بررسی یکی از صد عکس برتر تاریخ،”دُوویما و فیل ها” اثر “ریچارد اَوِدون”

بعد از مدت نسبتا طولانی تعطیلات نوروز تصمیم گرفتیم اولین مطلب سال جدید یکی از شاهکارهای تاریخ عکاسی و مد اثری از “ریچارد اودون” Richard Avedon باشه، کسی که تغییرات بسیاری رو در دنیای مد به وجود آورد و هنوز هم عکس های او جذاب و زیبا هستند و هر چشمی رو به خودشون جلب میکنند.

وقتی که در سال 1955 “ریچارد اودون” برای مجله هارپرز بازار در سیرکی در پاریس این عکس را با همراهی مدل معروف “دوویما” Dovima گرفت، با وجود شهرت او به عنوان معروف ترین عکاس مد و همینطور مدل بسیار معروفش هر کسی احتمال این را میداد که این عکس تبدیل به یک عکس ماندگار شود.

دوویما یکی از آخرین مدل های کلاسیک دنیای مد بود و تقریبا از سال 1950 به بعد تبدیل شدن دخترهای کوچه و بازار به مدل های عکاسی شروع شد و دنیای مد نیز با دامن زدن به این جریان باعث تقویت این قشر جدید مدل ها و محو شدن به مرور مدل های کلاسیک و به اصطلاح perfect نسل قبل شد.

لباس بلند و زیبای “دیور” که اولین لباس طراحی شده برای “دیور” Dior توسط “ایو سن لورن” Yves Saint Laurent بود، لطافت و زیبایی دوویما در کنار فیل ها ، همراهی فیل ها و ایجاد حرکت در تصویر که در واقع تغییر بنیادینی در دنیای مد آن زمان به وجود آورد، همه این موارد با همراهی دوویما آخرین فشن آیکون دنیای کلاسیک قدیم و ایجاد این تصویر توسط معروف ترین عکاس مد دنیا همه با هم باعث ایجاد عکسی شد که در نهایت تبدیل به یکی از صد عکس برتر تاریخ از نظر مجله تایم شده است.

Richard Avedon, Dovima with Elephants – evening dress by Dior Cirque Hiver-paris August-1955

“باغ زمستانی” عکسی که “رولان بارت” را منقلب کرد!

رولان بارت نویسنده، فیلسوف، نظریه پرداز ادبی و یکی از نشانه شناسان بنام معاصر بود. او در فصل دوم کتاب خود با نام “The light room” یا *روشنخانه درباره عکسی از مادر خود صحبت میکند که مدت کوتاهی از مرگ او گذشته است.

او مینویسد : تنها در آپارتمان مادرم، جایی که در آن از دنیا رفت نشسته بودم و زیر نور چراغ و در میان عکس های او خاطرات گذشته ام را در جستجوی صورتی که دوستش داشتم مرور میکردم.

در نهایت موفق به یافتن او شدم، عکسی قدیمی و خاکستری-قهوه ای رنگ که لبه های آن خورده شده بود. عکس دو بچه را نشان میداد که نزدیک یک پل چوبی و در یک باغ زمستانی کنار هم ایستاده بودند. مادر من آن موقع (سال 1898) پنج و برادرش هفت سال داشت.
به دختربچه نگاه کردم و مادرم را در او یافتم. درخشش صورتش، طرز قرار گرفتن بی تکلف دستهایش بدون اینکه خود را نشان دهند و یا مخفی کند و فضایی که اشغال کرده بود، حالت نگاه کردنش به بی نهایت که او را همانند تمایز خوبی از بدی متفاوت میکرد، حالت صورتش -دختربچه ای مضطرب و مغرور که میخواست ادای بزرگترها را دربیاورد- در این عکس چهره مادرش از بقیه عکس ها متمایز بود. همه اینها کنار هم پاکی بکر و کاملی در او نشان میداد.
در عکس باغ زمستانی رولان بارت میگردد و در واقع مادرش را خلق میکند او با جستجو در عکسهای مختلف بالاخره و فقط در همین عکس وجود مادرش را می یابد. باوجود اینکه او عکسهای مختلفی از مادرش دیده بود و آن عکسها نیز تصویر واقعی او بودند؛ اما انگار هیچ حقیقتی از مادرش در آنها به چشم نمیخورد؛ باید فراتر از آنچه دیده میشود به دنبال حقیقت گشت.

