرفتن می بینید، در نظر بگیرید.

چیدمان غذای شما فقط یک عنصر از ترکیب بندی خوب است، هم چنین باید تصمیم بگیرید که کدام زاویه برای سوژه ی شما مناسب ترین است. برای یک پیتزای صاف و گرد، معمولا یک عکس خوب مستقیم از بالا عکس خوبی خواهد بود، در حالی که یک ضرف بلند بستنی، با یک زاویه ی 45 درجه می توان روی حالت سه بعدی گلوله های بستنی تمرکز کند و جذاب تر باشد. یا مثلا برای یک همبرگر با دورچین های آن، احتمالا بهترین زاویه دید همسطح با آن و دیدن آن در حالت مستقیم و بدون قرار دادن آن در پرسپکتیو میباشد، پس دوربین خود را تا حد امکان در نزدیکی میز پایین بیاورید. مطمئن شوید که در پس زمینه چیزی مانند یک دیوار یا یک تابلو و کلا موارد ناخواسته که اکثرا در آشپزخانه ها وجود دارد نداشته باشید و فراموش نکنید که احتمالا حتی غذا هم از شما می خواهد که طرف خوبش را در عکس ثبت کنید. یک سمت همبرگر احتمالا بیشتر از طرف دیگر آن اشتها آور است. بهترین راه برای یادگیری عکاسی مواد غذایی این است که تا زمانی که احساستان تمایل به کار کردن و عکاسی دارد، به عکس گرفتن ادامه دهید.

عکاس: فریبرز میرکبیری، مائوریتزیو لودی ورکشاپ عکاسی مواد غذایی سالن همایش های صدا و سیما سال 1394

زاویه ی نا مناسب و کج دوربین بدون هیچ دلیل درست و منطقی، به جای زیباتر کردن عکس، آن را بی معنی و بی اثر میکند. این یکی از اصلی ترین مواردی است که از شما می خواهم جدا از آن اجتناب کنید. بعضی از عکاسان متاسفانه فکر می کنند که چرخش دوربین در جهت عقربه های ساعت یا خلاف عقربه های ساعت، ترکیب جالب تری ایجاد می کند، اما این حرکات فقط چشم بیننده را گیج می کند و باعث می شود که تصویر شما بیشتر شبیه یک بشقاب پرنده به نظر برسد که در هوا معلق است. به زاویه دوربین خود بسیار دقت کنید، و اگر خطوط قوی در کادر شما وجود دارد، سعی کنید آنها را به اندازه ای که ممکن است، مستقیم نگه دارید و هرگز خط افق را فراموش نکنید.

قبل از عکاسی کردن از خود سوال کنید بیننده قرار است با چه چیزی در تصویر شما ارتباط برقرار کند؟ آشفتگی های بیهوده و اضافه کردن نادرست اشیاء میتواند به جای احساس نزدیکی بیننده باعث دوری و عدم جذابیت شود.

در مرحله آخر، تصمیم بگیرید که عکس خود را از زاویه نزدیگ میخواهید و یا زاویه بازتر؟ آیا عکس شما با یک نمای کلی از غذا و تعدادی تکست همراه میشود یا بهتر است که تمرکز بر بخش خاصی از سوژه باشد؟ گاهی اوقات یک جزء بخصوص از غذا، از کل غذا جذاب تر است. زاویه دید از نزدیک یک کوفته ی کوچک، می تواند وسوسه انگیزتر از دیدن کل ظرف آن در یک عکس باشد. هم چنین، یا بر عکس دیدن یک نمای باز از یک میز پر از پنیرهای مختلف، می تواندبسیار جذاب تر از دیدن یک تکه پنیر باشد.

عکاس: مائوریتزیو لودی

طراحی هوشمندانه

بعد از عبور کردن از اصول اولیه عکاسی، کم کم وقت تفریح میرسد. عکاسی کردن یکی از مشاغل/سرگرمی هایی است که اگر به آن علاقه نداشته باشید وقت خود را هدر میدهید و مسلما نتیجه خوبی از آن نخواهید گرفت پس به شما توصیه میکنم که اگر واقعا عاشق این کار نیستید آنرا رها کنید زیرا احتمالا در آن موفق نمیشوید. با یک طراحی مناسب و داشتن یک سناریوی قوی می توانید عکس هایتان را به درجه بالاتری ارتقا دهید. این یعنی باید حتی در روزمره خود نیز دنبال ایده های جذاب باشید که بتوانید در آینده از آنها استفاده کنید. همیشه سعی کنید چند حقه کوچک برای غذاهای نه چندان دلچسب (سوپ های دارای تکه های قلمبه سبزیجات، ساندویچ های نامرتب و اعصاب خورد کن و یا بستنی هایی که به سرعت آب میشوند!) در آستین داشته باشید.

عکاس: فریبرز میرکبیری به سفارش شرکت سن ایچ

1.     ظرف مورد استفاده در عکاسی مواد غذایی را با دقت بسیار و بر اساس سناریوی خود انتخاب کنید: بشقاب های مربع و مستطیل معمولا نسبت به بشقاب های گرد برای عکاسی سخت تر هستند. در عکس آنها معمولا به حالت ذوزنقه ای شبیه و در نتیجه متزلزل به نظر میرسند، مخصوصا قرار دادن آنها در سطح زاویه چشم چنین حالتی را تشدید میکند. نکته دیگر که میتواند کار شما را آسانتر کند استفاده از یک بشقاب سالاد به جای یک بشقاب غذاخوریست، زیرا فضای بیشتر بشقاب به شما امکان این را میدهد که راحت تر بتوانید با المان های مختلف که در بشقاب اضافه میشوند بازی کرده و راحت تر به ترکیب بندی ایده آل خود برسید بدون اینکه نگران پر شدن ناخواسته ای کل فضا باشید این نکته هم چنین باعث برجسته تر شدن غذا نیز میشود. استفاده از رنگ های روشن در کنار سوژه اصلی می تواند یک راه عالی برای اضافه کردن کمی روح به ظروف ساده باشد، اما دقت کنید که انتخاب ظرف شما به گونه ای باشد که کل توجه بیننده را معطوف بشقاب نکند و باعث منحرف شدن چشم نشود.

2.     ابعاد و شخصیت عکس را با اضافه کردن لوازم جانبی تکمیل کنید: دستمال ، ظروف شیشه ای، قاشق و چنگال و سایر موارد دیگر می توانند ترکیب بندی را پر کنند و تصاویر شما را جذاب تر کنند. مطمئن شوید که رنگ ها با هم هماهنگ باشند، یک نگاه اجمالی سریع به پالت های رنگی مشابه میتواند به شما حس بهتری درباره انتخاب و استفاده از رنگ های مکمل بدهد (رنگ های که در پالت های رنگ کاملا در خلاف جهت هم قرار میگیرند، اکثرا در کنار هم زیبا تر به نظر می رسند). هنگام استفاده از ظروف، اجازه ندهید استفاده ی زیاد از ابزار و وسایل توجه را از اصل غذا منحرف کند، غذا باید ستاره ی اصلی در عکاسی مواد غذایی باشد.

3.     ظرف را تزیین کنید: آیا آن کاسه ی قلمبه ی قهوه ای رنگ هیچ ترکیب خوبی را برایتان به وجود نمیاورد؟ شاید اضافه کردن یک المان سبز رنگ مثل یک تکه گیاه باعث ایجاد تغییر شود. در اکثر مواقع افزودن گیاه و ادویه و چاشنی می تواند راه بسیار خوبی برای تزیین بهتر یک ظرف غذا باشد، حتی در هنگام استفاده از زشت ترین ظروف هم راجع به اینکه چه رنگ هایی میتوانند شکل ظرف شما را ارتقا دهند فکر کنید. البتهحتما قبل از عکس گرفتن مطمئن شوید که تزییناتتان با معنی باشد. چیزی ناهنجارتر از افزودن یک شیئ اضافه بی تناسب یا بدون دلیل به یک بشقاب فارغ از ینکه زیباست یا نه، وجود ندارد.