هنگامی که به عکسی نگاه میکنیم، با دو جنبه مواجه میشویم:
Studium : یعنی واقعیت اجتماعی، چیزی که در تصویر معرفی میشود؛ مثل خیابان ها یا لباسها و … که در مثال بارت این مورد بعضی از عکسهای مادر اوست. استودیوم در واقع المان هایی هستند که یک عکس را میسازند.
Punctum : چیزی است که ذهن را درگیر یک عکس میکند، خاطره ای، حادثه ای و یا احساسی را در ما بر می انگیزد. در واقع مثل این است که عکس به ما چشم میدوزد و بر ذهن ما بر وجود ما اثر میگذارد.
در مورد رولان بارت، یک عکس خاص که کودکی مادرش را نشان میدهد بیشترین تاثیر را بر روی او دارد. شباهت و یا واقعیت موجود در عکس هیچ ارتباطی با این حس ندارد.
بنابراین در هر عکس هم واقعیت وجود دارد (چیزی که میبینیم) و هم حقیقت، یعنی چیزی که احساس میکنیم.

“گاهی اوقات یک نقطه کوچک در عکسی باعث جلب توجه من میشود و همین نقطه کوچک پونکتوم است، که به ما نیش میزند. هیچ وقت نمیتوان قانونی مابین پونکتوم و استودیوم وضع کرد تمام چیزی که میتوان گفت این است که هر دوی آنها همراهان همیشه حاضر در عکس هستند.”

اما در عکس باغ زمستانی مسلما دیدن عکس برای ما حسی که در رولان بارت ایجاد شده را به وجود نمیاورد، این تصویر برای ما تصویر یک کودک غریبه است که میتواند هر کودک دیگری به جای او باشد! به احتمال زیاد، ما احساساتی که در بارت زنده شده بود را درک نمیکنیم. پس باید گفت که پونکتوم از نظر بارت و از نظر هر یک از ما متفاوت است.
در واقع عکس ها با ما و یا هر کسی که از نظر احساسی آشنایی با سوژه های درون عکس داشته باشند به طریق دیگری صحبت میکنند.

“استودیوم در واقع انگار همیشه به صورت کد گذاری شده در تصویر وجود دارد این در حالیست که در پونکتوم هرگز چنین نیست…در واقع برای خوب دیدن یک عکس لازم است سرتان را بالا بگیرید و چشم هایتان را ببندید.”

نکته جالب اینجاست که با وجود توضیحاتی که بارت در مورد این عکس به ما میدهد ما هیچ وقت این عکس را در کتاب نمیبینیم، احتمالا درست به همین دلیل که بارت میدانسته که ما احساسات او را در این عکس نخواهیم یافت هیچ ردی از این عکس نیز در دست نیست.

*نویسنده با استفاده از واژه Light Room قصد ربط دادن ذهن خواننده به لغت Dark Room یعنی تاریکخانه را دارد و به همین جهت در برگردان فارسی سعی کردم از همین بازی لغتی استفاده کنم.

فریبرز میرکبیری

مدرک عکاسی دیجیتال دانشگاه هاروارد - فریبرز میرکبیری

دریافت مدرک عکاسی دیجیتال دانشگاه هاروارد

از بچگی همیشه فکر میکردم افرادی که از هاروارد مدرک میگیرن باید چه موجودات عجیب و غریبی باشن و اینکه چه قدر این اتفاق میتونه براشون خوب و هیجان انگیز باشه. باورم نمیشد که روزی این اتفاق بتونه برای من هم پیش بیاد، اما انگار قسمت این بود که توی کلاس عکاسی دیجیتال دانشگاه هاروارد که به صورت آنلاین و توسط موسسه معروف Alison برگزار میشد شرکت کنم و بعد از گذروندن کامل این دوره و در نهایت دادن امتحان آخر ترم بتونم مدرکش رو با نمره 80/100 دریافت کنم.