عکاس: مائوریتزیو لودی

4.     از وسائل قدیمی هم استفاده کنید: بیش از نیمی از وسایل دفتر ما – وسایل زیبا و بی استفاده – از فروشگاه های ارزان قیمت خریداری شده اند. اگر فکر پختن غذاهای مختلف را دارید و میخواهید در عکاسی مواد غذایی خود از آنها استفاده کنید حتما به دنبال ظروف غذا خوری  و بشقاب های متنوع باشید. وسایل روستایی کلاسیک مدروز هستند زیرا می توانند احساس خانگی بودن و همینطورقدیمی بودن همراه با احساس نوستالژیک را به بیننده القا کنند. البته مسلما بعضی اوقات هم استفاده از طروف لوکس و تمیز و براق جلوه ی بهتری به عکس خواهند داد.

5.     در انتخاب پس زمینه هایتان (بک گراند) خلاق باشید: شاید از آن پس زمینه ی تخته ی  زرد رنگ و خسته کننده خیلی استفاده کرده و یا تمایل به تغییر آن دارید. تکه ای چوب بردارید، آن را به رنگ دلخواه خود درآورید و تمام! برای خود یک پس زمینه ی جدید آماده کرده اید. رومیزی ها، تشک های کوچک، و تکه سنگ های مختلف نیز میتوانند جایگزین های خوبی برای میز آشپزخانه یا سطح کانتر آشپزخانه شما باشند.

عکاس: فریبرز میرکبیری

6.     مطمئن شوید که ابزار هایتان تمیز باشند: قاشق ها و دستمال های کثیف مسلما جلوه ی خوبی ندارند. همیشه قبل از شروع به عکاسی مواد غذایی دوباره صحنه عکاسی خود را بررسی کنید و چیزی که نمی خواهید در عکس باشد را از پس زمینه خود حذف کنید.

7.     با غذا تعامل داشته باشید: اگر عکسی از یک ظرف بزرگ، زیبا و جالب به نظر نمی رسد، می توانید از حرکت دستی که یک چنگال – یا قاشق، که تمرکز روی آن باشد، استفاده کنید. قبل از این کار حتما اطمینان حاصل کنید که انگشتان دست کسی که قرار است در قاب بیفتند، تمیز و جذاب باشند. گاز زدن از ساندویچ یا پخش کردن خرده های آن روی صحنهه نیز می تواند حس فعال بودن بدهد و احساس اشتهای بیننده را فعال کرده و غذا را دلچسب تر نیز جلوه دهد. برای دیدن نکات بالا در عمل، این کاسه ی خوراک لوبیا را با هم نگاه کنیم.

8.    نکته بسیار مهم اینکه هرگز ایرادی که در صحنه عکاسی وجود دارد را رها نکنید که بعد در فتوشاپ آنرا رفع کنید. تا حد امکان و هر چیز که به چشم شما میاید را تصحیح کنید تا نتیجه بهتری داشته باشید.

در تصویر اول، ظرف خیلی خسته کننده و ساده است. بطور واضح خوراک لوبیا به نظر قلمبه و نامرتب می رسد. در تصویر دوم، با اضافه کردن یک دستمال زرد تلاش کردیم تا بفهمیم آیا کنتراست رنگها با هم ترکیب خوبی را به وجود میاورد یا نه؟ دستمال آبی و قاشق  در عکس سوم ترکیب رنگ مناسب تر و حس عمیق تر و بهتری را نشان می دهند – حس اینکه به زودی کسی قاشق را برخواهد داشت و غذا را خواهد خورد را به ذهن میاورد. با این حال، گوشه بالای سمت چپ کمی خالی به نظر می رسید، بنابراین ما به عکس چهارم چند کاسه ادویه اضافه کردیم تا فضا انرژی بیشتری داشته باشد و تعادل بهتریدر عکس ایجاد شود. حالا زمان این است که کاری کنیم تا خود طرف سوپ بهتر دیده شود. در تصاویر پنجم و ششم ما اینکار را با افزودن کمی خامه برای کنتراست و پس از آن با پخش کردن پنیر رنده شده و جعفری برای افزودن بافت و رنگ بیشتر، انجام دادیم. باز هم تاکید می کنیم که مواضب اندازه ی افزودنی ها باشید – غذا همیشه باید در مرکز توجه باشد، و اضافه کردن عناصر جانبی بیش از حد باعث حواس پرتی بیننده می شوند.


تجهیزات: شما واقعا به چه تجهیزاتی برای عکاسی مواد غذایی نیاز دارید؟

آیا رفته رفته به این فکر افتاده اید که پول بیشتری برای تجهیزات عکاسی خود خرج کنید؟ برخی از وسائل زیر تجهیزاتی هستند که ما عکاسان عموما از آنها در کار خود استفاده می کنیم، در کنار این وسایل مسلما انواع اشیاء خرد و ریز نیز وجود دارند اگر مشکل بودجه نداشته باشید به کار شما می آیند. اما به خاطر داشته باشید که این وسائل نیستند که از شما یک عکاس مواد غذایی خوب میسازند پس عجله ای در اضافه کردن و خرید لوازم عکاسی نکنید و به مرور آنها را تهیه کنید.


رفلکتور یا بازتابنده

 معمولا یک سطح سفید پارچه ایست که می تواند در مقابل و یا اطراف منبع نور شما قرار بگیرد، و به معنای واقعی کلمه ، امواج نور را بر روی سوژه ی شما پخش می کند و تمام ناحیه های تاریک یا سایه ها را پوشش می دهد. اگر پول کافی برای خرید یک رفلکتور واقعی را ندارید، هر پوستر و یا مقوای سفید بزرگ (یونولیت یکی از بهترین متریال ها برای استفاده به عنوان رفلکتور میباشد.) کار شما را راه خواهد انداخت. شما می توانید به قیمت 10 هزار تومان در هر مغازه ای که لوازم تحریر و یااداری می فروشد، آن را تهیه کنید. گاهی اوقات ممکن است بخواهید مقداری از نور بازتاب شده بر روی  سوژه ی خود را حذف کنید تا احساس بهتری در عکس خود ایجاد کنید، در این صورت میتوانید از یک صفحه یا مقوای سیاه برای جذب نور استفاده کنید.


نور مصنوعی

بسیار سخت میتوان بدون نور خوب عکس های مواد غذایی خوبی گرفت. با اینکه همیشه در کلاس هایم تاکید میکنم که بسیاری از عکاسان نور طبیعی را به نور فلش در استودیو ترجیح می دهند، اما بعضی وقت ها لازم است که از آن فلش های بزرگ استودیویی هم استفاده کرد! به عنوان مثال، اگر استودیوی (آتلیه) ما دارای پنجره های کمی است و  در زمستان نیز ساعات کمی از روز نور خورشید به درون می تابد یا بدتر بدون پنجره است، بنابراین تنها راه استفاده از چراغ و یا فلش های استودیویی است که به وسیله آنها بتوانید یک پنجره بزرگ زیبا را شبیه سازی کنید و از نور آن برای عکاسی غذا استفاده کنید. هر یک از فلش های استودیو با توجه به نوع و برند آنها میتوانند قیمت های متفاوتی داشته و بعضا گران قیمت باشند. فلش های اکسترنال کوچک که در بالای دوربین DSLR شما نصب می شوند، میتوانند یک انتخاب تقریبا ارزان نسبت به انواع دیگر فلش باشند که اگر بتوانید به خوبی از آنها استفاده کنید می توانند بسیار مفید واقع شوند، اما اگر محل عکاسی تان و یا آتلیه شما به عنوان مثال دکوراسیون عسلی رنگ داشته باشدمطمئن باشید که رفلکس های زرد رنگ بر روی عکس شما دیده خواهند شد، بنابراین قبل از استفاده از نورهای مختلف به محیط اطراف و اشیاء مختلف که در اتاق قرار دارند توجه کنید.

عکاس: فریبرز میرکبیری به سفارش شرکت پارمیدا

سه پایه

کاهش لرزش دوربین هنگامی که می خواهید عکس هایتان کاملا واضح باشند بسیار مهم است. حتی یک لرزش کوچک نیز به آسانی در غذایی که بدون حرکت و ثابت در ظرف قرار گرفته، قابل رویت است. بنابراین حتما به یک سه پایه خوب برای عکاسی مواد غذایی احتیاج خواهید داشت در غیر اینصورت همیشه با معضل تار بودن عکس هایتان درگیر خواهید بود. سه پایه از نظر اینکه شما در طول عکاسی به هر دو دست خود برای استفاده از رفلکتورها و همچنین تنظیم نورها نیاز دارید نیز ضروری است. به همین دلیل است که استفاده از سه پایه را در هر پروژه عکاسی مواد غذایی به شدت توصیه می کنم. سه پایه های مختلف با قیمتهای بسیار متفاوت در بازار وجود دارد، برخی از سه پایه ها دارای ستون های قابل تنظیم برای عکاسی از جهات مختلف و زوایای مختلف هستند، سه پایه در همه اشکال و اندازه های مختلف وجود دارد، از سه پایه گوشی های هوشمند و تبلت گرفته تا سه پایه های حرفه ای سنگین مخصوص استودیو. اگر علاقه مند به عکاسی مواد غذایی و یا عکاسی صنعتی و تبلیغاتی هستید به شما توصیه میکنم که حتما و حتما و حتما یک سه پایه خوب و سنگین (مخصوص استودیو) تهیه کنید و برای یک بار این هزینه مالی را انجام دهید، خرید سه پایه های کوچک و ارزان قیمت فقط باعث هدر دادن پول شما و در نهایت عدم توانایی در استفاده از آنها میشود. سه پایه های ارزان عموما لق میخورند و از محل های چرخش مفاصل خوب فیکس نمیشوند و شما را کلافه میکنند و به خصوص عموما توانایی نگهداری دوربین های حرفه ای و لنز های سنگین را ندارند این نکته ایست که حتما قبل از خرید به آن توجه کنید و مطمئن شوید سه پایه خریداری شده توانایی تحمل وزن دوربین و لنز شما را داشته باشد.

اگر به هر دلیلی بدون سه پایه عکس برداری می کنید، بازوها یا آرنج های خود را با قرار دادن روی چیز محکمی مانند لبه ی میز، ثابت کنید. به خصوص زمان هایی که نور بسیار کمی در محیط وجود دارد، سعی کنید وسیله محکم تری برای ثابت نگه داشتن دوربین خود پیدا کنید. تکیه دادن به لبه ی صندلی، دیوار یا ستون، می تواند مفید باشد، حتی برای گرفتن عکس های دقیق تر میتوانید روی میز با یک وسیله مثلا از یک بطری آب به عنوان مونوپاد استفاده کنید. در این شرایط میتوانید با گرفتن چندین عکس پشت سر هم میزان خطای خود را پایین بیاورید. این امکان خوب در دوربین های حرف ای موجود است و به شما این امکان را می دهد که هر بار که دکمه را نگه می دارید، بتوانید چهار تا پنج عکس پشت سر هم بگیرید. در بین آنها یک عکس پیدا خواهد شد که بدون لرزش و با دقت کافی باشد.


تنظیمات دوربین

وقتی که دوربینتان روی حالت خودکار تنظیم شده است، تمام تلاش خود را می کند تا نور صحیح را سنجیده و یک عکس مطلوب، متعادل، با روشنایی کافی و با کیفیت برایتان بگیرد. یک عکاس تمام کارهایی که دوربین درحالت اتوماتیک انجام میدهد را باید به صورت دستی انجام دهد. اما چرا باید یک عکاس تنظیم دستی را بلد باشد و په مزایایی نسبت به حالت اتوماتیک برایش به ارمغان می آورد؟ با شناختن خوب دوربین و توانایی تنطیم دستی میتوانید از خطاهای رایج در حالت اتوماتیک (خارج از فوکوس بودن به دلیل فوکوس روی نقطه اشتباه، زرد بودن تصویر به دلیل عدم تشخیص صحیح دمای نور، اشتباه در عمق میدان و …) خودداری کنید. این تنظیمات شامل تنظیم سرعت شاتر (سرعت بازو بسته شدن دریچه لنز) یا Shutter Speed ، سایز دیافراگم (اندازه دریچه لنز که به نور اجازه ورود می دهد) ،ایزو ISO (حساسیت ثبت تصویر بر روی فیلم/سنسور دوربین) و تنظیم سفیدی (میزان سفیدی و زردی نور در عکس) White Balance میشوند.

قبل از اینکه پیش برویم، مهم است درک کنیم که سرعت شاتر و دیافراگم در کنارهم چگونه کار می کنند. فرض کنیم در حال عکاسی از یک لامپ روشن هستید. برای گرفتن این عکس، عکاس باید میزان نور خروجی از لامپ را تحلیل کرده و بتواند تصویری درست بدون سوختگی (اصطلاح عکاسی در مورد بیش از حد بودن نور در یک عکس) و یا  افکت های ناخوب تصویری حاصل از نور شدید بگیرد. این کار در پشم تنسان به صورت خودکار انجام میشود اما دوربین و لنز دوربین متفاوت از سیستم چشم ما عمل میکند و بنابراین این ما هستیم که باید توانایی این تنظیم را داشته باشیم. اما چگونه؟ یکی از بهترین راه ها برای این کار را استفاده از سرعت بسیار بالای دیافراگم (باز و بسته شدن بسیار سریع دیافراگم) و یا استفاده از دیافراگم بسته تر (هر چه سوراخ ورودی نور کوچک تر باشد میزان نور کم تری از آن به دوربین وارد میشود) می تواند اصورت بگیرد. (و یا هر دو به صورت همزمان، این مسئله بستگی به شدت نور لامپ دارد.)  هنگامی که تعادل مناسب بین سرعت و سایز دیافراگم را پیدا کنید، قادر به گرفتن عکسی با کیفیت و خوب بدون سوختگی خواهید بود.

ولی چرا باید از حالت اتوماتیک خارج شویم؟ عکاسی دستی کنترل را از دوربین به عکاس می دهد و هنگامی که دانش و شناخت خوبی نسبت به مفاهیم عکاسی دارید و میتوانید تنطیمات دوربین را به خوبی انجام دهید، قادر خواهید بود به راحتی با شرایط مختلف سازگار شوید و تصمیمی دقیق تر در مورد نحوه ی رسیدن به عکس ایده آل خود بگیرید.

برای مثال در هنگام عکاسی مواد غذایی از یک کاسه سیاه که پر از سوپ سفید رنگ است و بر روی یک میز قهوه ای رنگ نیز قرار دارد، در حالت اتومات، به دلیل کنتراست شدید نور مابین نور سفید سوپ و تاریکی ظرف سیاه رنگ، دوربین احتمالا تحلیل اشتباه در مورد نحوه ی نمایش عکس انجام میدهد و در نتیجه خروجی عکس شما یا با سفیدی بسیار زیاد سوپ و یا تاریکی بسیار زیاد رنگ سیاه خواهد بود. با دخالت عکاس در گرفتن عکس او می تواند تحلیل بهتری درباره این موقعیت داشته و تنظیمات را طوری انجام دهد که میزان نور و تیرگی هر دو در جای صحیح خود قرار گیرند. عکاسی در حالت دستی یا Manual ، در هنگام استفاده از نور مصنوعی فلش اهمیت بسیار بیشتری دارد.