باید بگم که حدس دوران بچگیم درست بود و این اتفاق برام واقعا هیجان انگیز و خوشحال کننده بود. تنها چیزی که متوجه نمیشم اینه که یا من خیلی تغییر کردم یا دیگه دانشگاه هاروارد اون هاروارد دوران بچگی من نیست :))

عکاسی صنعتی - فریبرز میرکبیری

انتشار برخی آثار فریبرز میرکبیری در کتاب معماری Alternative Design For Factories

برخی از عکس های من که 3 سال پیش برای یکی از کارخانجات ساخت قطعات خودرو در ایران گرفته شده بود، در میان آثار منتخب گروه Non Architecture eu قرار گرفت (جالبه اضافه کنم پس از انجام این پروژه کارخانه مورد نظر مبلغ توافق شده رو پرداخت نکرد چون از کار انجام شده رضایت کامل نداشتند و ادعا میکردند که خروجی عکس ها خوب نیست!!)متاسفانه این مشکلی هست که با برخی از مشتریان پیدا میکنیم و نداشتن سواد بصری کافی و شناخت و تاثیر تصویر باعث اختلافاتی با برخی مشتری ها میشه.

این کتاب در 180 صفحه و پس از چند ماه با زحمات گروه فوق بالاخره در ابتدای سال 2017 به مرحله چاپ و رونمایی رسید و  قرار است در اروپا و آمریکا توزیع شود.

ترامپ و یادآوری نژادپرستی در تاریخ آمریکا

با توجه به اتفاقات اخیری که در آمریکا در حال وقوعه و آشوب هایی که ترامپ بعد از دستورهای آخرش صادر کرده بد ندیدم تا درباره یکی از صد عکس برتر تاریخ صحبت کنیم که در زمان خفقان و در اعتراض به حال و هوای نژاد پرستی در آمریکا گرفته شد و به یکی از تاثیرگذارترین عکس ها در تاریخ آمریکا بدل شد.

“گوردون پارکس” پانزدهمین فرزند یک خانواده کشاورز سیاهپوست بود و به همین دلیل با فقر آشنایی کامل داشت، اما معنای واقعی نژاد پرستی رو زمانی درک کرد که بابت همراهی در پروژه “Farm Security Administration” (یکی از شناخته شده ترین پروژه های عکاسی انجام شده در قاره آمریکا و جهان) به واشنگتن رفت.

او که آرزو داشت اولین عکاس آفریقایی-آمریکایی مجله “لایف” Life شود در بدو ورود به واشنگتن شوکه شده بود. “در رستوران های سفید پوستها فقط از در پشت میتونستم وارد بشم و یا در تاتر های سفید پوستها اصلا اجازه ورود بهم نمیدادن.”

او با توجه به شرایط و رفتار نژاد پرستانه حاکم در جامعه شروع به جستجو برای یافتن کسی میکند که به واسطه او بتواند این موضوع را به تصویر بکشد. در همان زمان با “الا واتسون” آشنا میشود کهدر همان ساختمان FSA کار میکند. او درباره زندگی سختی که داشته برایش تعریف میکند. درباره پدرش که توسط اوباش سفیدپوست به قتل رسیده و شوهرش که با گلوله به او شلیک شده و تا پای مرگ پیش رفته است.

گوردون پارکس با الهام گرفتن از نقاشی بسیار معروف “آمریکن گوتیک” American Gothic که توسط گرانت وود Grant Wood در سال 1930 انجام شده بود و یک نماد آمریکایی تمام عیار محسوب میشد عکسی از اللا واتسون میگیرد، عکسی که به عنوان مظهر ظلم در حق سیاهپوستان آن زمان در کشوری به ظاهر آزاد در تاریخ جهان ثبت میشود و در سالهای بعد به یکی از سمبل های احقاق حقوق سیاه پوستان در آمریکا بدل میگردد.

“تنها کاری که با یک دوربین میشد انجام داد نشون دادن تسلط شیطان نژاد پرستی، زیر پرچم یک کشور آزاد و بر مردمی بود که سالیان سال بیشترین زجر ها را تحمل کرده بودند.”

روایت این اتفاق رو با صدای گوردون پارکس در زیر بشنوید.

نقل از www.time.com

 

اولین سمینار تخصصی عکاسی مد و فشن در ایران

برندهای ایرانی از مدلینگ می‌ ترسند! 3

ادامه مطلب برندهای ایرانی از مدلینگ می‌ ترسند! 1

ادامه مطلب برندهای ایرانی از مدلینگ می‌ ترسند! 2

فریبرز میرکبیری اظهار می‌کند: متاسفانه هر فردی در ایران احساس خوش‌تیپی می‌کند، به سمت مدلینگ متمایل میشود اما واقعیت موضوع این است که مدل شدن یک شغل است و هر شغلی نیز به تخصص و تجربه کاری نیاز دارد.