عکاس: مائوریتزیو لودی

سرعت دیافراگم

همانظور که در بالا به آن اشاره کردیم همان سرعت باز و بسته شدن دیافراگم است، که بر اساس کسری از ثانیه تعریف می شود. روی دوربین شما، سرعت دیافراگم به صورت اعداد کامل نوشته شده است اما این اعداد اشاره به کسری از ثانیه دارند. به عنوان مثال اگر نوشته شده سرعت دیافراگم 80 این به معنی یک هشتادم ثانیه است. هرچه مقدار این عدد بزرگ تر باشد مسلما میزان سرعت باز و بسته شدن شاتر نیز افزایش میابد. اگر سرعت باز و بسته شدن دیافراگم از مقدار خاصی کمتر باشد (عموما از 80 به پایین) احتمال لرزش در عکس هم بیشتر میشود، زیرا احتمال تکان خوردن دست و یا سوژه بیشتر میشود. پس اگر دوربین را با دست نگه می دارید، به سرعتی دیافراگمی حداقل معادل یک هشتادم ثانیه نیاز خواهید داشت (مسلما فرمول قطعی برای این زمان وجود ندازد و این زمان میتواند با تبحر و یا کنترل بهتر عکاس متغییر باشد.) اما به طور کل احتمال خطا در سرعت های کمتر از یک بیستم ثانیه بسیار زیاد است و بهتر است برای استفاده از سرعت های پایین از سه پایه استفاده کنید. توجه داشته باشید که اگر در حال عکاسی از یک سوژه متحرک هستید حتی استفاده از سه پایه هم احتمالا کمکی نخواهد کرد زیرا اینجا دیگر مساله تکان خوردن دوربین نیست و این سوژه است که با نسبت به زمان باز و بسته شدن شاتر سریع تر حرکت میکند.


دیافراگم (f stop)

دیافراگم در واقع به سوراخی که در مرکز لنز قرار دارد گفته میشود. این سوراخ از مجموعه ای از شش صفحه تشکیل شده است که در کنار هم سوراخی به سکل شش ضلعی را میسازند. از این تیغه ها برای تنظیم اندازه سوراخ و در نتیجه میزان ورودی نور به دوربین استفاده می شود. اندازه ی سوراخ ها بر اساس F-stop محاسبه می شوند. ممکن است ساده به نظر برسد، اما درک تعداد f-stop ها می تواند در ابتدا بسیار مشکل باشد. f-stop ها به عنوان کسری از 1/x (که f-stop همان x است) تعریف می شوند. در هنگامی که f2 است به این معناست که اندازه باز بودن دیافراگم 1/2 است در حالیکه f11 به معنای این است که دیافراگم 1/11 باز است. به بیان دیگر، هرچه عدد f کوچکتر باشد، دیافراگم بازتر خواهد شد و در نتیجه نور بیشتری به درون دوربین وارد میشود، و هرچه عدد  f بزرگتر باشد، اندازه دیافراگم کوچک تر خواهد شد و نور کمتری به درون دوربین اجازه ی ورود خواهد داشت. بیشتر  لنزها، عدد دیافراگمی مابین 2.5  تا 18 را ساپورت میکنند.

نحوه کار دوربین شباهت زیادی به چشم انسان دارد هرچه دیافراگم عریض تر باشد (به عنوان مثال هر چه f پایین تر باشد)، نور بیشتری می تواند وارد دوربین شما شود. و هرچه نور بیشتری به دوربینتان وارد شود، شما میتوانید سرعت باز و بسته شدن دیافراگم را پایین تر بیاورید. در واقع این اندازه دیافراگم و سرعت باز و بسته شدن آن اکثرا به صورت عکس روی هم اثر میگذارند.

میزان باز یا بسته بودن دیافراگم هم چنین در عمق میدان تاثیر بسیار زیادی دارد. عمق میدان یک اصطلاح عکاسی است به این معنی که مقدار فوکوس و واضح بودن تصویر بر اساس میزان f تغییر میکند. هر چه در عکاسی از میزان عددی f پایین تری استفاده کنید نقطه فوکوس شما در سوژه متمرکز تر شده و در خارج از آن نقطه خاص شروع به محو شدن میکند و هرچه میزان عددی f بزرگ تر باشد کل تصویر شما شفافیت و وضوح بیشتری پیدا میکند.


حساسیت یا ایزو ISO

در زمان عکاسی آنالوگ و زمان استفاده از فیلم های نگاتیو چیزی وجود داشت که به آن Iso یا ASA و یا حساسیت فیلم میگفتند. امروزه در دوربین های دیجیتالی اصولا هیچ فیلم یا نگاتیوی وجود ندارد اما همچنان از این اصطلاح در دوربین های دیجیتال نیز استفاده میشود که معنای آن نیز کمابیش همان حساسیت است. هرچه عدد ISO بالاتر میبود میزان حساسیت فیلم نیز بیشتر میشد و این به این معنا بود که فیلم مورد نظر با زمان کمتری از نور دهی میتواند نور بیشتری جذب کند. اکثرا فیلم های با حساسیت بالاتر برای عکاسی در جاهای تاریک و یا عکاسی در شب استفاده میشدند.

امروزه در دوربین های دیجیتال سنسورهای نوری که در درون دوربین شما قرار دارند وظیفه ثبت تصویر و در نهایت انتقال دیتا ها را به سی پی یوی دوربین شما به عهده دارند. این گزینه به شما امکان این را میدهد که در موقعیت های کم نوری حتی با دیافراگم بسته تر نیز عکاسی کنید، در واقع زمانی که سرعت دیافراگم شما برای گرفتن یک عکس واضح به حد کافی بالا نیست، شما میتوانید با تغییر حساسیت کاری کنید که میزان ثبت نور بر روی سنسورهای دوربین تان بیشتر شده و به شما امکان عکاسی در شرایط کم نور را نیز بدهد. نکته منفی در استفاده از ایزوی بالا افت کیفیت تصویر و ایجاد نویز و گاهی نقطه نقطه شدن تصویر است که عموما در سایز های کوچک مثلا برای استفاده در اینترنت خیلی مشهود نیست اما حتما در هنگام چاپ این کمبود کیفیت آشکارتر خواهد بود. برای واضح نگه داشتن عکس های خود در نور روز از ایزوی بسیار پایین مثلا 100 استفاده کنید و در هنگام عکاسی در شب نیز سعی کنید این عدد را تا حد امکان پایین نگه داشته و تنها در مواقع ضروری آنرا بالا ببرید.


در چه شرایطی چه تنطیم هایی بهتر است؟

در موقعیت هایی که نور کافی موجود است، دیافراگم خود را بر اساس اینکه می خواهید چه مقدار از عکستان در مرکز توجه باشد تعیین کنید. وقتی که دیافراگمتان کاملا باز است (F-کوچکتر)، عمق میدان شما بسیار کم خواهد بود، بدین معنی که اشیاء موجود در پس زمینه به صورت محو جلوه خواهند کرد. اگر می خواهید قسمتی از ظرف یا نان برگر یا تکه ذوب شده پنیر در یک پیتزا را در مرکز توجه قرار دهید، این تنظیم برای شما انتخاب خوبی خواهد بود. دیافراگم های کوچکتر (F-بزرگتر) عمق میدان را وسعت خواهند داد و به شما این امکان را خواهند داد که هم زمان بر روی جلو و پشت ظرف غذا تمرکز کنید.


تنظیم سفیدی یا White Balance

حتی زمانی که سرعت و دیافراگم هردو در شرایط مناسب باشند، تضمینی وجود ندارد که رنگ های عکس شما صحیح، واضح و جاندار باشند. روشنایی در رستورانها، و اغلب در خانه ها، معمولا به وسیله لامپ های مختلف و یا مهتابی ها یا بصورت لوسترهای مختلف که عموما نور کاملا زرد دارند تامین میشود. چشمان ما این نورها را به طور طبیعی و خودکار تصحیح می کنند، ولی حسگر دوربین تان قادر به انجام این کار به صورت اتوماتیک نیست. اگر میزان سفیدی عکس های خود را تنظیم نکنید، عکس ها عموما رنگ عجیب و غریب پیدا خواهند کرد، مانند تصویر چپ در بالا.

اکثر دوربین ها گزینه ای جهت تنظیم سفیدی عکس ها دارند. تمام کاری که باید انجام دهید این است که دوربین خود را به سمت یک شی سفید یا خاکستری مدیوم (به خاکستری 18% گفته میشود که به وسیله آن میتوانید نور سفید خالص و واقعی را پیدا کنید.) بگیرید، یک عکس انداخته و از آن برای تنظیم تعادل رنگ سفید خود استفاده کنید. هم چنین می توانید از تنظیمات تعادل رنگ سفید اتومات دوربین خود  نیز استفاده کنید.

 منابع نور چندگانه می توانند طیف رنگ های مختلفی را پخش کنند، که این امر باعث می شود تنظیم تعادل رنگ سفید تقریبا غیرممکن شود. به عنوان مثال، عکسبرداری در نزدیکی یک پنجره با نور طبیعی عالی که از بیرون می تابد، در حالی که نور گرم آشپزخانه نیز از درون می درخشد شرایط سختی را برای تنطیم سفیدی ایجاد میکند. در خاطر داشته باشید که تمام فلش های استفاده شده در عکاسی نیز دارای Colour Temperture یا دمای رنگی متفاوت هستند و برای اینکه نتیجه بهتریداشته باشید میتوانید با مراجعه به دفترچه راهنمای آنها دمای رنگی هر کدام را یافته و به صورت دستی روی دوربین تنطیم کنید.

لازم به یادآوریست که امکان تصحیح این مورد در نرم افزار های مخصوص عکس نیز وجود دارد.


کار کردن با نرم افزار ها (پست پروسسینگ)

اگر نرم افزار فتوشاپ دارید و می دانید چگونه از آن استفاده کنید، مسلما یکی از بهترین نرم افزارهای تخصصی عکاسی را در اختیار دارید. در غیر اینصورتنرم افزارهای ساده تری نیز برای افراد غیر حرفه ای طراحی شده اند که میتوانید به آنها مراجعه کنید. iPhoto در سیستم اپل و در ویندوز با استفاده از حالت Preview امکان Edit عکس وجود دارد. نرم افزار Adobe Lightroom نیز یک نرم افزار بسیار قوی و کاربردی است که نسبتا ساده به شما امکان تغییر و تصحیح عکس هایتان را میدهد.

در ادامه برخی کارهای لازم برای تغییر در عکس را میبینید:

1.     تنطیم میزان سفیدی یکی از اولین کارهای ضروری بر روی هر عکس است مگر اینکه قبل از عکاسی با استفاده از کارت خاکستری و یا کالر چکر این کار را انجام داده باشید. برای این کار میتوانید با انتخاب ابزار توازن سفیدی و سپس کلیک کردن بر روی یک نقطه در تصویر که باید سفید یا خاکستری خنثی باشد، کلیک کنید (دستمال کاغذی، منوها و سایه های روی صفحات برای این کار خوب هستند). شما همچنین می توانید تعادل رنگ را با استفاده از متغیرهای درجه حرارت و رنگ به صورت دستی تنظیم کنید که البته میتواند نتایج فاجعه آمیزی به همراه داشته باشد و آن را به شما توصیه نمیکنم.

2.     نور سطوح را تنظیم کنید تا تصویرتان نه زیاد روشن و نه زیاد تاریک باشد، مطمئن شوید که نه نورهای سفیدتان بیش از حد زیاد و نه سایه های عکس زیاد غلیط باشند، اصولا بهترین تنظیمات باعث میشوند که هیستوگرام عکس شما در بخش مرکزی منحنی متمرکز باشد. به حفظ جزئیات در هر دو طرف روشن و تاریکِ اشیاء بسیار دقت کنید.

3.     کنتراست را تنظیم کنید: هدف شما رسیدن به عکسی است که جذاب و متعادل باشد اما نه اینکه احساس اینرا به بیننده دهد که عکس شما در معرض رادیواکتیو قرار گرفته است پس از کنتراست بیش از حد استفاده نکنید. اگر دوربین شما با فرمت RAW نیز عکاسی می کند، و شما نرم افزاری دارید که بتواند فایل راورا نیز پردازش کند، حتما از آن استفاده کنید. این فایل با تغییر تنظیمات مختلف افت کیفیت بسیار کمتری داده و بهترین خروجی تصویر را برای شما به ارمغان میاورد. در نهایت شما این امکان رادارید که فرمت خروجی عکس هایتان را تبدیل به JPEG یا TIFF کنید. کار با RAW مانند کار با نگاتیو عکاسی است، در حالی که کار برروی JPEG مانند کار کردن روی کپی از یک عکس اورجینال است که کیفیت بسیار ضعیف تری داشته و مسلما بعد از هر بار خروجی گرفتن نیز افت کیفیت بیشتری به همراه میاورد.

عکاس: فریبرز میرکبیری

در انتها امیدوارم که مطالب بالا و مرور بر برخی روشهای عکاس از مواد غذایی باعث افزایش بیشتر اطلاعات شما شده و همچنین باعث بهتر شدن کارهای عکاسی شما شود. در صورت تمایل به داشتن اطلاعات بیشتر در زمینه های مختلف عکاسی فشن یا مد، عکاسی صنعتی و تبلیغاتی، برندینگ و یا نیاز به انجام هرگونه پروژه عکاسی مواد غذایی با ما تماس بگیرید.

عکاسی فشن و مد - فریبرز میرکبیری

چگونه یک عکس را ببینیم و تفسیر کنیم؟

به بهانه تحلیل یکی از عکس های من در مسابقه ای که توسط موسسه طراحان مد برگزار شد، بد ندیدم که با هم نگاهی دقیق تر به این تصویر بکنیم و ببینیم اصولا چطور میشه یک عکس رو بهتر دید و تفسیر کرد.
نیاز به توضیح هست که المان های مختلفی در این تصویر وجود داشت که دوستان زیادی به اونها اشاره کردند اما تقریبا هیچ کس به همگی اونها همراه با هم نتونست اشاره بکنه به همین دلیل هم جوابهای انتخاب شده از لحاظ ماهیت ممکنه با هم متفاوت هم باشن اما این افراد موفق شدن جزئی از انتخاب های ما باشن چون تونستن به موارد کلیدی تری در تصویر برسن. مسلما نوع ارائه جوابها هم در انتخاب اونها بی تاثیر نبود. اکثر دوستان یک نوشته برای ما ارسال کردند، برخی به صورت فایل و تعداد کمی هم با صدای خودشون جواب رو برای ما فرستادن. انتخاب وسیله ارتباطی و به اصطلاح مدیای مناسب جهت انتقال مطلب به مخاطب از اهمیت بسیاری برخورداره و اولین نکته ایه که باید یهش توجه کنید.
احتمالا نکته اول در تفسیر یک عکس اینه که تشخیص بدید به چه دلیل این عکس گرفته شده و هدف این عکس چیه؟ (مسلما یک عکس تبلیغاتی، مد و یا رپرتاژ و یا عکس هنری اهداف کاملا متفاوتی رو دنبال میکنن) تنها در اینصورت میتونید به پیام تصویر نزدیک تر بشید.
مورد دوم، دیدن صحیح یک عکس با شروع کردن از چهار گوشه تصویر آغاز میشه. چون اکثر مواقع سوژه اصلی در مرکز عکس قرار داره باعث میشه برخی از اتفاقاتی که در حاشیه هست از چشم بیفته. نور و سایه ها در گوشه های تصویر و یا تاریک و روشنی ها نیز بسیار در رسوندن پیام اصلی موثر هستند.