به‌عنوان نمونه فردی که در شغل لوله‌کشی مشغول به کار است، باید آموزش ببیند و شاگردی کند تا بتواند طی سال‌ها یک لوله‌کش مناسب شود. هیچ فردی نمی‌تواند یک‌روزه مدل خوبی شود و مسلما تبدیل به یک مدل خوب شدن نیاز به تجربه کسب کردن و دیدن و دیدن و باز هم دیدن نمونه‌های خوب دارد.

البته به علاقه‌مندان این رشته توصیه می‌کنم که از رفتن و هزینه کردن در کلاس‌هایی که با عنوان مدلینگ برگزار می‌شوند خودداری کنند چون متاسفانه آموزش نادرست در این رشته تاثیرات مخربی در فضای کنونی ایران به‌جا گذاشته است. یک عکاس فشن، مدلینگ یا تبلیغاتی حرفه‌ای صرفا یک عکاس معمولی نیست، او باید بتواند به‌جز نکات فنی و تکنیکی عکاسی سواد بصری کافی داشته باشد و از دنیای اطراف خود و اتفاقات مد یا برندها که هر روز در دنیا پیش می‌آیند مطلع باشد تا بتواند به برندهای مخاطب خود راهنمایی صحیح داده و نتیجه شایسته را برای آنها به ارمغان بیاورد.

در بسیاری از برند‌های معتبر دنیا، عکاس‌ها نقش مدیر خلاقیت پروژه‌ها را نیز بازی می‌کنند؛ این یعنی از لحاظ اطلاعات و تجربه به حدی رسیده‌اند که صلاحیت ‌چنین همکاری‌هایی و دادن مشاوره‌هایی در این زمینه را با برند‌های بزرگ داشته باشند. متاسفانه اکثر عکاس‌های ایرانی، عکاس‌های آتلیه‌ای (یا به قول خودشان مدلینگ) هستند و مسلما عکاسی که به روش سنتی کار می‌کند و صرفا کار عکاسی مجالس می‌کند به‌ راحتی نمی‌تواند نیاز عکاسی فشن، مدلینگ یک برند را برآورده کند.

ترس برند‌های ایرانی از مدل‌ها

این مدرس برندینگ و مد خاطرنشان می‌کند: تلفیق مدلینگ و برند در ایران زیاد مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و تنها برخی از برند‌های ایرانی هستند که عملکرد مثبتی را در این حوزه دارند. در حال حاضر معدود سازمان‌های ایرانی هستند که در زمینه فشن و استفاده از مدل‌ در شبکه‌های اجتماعی کارهایی را شروع کرده‌اند، به‌عنوان‌مثال برند «درسا» شروع قابل قبولی را در این زمینه داشته است اما بسیاری دیگر از جمله برند نوین چرم تلاش‌هایی در این زمینه داشته که از کیفیت بالایی برخوردار نبوده است.

از طرفی مقوله وارد کردن مدل در تبلیغات همواره با ترس‌هایی همراه بوده و بسیاری از برند‌ها می‌ترسند در استفاده از مدلینگ برای آنها مشکلاتی ایجاد شود و نتوانند از مدل‌ها در تبلیغات خود استفاده کنند.

این در حالی است که استفاده از مدلینگ تبلیغاتی به‌خودی‌ خود مشکلاتی را برای برند‌های ایرانی ایجاد نمی‌کند، کافی است که مدل‌ها دارای پوشش مناسب و در چارچوب قوانین باشند. به‌عنوان نمونه مجموعه «حس خوب زندگی» که در حوزه زیبایی، استخر و سونا و… مشغول به کار است، از مدل‌های تبلیغاتی استفاده‌های مناسبی در راستای اهداف خود کرده و توانسته با هدف‌گذاری شبکه‌های اجتماعی خود مخاطبان زیادی را جذب کند.