مورد سوم به زبان ساده تعریف کنید که چه اتفاقی در حال وقوعه، تعداد زیادی از دوستان به خاطر دیدن چارپایه به اعدام اشاره کردن و تقریبا هیچ کس مستقیما به مراسم خاکسپاری اشاره نکرد. انسانی در تابوت و افرادی که در حاشیه اون ایستاده اند اول از همه یادآور یک مراسم خاکسپاری میتونن باشن.
چهارم، به بازیهای نور و سایه دقت کنید، نور یکی از مهم ترین المان ها در عکاسیه و استفاده درست از اون میتونه در انتقال درست و خوب پیام بسیار کمک کنه. نور اصلی روی صورت سوژه است و چهارگوشه به آرامی رو به سیاهی میرن.
پنجم بررسی اجزاء مختلف تصویر و درک مفاهیم مستقیم یا غیر مستقیم، هر کدام از اجزاء تصویر غیر از تداعی کردن و انتقال یک احساس میتونند مفاهیم مخفی متفاوتی رو همراه داشته باشد (گلها، رنگ ها، آدم ها و …) به حالت صندلی در گوشه سمت راست بالا توجه کنید با وجود کثیف بودن رویه آن هیچ حس ترس یا اعدام (در هنگاه اعدام چارپایه روی زمین می افتد.) را همراه خودش نداره که بر عکس احتمالا نیاز همراهی و جای خالی کسی را یادآوری میکند.
و در نهایت سوژه اصلی، دختری که با وجود زنده بودن در تابوت قرار گرفته، حالت پالتوش که بی تکلف رها شده و اون چشمان خیره اما بی حالت که به درون ما نفوذ میکنن احساسات مختلف و متضادی رو به ما منتقل میکنن، دختری که قرار نیست تفسیر بشه بر عکس قراره یک معما باقی بمونه و همین معما بودن اونه که عکس رو جذاب میکنه. تعداد زیادی از دوستان هم به تحلیل لباس، رنگ و طرح اون و تفسیر پوشش مدل پرداختن که بسیار جالب بود.
حرف آخر، من به عنوان عکاس دنیایی رو که در ذهن دارم در عکس هام میسازم و به نمایش میذارم اما اینکه دیگران چه برداشتی از هر عکس میکنن بر اثر شرایط مختلف فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و خانوادگی و … هر شخص میتونه متفاوت باشه و اتفاقا چیزی که برای من خیلی جذابیت داره همین تفاوت دیدن دنیای من از دید دیگرانه.
فریبرز میرکبیری

حراج آثار هنری به نفع زلزله زدگان

حراج خیریه آثار هنری در تهران

سلام به همه دوستان و همراهان عزیز، با توجه به زلزله اخیر و اتفاقات وحواشی ناگوار زلزله ما هم تصمیم به همراهی و کمک به هموطنان زلزله زده مان داریم و از شما دعوت میکنیم در نمایشگاهی که به همین عنوان فردا روز جمعه در گالری ایرانشهر و با همراهی گالری مژده برگزار میشه شرکت کنید و از فرصت به دست آمده برای خرید آثار هنری بسیار ارزنده و با یک سوم قیمت اصلی آثار استفاده وکرده و با خرید خود به دوستان و هموطنانمان کمک کنید.

من هم به نوبه خود دو اثرم رو تقدیم دوستان زلزله زده کردم.

فریبرز میرکبیری

پ.ن: این نمایشگاه در دو روز اول مبلغی حدود 150 میلیون تومان فروش داشت و به دلیل استقبال عموم تاریخ آن تا آخر همین هفته تمدید شد. از همراهی همیشگیتون ممنونم.

استاد فریبرز میرکبیری

امروز “عکاسی” هنر نیست!

گفتگوی روزنامه همبستگی با « فریبرز میرکبیری » عکاس برندينگ و مد


فریبرز میرکبیری دارای مدرک عكاسي از “آی ای دی” میلان و همچنين عكاسي ديجيتال از “دانشگاه هاروارد” است، او به عنوان عكاس و همچنين مشاور با برندهايي متفاوتي چون « ریناشنته » ايتاليا « چرروتی » ایتاليا، « بورژوا »، مجموعه حس خوب زندگي و … همكاري داشته و همچنين به عنوان مدرس و سخنران در « اولین کنفرانس عکاسی فشن و مُد در ایران »، سمت مشاور هنری و سخنران در نهمین کنفرانس بین المللی برند، برگزاري اولين كارگاه آموزشي عكاسي مواد غذائي در كنار استاد ايتاليايي به نام مائوريتزيو لودي حضور داشته است.،
با فریبرز میرکبیری گفتگویی کوتاه داشته ایم که با هم می خوانیم:

  • این روزها همه با داشتن موبایل و دوربین همراه آن عکاس شده اند، موافقید؟

در دوره ای قرار داریم که بیشترین تعداد عکس کل تاریخ در آن گرفته می شود و بیشترین استفاده از عکس را در شبکه های اجتماعی، روزنامه ها، مجله ها، سایتها و بیلبوردهای تبلیغاتی داریم اما بسياري از عکاس های دنیا متفق القول این دوره را دوره « مرگ عکاسی » نام می برند، دلیلش این است که با وجود شبكه هاي اجتماعي استفاده از عکس بسيار زیاد شده و با وجود داشتن اسمارت فون ها، عکاسی وقتی آنالوگ بود کار بسیار دشواری بود که الان خیلی راحت شده و در دسترس همه قرار گرفته و هرکدام از مردم قادر به عکس گرفتن هستند، شاید می شد زمانی از عکاسی به عنوان یک هنر اسم برد اما امروز عکاسی هنر نیست مگر در شرايط خاص. امروزه عکاسی تبدیل شده به یک ابزار برای ارائه کردن یک محصول، حالا این محصول می تواند یک محصول واقعی باشد، یک شخص باشد و یا یک اتفاق، همه دنبال این هستند که در این شبکه های اجتماعی یک محصول را ارائه کنند و این محصول لزوما می تواند برای فروش هم نباشد.

  • چه مقدار از عکاسی شامل دانش و آگاهی و چقدر مهارتهای فردی می شود؟

سوال خیلی سختی است! در دوره انفجار اطلاعات قرار داريم، كه چنین دنیایی متاسفانه قشر عکاس جزو معدود قشرهایی هستند که حداقل در ایران خیلی دارند « درجا » می زنند و دارند همان کارهایی را که در دهه قبل می کردند تکرار می کنند، این شاید یک مقدار تنبلی عکاس های دوره ما را نشان می دهد چون در چنین دورانی مسلما من عکاس هم باید تلاش کنم که روز به روز سلیقه ام را بر مبنای اتفاق هایی که در دنیای اطرافم می افتد تغییر دهم، باید این دنیا را خوب بشناسم و این اتفاقات را خوب رصد کنم تا بتوانم به مشتری آن اتفاقات را پیشنهاد کنم، این موردی است که در ایران خیلی کم اتفاق می افتد و دلیلش هم این است که خیلی از عکاس های ما عکاس های سنتی هستند و عکاسی را انتخاب کرده اند چون به نظرشان کار آسانی آمده و فکر می کردند عکاسی کردن یعنی اینکه پشت دوربین قرار بگیرند و شاتر دوربین را فشار دهند.

اولین سمینار عکاسی فشن- فریبرز میرکبیری- جلال سپهر

  • خلق یک لحظه ی خوب ویژگی های مکانی و زمانی می خواهد؟

می شود گفت هم شرایط زمانی و مکانی خوبی را می خواد و هم نمی خواهد! می خواهد از این جهت که وقتی که من خودم صحنه سازی کنم مسلما خلاقیت من است که در ساختن آن لحظه تاثیر می گذارد و من هستم که قبل از اینکه آن صحنه عکاسی شود باید آن تصویر را در ذهن خودم ساخته باشم و بدانم چه عکسی محصول و خروجی من می شود و به همین دلیل می توانم بهتر روی آن اشراف داشته باشم و اتفاقم را در آن مکان پیش بینی کنم، می تواند نباشد چون خیلی از مواقع اتفاق می افتد که شما یک ماجرا را ترسیم و پیش بینی نکرده باشید ولی اتفاق می افتد و لحظه ای را شکار می کنید و عکسی را ثبت می کنید که شاید عکس جذاب و زیبای و خیلی موثر و تاثیر گذار در بیننده باشد.

  • مدتی قبل تعدادی از عکس هایتان « سرقت » شد؟

بله متاسفانه چند وقت پیش تعدادی از عکسهای من بدون اجازه من توسط شهرداری تهران و آژانس عکس تهران در خانه هنرمندان ایران « جایی که آدم انتظار دارد آنجا احترام هنرمندان وجب باشد » یک نمایشگاه گروهی با تعدادی از عکس های من برگزار شد بدون اینکه من در جریان آن باشم، اتفاق ناخوشایندی بود که خیلی باعث دلخوری من شد و الان هم وکیل من در حال پیگری است و دادگاه آن همين هفته است و انشاالله بشه به نتیجه مثبتي برسد و امیدوارم اینگونه اتفاق ها دیگر پیش نیاید چون متاسفانه استفاده غیرقانونی از عکس و تصویر در ایران خیلی زیاد است.

  • چه باید کرد که این اتفاقات دیگر تکرار نشود؟

شاید تنها راه حمایت عکاس ها و هنرمندان از همدیگر باشد، متاسفانه در این جریان من حمایت خیلی چنداني از جامعه هنرمندان ایران ندیدم، با وجود اینکه این خبر رسانه ای شد و خیلی از روزنامه ها و رسانه ها همراهی کردند اما آن اتفاق و حمایتی که باید از جانب هنرمندان می شد پيش نيامد و این باعث تاسف است، امیدوارم ما هنرمندان این مسائل را فقط به صورت شخصی نبینیم کما اینکه خود من پيش از اين اتفاق يعني چهار سال پیش در اولین سمینار عکاسی فشن و در حضور بسياري از روسای انجمن عکاسان شهرهاي مختلف ايران درباره كپي رايت صحبت و به آن اشاره کردم ، امیدوار بودم و امیدوار هستم که یک زمانی حساسیت های ما به عنوان هنرمند و عکاس اینقدر زیاد باشد که به جای اینکه همدیگر را به چشم رقیب نگاه کنیم با هم همراه باشيم زيرا کنار هم بودن ما باعث می شود که اتفاقات خوب و مثبتی را در زمینه هنری و عکاسی در ایران به وجود آوریم.

نویسنده: فریبرز میرکبیری

عکاسی صنعتی - فریبرز میرکبیری

قوانین کپی رایت در عکاسی

به بهانه انتشار مقاله من درباره کپی رایت به در خواست مجله تندیس

بحث کپی رایت یکی از مباحث پر دغدغه همیشگی به خصوص برای هنرمندان بوده و هر از گاهی اعتراضات و شکایات برخی از هنرمندان کشورمان را نیز در این باره شنیده ایم و یا حتی شاید خود ما نیز دچار این تجربه ناخوب استفاده دیگران از آثارمان بدون کسب هیچگونه اجازه یی شده باشیم.
با توجه به اهمیت بسیار عکس و عکاسی در دنیای دیجیتال و شبکه های اجتماعی و استفاده هر روزه ما از آنها، حق و حقوقمان به عنوان یک هنرمند (یا عکاس) درباره آثار هنری مان تا چه اندازه است و برای حفظ آثارمان چه باید بکنیم؟
به گفته “جیمز ویستلر” یک هنرمند بابت دید خود مزد می‌گیرد و نه بابت اثر خود، پس شروع کار یک هنرمند و اصولا اهمیت یک اثر هنری در ایده آغازین آن نهفته است و مسلما حفظ آن در درجه اول اهمیت قرار دارد. پس کپی رایت هم شامل ایده و هم شامل اثر یک هنرمند می‌شود.
طرح دعوی درباره استفاده از ایده یک هنرمند کاری بسیار دشوار است و عموما موارد اینچنینی تنها زمانی قابل دفاع است که امکان اثبات این موضوع توسط هنرمند با ارائه مدارک و شواهد معتبر وجود داشته باشد.
اما بیشتر شکایات مطرح شده در دادگاه ها عموما به استفاده بدون اجازه آثار هنری برمی‌گردد.

اصولا یک اثر هنری زمانی ارزش پیدا می‌کند که به دید عموم برسد پس ارائه و به نمایش گذاشتن یک اثر هنری توسط هنرمند امری اجتناب ناپذیر است. اما قسمت دشوار کار حفظ تمامیت حقوق معنوی و مالی اثر برای شخص هنرمند است. متاسفانه در کشور ما سابقه کپی کاری از روی آثار و استفاده بدون اجازه آن امری متداول و روزمره است ولی در چند سال اخیر قوانین مربوط به کپی رایت در ایران نیز روز به روز تکمیل تر شده و اکنون این عمل از دید قانون نیز جرم تلقی می‌شود و تبعات مالی و به خصوص کیفری سنگینی به همراه دارد.
قصد من به عنوان یک عکاس توضیح برخی از حقوق عکاسی درباره آثار هنری و یا تجاری است و به همین دلیل ابتدا نیاز است گریزی به روش‌های ارزش گذاری یک عکس از لحاظ جهانی داشته باشیم زیرا که این موارد المان هایی هستند که در صورت طرح دعوی در یک دادگاه می‌توانیم برای ارزش گذاری خسارت عکس هایمان به آنها اشاره کنیم.

اثر شما چه قدر دیده میشود؟

همانطور که در بالا نیز مطرح کردم ارزش یک اثر هنری به دیده شدن این اثر است و هر چه بیشتر دیده شدن یک عکس مسلما می‌تواند باعث افزایش قیمت آن شود و این نکته بسیار مهمی‌ست که در قیمت گزاری یک عکس توسط هر عکاس نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
به عنوان مثال اگر عکس شما قرار است در اتاق یک خانه زده شود که روزی ۴ نفر آنرا می‌بینند مسلما قیمت آن متفاوت از زمانی است که روی یک بیلبورد زده می‌شود و هر روز ۴ میلیون نفر آنرا می‌بینند.(منظور ارزش یک عکس تجاری ست و نه عکس هنری)
مورد بسیار مهم بعدی بازه زمانی مورد استفاده از اثر شماست، استفاده از یک عکس به مدت یک روز، یک ماه و یا یک سال قطعا از لحاظ ارزش گذاری نمی‌تواند یکسان باشد؟
تیراژ چاپ شده از عکس شما نیز بسیار مهم است زیرا تاثیر مستقیم در دیده شدن یک اثر دارد. اگر یک اثر برای چاپ در یک کاتالوگ با تیراژ ۱۰۰ عدد استفاده می‌شود مسلما قیمت آن متفاوت با زمانی است که در یک مجله یا روزنامه با تیراژ بالای صد هزار عدد چاپ می‌شود.
محدوده جغرافیای منتشر شده نیز تاثیر بسیاری در ارزش گذاری یک عکس دارد، استفاده اثر در یک استان یا استفاده آن در کل کشور و یا در چند کشور متفاوت شرایط قیمتی متفاوتی را نیز طلب می‌کند.
لازم به ذکر است که در صورت نیاز به تمدید مجدد هر یک از موارد فوق نیز مشتری باید دوباره به صاحب اثر مراجعه نموده و با پرداخت مبلغ آن شرایط جدیدی را جهت استفاده از عکس مورد نظر تعیین کند.