میرکبیری بیان می‌کند: فشن بحث بسیار جذابی برای عموم مردم محسوب می‌شود و تصاویر مدل‌ها در شبکه‌های اجتماعی یا به‌ صورت کلی در تبلیغات برند‌ها می‌تواند احساسات مشتری را درگیر محصول کرده و باعث ایجاد احساسات نسبت به یک برند شود.

از طرفی بسیاری از برند‌ها که در صنعت‌هایی به‌ جز مد و لباس نیز مشغول به کار هستند، می‌توانند از مدلینگ در تبلیغات خود استفاده کنند و اصولا هیچ‌گونه محدودیتی برای خلاقیت وجود ندارد و باتوجه به حضور شبکه‌های اجتماعی فضای کنونی برای استفاده از مد و مدل‌های تبلیغاتی بسیار مناسب است؛ به‌عنوان‌ مثال در حال حاضر برند «پارکت و لمینت ‌آلدر» حتی باتوجه به متفاوت بودن زمینه کاری خود توانسته نمونه قابل‌توجهی از این روش را به نمایش بگذارد.

نقل از روزنامه فرصت امروز

استاد فریبرز میرکبیری

برندهای ایرانی از مدلینگ می‌ ترسند! 2

ادامه مطلب برندهای ایرانی از مدلینگ می‌ ترسند! 1

صنعت فشن غیربومی در ایران

این مدرس برندینگ و مد ادامه می‌دهد: بیش از 100سال است که در دنیا، بحث فشن، مدلینگ، تبلیغات و برند‌سازی آغاز شده اما در ایران این موضوع قدمت زیادی ندارد. فعالیت‌هایی که در حوزه مدلینگ در داخل کشور رخ می‌دهند، عموما به‌صورت آزمون‌وخطا است و این آزمون‌وخطا گاه نمونه‌های فاجعه‌انگیزی را با خود به همراه آورده است.

اکثر مخاطبان ایرانی از محدودیت‌های حوزه فشن در داخل کشور بابت شرایط اجتماعی و مذهبی ایران گله دارند که شخصا با این رویکرد موافق نیستم، متاسفانه جامعه ایرانی ناخودآگاه در زمینه مدلینگ بیشتر به سمت زیرزمینی شدن پیش رفته است و این موضوع باعث پسرفت در این زمینه و عقب ماندن ایران در این حوزه شده است. این در حالی است که هنگامی‌که به روند فشن در کشورهای دیگر نگاه می‌شود، می‌توان دید که این زمینه براساس شرایط اقلیمی، مذهبی، اجتماعی و… هر کشور دست‌خوش تغییراتی شده و به‌اصطلاح بومی‌سازی ‌شده است.

مد یکی از پول‌سازترین زمینه‌ها در تمامی دنیاست و یکی از مزایای آن این است که می‌تواند خود را با شرایط مختلف وفق دهد، اما متاسفانه در ایران این موضوع به‌خوبی پیش نرفته و صنعت فشن بیشتر به تقلید از نمونه‌های غربی موجود بسنده کرده یا باعث ایجاد برخی نمونه‌های ناموفق وطنی شده است.

برند‌های ایرانی در حوزه فشن سراغ نمونه‌های خارجی می‌روند و متاسفانه بدون هیچ خلاقیتی به‌صورت کامل از آنها تقلید می‌کنند. این موضوع باعث شده تا حتی عموم مردم نیز تلاش به همراه شدن با این جریان کنند و با تغییر ظاهر خود به روش‌های مصنوعی مثل گذاشتن لنزهای مصنوعی رنگی، موهای بلوند و انواع عمل‌های به‌اصطلاح زیبایی… به این جرگه بپیوندند.

این در حالی است که نخستین استانداردهای مدلینگ بسیار سرسختانه بر طبیعی بودن مدل‌ها تاکید دارند و هرگونه تغییر مصنوعی در ظاهر و بدن باعث حذف شدن شخص موردنظر در همان ابتدای راه می‌شود. شاید اگر معیار سنجش را استانداردهای جهانی در این زمینه قرار دهیم تنها یک‌درصد از خیل عظیم افرادی که در ایران مشغول فعالیت مدلینگ هستند واجد شرایط باشند که به عقیده من می‌توان برخی از این استانداردها را نیز براساس اقلیم ایران تغییر داد.

او می‌افزاید: یکی از مزیت‌های برند‌های ایرانی فعالیت در فضایی است که مخاطبان ایرانی نسبت به تبلیغات مدلینگ و همراه با مدل‌های تبلیغاتی تشنه هستند. متاسفانه تبلیغات در ایران هنوز بسیار محصول‌ محور است و این در حالی است که خط‌ مشی تبلیغات بسیاری از برندهای جهانی در این مورد تغییر کرده و امروزه برندها پی برده‌اند که با درگیر کردن احساسات مخاطبان خود امکان بسیار بیشتری برای ارائه محصولات خود و درنتیجه فروش بیشتر دارند.

الگوهای دنیای فشن که پیش از دهه‌های 70 و 80 کاملا کمال‌گرایانه بود و همه چیز در عکاسی محصول باید به‌صورت بی‌نقص ظاهر می‌شد تا جایی که گاهی حتی یک چروک در لباس‌های مدل می‌توانست باعث رد شدن یک عکس توسط صاحبان برند شود، امروز به‌کلی تغییر کرده و این کمال گرایی به‌کلی شکسته شده است. دنیای امروز به‌واسطه شبکه‌های اجتماعی نیاز به دیدن عکس‌های راحت‌تر ، طبیعی تر و یا حتی شکستن قواعد عادی همیشگی دارد. مدلینگ اتوکشیده بی‌نقص خیلی خوب است اما دوره آن رو به ‌زوال است. در حال حاضر مخاطبان به دنبال دیدن ژست‌ها، لوکیشن‌ها، خلاقیت‌های جدید ، جذاب و متفاوت است.

دنیای مد نیز مانند دنیای اطراف ما روزبه‌روز و به‌سرعت تغییر می‌کند و برندها برای جا نماندن از این دنیای جدید و درنتیجه دور نشدن از سلیقه بصری مخاطبان خود که هر روز در حال تغییر است باید همراه این جریان پیش روند زیرادر غیر اینصورت از فضای مدلینگ عقب میمانند که متاسفانه این اتفاق برای بسیاری برندهای سنتی ایران پیش آمده است.

شبکه‌های اجتماعی که زمانی فقط به دید سرگرمی استفاده میشدند امروز در ساختن و تعییر سلیقه بصری مردم نقش بسیار پر رنگی را بازی میکنند و درست به همین دلیل است که امروزه برند‌ها با ارائه تصاویری ساده‌تر و متفاوت از مدل‌های تبلیغاتی خود و اشتراک آن سعی در جا نماندن از این جریان تاثیر گذار را دارند؛ این عکس ها که عموما فقط برای شبکه‌های اجتماعی تهیه شوند در عین ظاهر ساده خود با دقت از به‌روز بودن و بر اساس سلیقه عمومی مخاطبان انتخاب میشوند.

ادامه دارد …

نقل از روزنامه فرصت امروز

استاد فریبرز میرکبیری

برندهای ایرانی از مدلینگ می‌ ترسند! 1

می‌گویند این روزها هر فردی در ایران احساس خوش‌تیپی می‌کند، مدل می‌شود و در شبکه‌های اجتماعی صفحه‌ای را برای خود راه می‌اندازد. این در حالی است که برخی برند‌های ایرانی نیز از این مدل‌ها در تبلیغات خود استفاده می‌کنند و این موضوع اتفاقا برای مخاطبان ایرانی که در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، تازگی دارد.

برخی از کارشناسان حوزه مدلینگ و فشن بر این باور هستند که برند‌های ایرانی باید براساس استراتژی بازاریابی و تبلیغاتی خود، مدل‌های تبلیغاتی را انتخاب کنند. اینکه برای انتخاب مدل‌های مناسب، برندهای ایرانی باید چه استراتژی‌ها و سازوکاری اتخاذ کنند، بهانه‌ای شد تا «فرصت امروز» سراغ فریبرز میرکبیری، مدرس و عکاس حرفه‌ای برندینگ و مد برود.

فریبرز میرکبیری در گفت‌وگو با «فرصت امروز» می‌گوید: اصطلاح مدلینگ در سطح بین‌المللی به‌عنوان کاری که یک مدل انجام می‌دهد، تلقی می‌شود و در واقع ژانر عکاسی‌ای به نام عکاسی مدلینگ یا مدلینگ تبلیغاتی وجود ندارد و استفاده از واژه فشن و مد برای این موضوع بسیار کلی‌ و مناسب‌تر است. از طرفی در چند سال گذشته مقوله فشن اسلامی نیز بسیار مورد توجه جامعه ایرانی قرار گرفته است که می‌تواند جایگزین مناسبی باشد.