شرایط انتشار یک اثر چیست و در چه حالتی ما امکان اعتراض به انتشار یکی از آثارمان را داریم؟

از لحاظ قوانین بین المللی یک عکاس همیشه به عنوان صاحب اثر تلقی می‌شود (به طور دقیق تر کسی که فایل اصلی یعنی فایل خام عکس را در دست دارد) و حتی پس از فروش یک عکس به مشتری نیز تنها عکاس است که صاحب همیشگی آن است باقی میماند. گرچه به صورت نادر و در موارد بسیار خاص طی یک قرارداد امکان انتقال کلیه حقوق یک عکس به شخص دیگر نیز امکان پذیر می‌باشد. در واقع مشتری در زمان دریافت عکس امکان و مجوز استفاده از آن عکس در یک بازه زمانی خاص و طبق شرایط تعریف شده در قرارداد را پیدا می‌کند و نه چیزی بیشتر از آن. (شرایط ذکر شده در بند های بالا)
تمامی این توضیحات به این معناست که شرایط انتشار و محل و یا رسانه مورد انتشار تنها توسط شخص عکاس تعیین می‌شود و در صورتی که از این شرایط تخطی شود صاحب اثر امکان و اجازه اعتراض و در نهایت شکایت از فرد و یا ارگان مورد نظر را پیدا میکند.


مورد بعدی استفاده بدون اجازه از یک عکس، در صورتی است که به قصد تبلیغ و به جهت استفاده تجاری باشد. با توجه به اینکه عموم افراد و شرکت‌ها جهت جذب مخاطب و تبلیغات و برند سازی در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند پس در صورت انتشار یک عکس در شبکه های اجتماعی نیز امکان شکایت کردن برای عکاس فراهم می‌شود. لازم به یادآوریست در صورتی که عکسی را در صفحه شخصی اینستاگرام و یا دیگر سوشال نت ورک ها منتشر می‌کنید حتی اگر با ذکر نام عکاس مورد نظر نیز باشد، چون این عمل بدون اطلاع و اجازه او انجام شده به شخص عکاس امکان اعتراض و در نهایت شکایت از شما را می‌دهد. هر چند که عموما این اتفاق برای اکانت‌های شخصی اتفاق نمیافتد اما در صورت بازنشر بدون اجازه یک عکس توسط یک شرکت، امکان این پی گیری توسط عکاس قطعا وجود دارد و به احتمال قریب به یقین نیز دادگاه به نفع عکاس مورد نظر رای خواهد داد و آن شرکت نه تنها ملزم به پرداخت غرامت می‌شود بلکه شخص مسئول انتشار عکس شامل جریمه‌های دیگر از جمله زندان  نیز خواهد شد.
در واقع استفاده از یک عکس یا یک اثر هنری شخص دیگر تنها زمانی جایز است که استفاده از آن به خلق یک اثر جدید هنری ختم شود که حتی در آنصورت نیز قضاوت درباره اینکه اثر جدیدی خلق شده است یا خیر مسلما به عهده دادگاه و قاضی مربوطه می‌باشد.
با توجه به توضیحات بالا و ضمن اینکه قوانین کپی رایت اکنون در ایران نیز قابل اجراست بهتر است از این پس در انتشار و استفاده از عکس های دیگران دقت بسیار کنیم که روزی درگیر تبعات آن نشویم.

نویسنده: فریبرز میرکبیری

شرکت دانیار - فریبرز میرکبیری

ریبرندینگ شرکت دانیار توسط گروه نگاتیو استودیو

پروسه ریبرندینگ یک شرکت اصولا طولانی و زمان بر هست. یکی از اولین و شاید سخت ترین قسمتهای اون هم قانع کردن صاحب برند برای پذیرش این ریبرندینگ و همراه کردن مجموعه در این مسیره که البته لازم به یادآوریه که این تصمیم به جسارت و شجاعت بسیاری هم نیاز داره.
شرکت دانیار از جمله شرکت های خوش فکریست که مجموعه ما سالهاست در سمت مشاور افتخار همراهی اون رو داره و امسال به بهانه 5 سالگی این شرکت، پروسه ریبرندیدنگ این مجموعه پیشتاز در زمینه شبکه و مخابرات و هوشمند سازی ساختمان، 2 ماه پیش آغاز شد.
زحمات زیادی توسط دوستان آتلیه ما کشیده شد تا بتونیم هویت بصری (CI) این مجموعه رو در تاریخ مقرر رونمایی کنیم، امیدواریم که این ریبرندینگ که مسلما تنها به تغییر ظاهری لوگوی این مجموعه ختم نمیشه نقطه عطفی در موارد مختلف چه از نظر طراحی های ظاهری و چه از لحاظ استراتژیک در این مجموعه به وجود بیاره.
با تغییراتی که در چند سال اخیر در بازار تکنولوژی رخ داده وبا توجه به اینکه مجموعه دانیار از ال 1395 با شرکت در اولین سمینار هوشمند سازی و سخنرانی مدیر عامل این شرکت در حوزه هوشمند سازی ساختمان ها فعالیت خود را آغاز کرده بود تصمیم گرفتیم تا امسال همزمان با تولد 5 سالگی این مجموعه که مصادف با ریبرندینگ آن نیز بود لغت “ساختمان های هوشمند” را نیز به شعار  این مجموعه (شبکه ، مخابرات ، ساختمان هوشمند) اضافه کنیم و با تغییری کلی در هویت بصری و برند این مجموعه آغازی نو داشته باشیم.
تمرکز لوگوی جدید شرکت دانیار بر زنجیر بودن حرف “دا” وحرف انگلیسی “D” است که حاکی از انسجام اعضای این مجموعه در جهت توسعه، و تداعی کننده ارتباط ، اتصال و شبکه، که جزء زمینه های اصلی فعالیت این مجموعه می باشد بوده است.
رنگ های استفاده شده در لوگوی جدید شامل آبی اقیانوسی است که بیانگر امنیت، وسعت،اطمینان وعمق می باشد و انتخاب رنگ خاکستری به دلیل خنثی بودن و به سادگی قرار گرفتن آن در کنار سایر رنگ هاست که این خود نشانه ای از همراهی وانعطاف پذیری این مجموعه در پذیرش تکنولوژی های جدید و امروزی است.

واکنش مطبوعات در اعتراض به انتشار بدون اجازه آثار عکاسی فریبرز میرکبیری

چند روز پیش مطلبی با عنوان ” نمایشگاه گروهی برگزار شده در خانه هنرمندان ایران بدون اطلاع هنرمندان شرکت کننده! ” در وبسایت منتشر کردم و پیرو اون اقداماتی در جهت احقاق حقوق آثارم و کپی رایت انجام دادم که بازتاب گسترده ای در مطبوعات و جوامع هنری به همراه داشت. با امید به اینکه به حقوق همدیگه در ضمینه کپی رایت احترام بگذاریم و دیگه شاهد چنین اتفاقات ناخوشایندی نباشیم من این موضوع رو رسانه ای کردم و وکیل من در حال پی گیری این مورد از نظر حقوقی هم هست.

تشکر از دوستان عزیز بابت همراهی، راهنمایی و پیام های دلگرم کننده تون.

در لینکهای زیر میتونید متن گزارشات مطبوعاتی منتشرشده در این زمینه رو ببینید:

تهران شهر بی اجازه – روزنامه شرق

سایت خبر فارسی

گزارش سایت خبرگزاری مهر

سایت بازتاب

سایت امتداد نیوز

گزارش اختصاصی و کامل روزنامه شهروند

حمایت انجمن عکاسان ایران

انجمن عکاسان ایران بازتاب خبر

حمایت سایت عکسخانه در بازتاب این خبر

انتشار خبر در سایت جماران

به زودی لینک مابقی مصاحبه های مطبوعاتی و نتایج و خبر های مربوط به این اتفاق رو هم به اطلاع همگی میرسونم.

نویسنده: فریبرز میرکبیری