اتخاذ استراتژی مناسب در انتخاب مدل‌های تبلیغاتی و مدلینگ

میرکبیری خاطرنشان می‌کند: هر سازمان و برندی با توجه به نیاز خود تصمیماتی را درزمینه انتخاب مدل اتخاذ می‌کند که ممکن است این تصمیمات برای سازمان‌های دیگر مفید نباشد و حتی بعضا برای آنها مضر هم تلقی شود.

باتوجه به نوع و شرایط هر سازمان باید استراتژی مناسبی برای انتخاب مدل اتخاذ شود؛ به‌عنوان نمونه یک برند‌ لوازم ورزشی می‌تواند از ورزشکاران و افراد بدنساز به‌عنوان مدل استفاده کند، زیرا مدل‌ها باید از لحاظ فیزیکی و بدنی قابلیت ارائه یک محصول ورزشی را داشته باشند اما اگر قرار است برای برندی مثلا در حوزه لوازم‌خانگی مدلی انتخاب شود، شاید نیاز به مدلی که بدن ورزیده‌ای دارد، نباشد.

استراتژی هر شرکتی براساس گروه هدف سازمان اتخاذ می‌شود و باتوجه به این موضوع مدلی مناسب انتخاب می‌شود. این در حالی است که انتخاب مدل‌ها براساس استراتژی برند، ممکن است دست‌خوش تغییراتی نیز قرار گیرد.

ادامه دارد …

نقل از روزنامه فرصت امروز

Influencer Marketing

عکسی از سلنا گومز در حال نوشیدن کوکاکولا که بخشی از ترانه خوانده شده توسط او بر روی آن دیده میشود، تبدیل به برترین عکس اینستاگرام در سال 2016 شد.

آرایش لایت ولی کامل، موهای کار شده و حالت آشفته آن، نوع نگاه کردن، ترکیب بندی و استفاده بسیار خوب از نقاط طلایی در عکس و در نهایت استفاده از نور طبیعی اما به طریقی که باعث درخشیدن چشم ها شود همه در کنار هم یک عکس خوب و تاثیر گذار را به وجود میاورد  که نتیجه آن بیش از 6 میلیون قلب و 244 هزار کامنت است، جالب است بدانید که برترین عکس اینستاگرام در سال 2016 یک عکس تبلیغاتی شرکت کوکاکولاست. (اینجاست که مفهوم رنگ قرمز لباس و ناخن ها و نِی نیز برای تکمیل کردن پیام تصویر نقش خود را نشان میدهند.)

View this post on Instagram

when your lyrics are on the bottle 😛 #ad

A post shared by Selena Gomez (@selenagomez) on

Influencer Marketing روشی از مارکتینگ است که به جای هدف گذاری بر روی یک جامعه هدف بزرگ با استفاده از اشخاص موثر هدف را به جوامع کوچکتر محدود میکند.

این روش جدید تبلیغات در دنیای مجازی ست. زمانی قسمتی از روزنامه را برای آگهی خود در نظر میگرفتید اما امروز برای گذاشتن یک پست روی اینستاگرام هزینه میکنید. قدرت اینستاگرام به عنوان سومین شبکه اجتماعی بعد از فیسبوک و یوتیوب با بیش از 600 میلیون کابر فعال در ماه غیر قابل انکار است و درست به همین دلیل است که هر روز برندهای بیشتری برای تبلیغ به اینستاگرام جلب میشوند. به این طریق برندها میتوانند در کمپین های خود از کسانی استفاده کنند که تاثیر مستقیم بر روی سلایق دیگر کاربران دارند. این، مفهوم “Influencer Marketing” است. شخصی که با کمپین های تبلیغاتی همراه میشود “Influencer یا شخص تاثیر گذار” در واقع کسی است که توانایی اثر گذاری بر روی سلیقه جمعی و ساختن مد های جدید را دارد.

عموما پروفایل هایی که از 10.000 نفر به بالا عضو دارند میتوانند جهت تبلیغات برند ها استفاده شوند. چیزی که بیش از لایک و فالوور اهمیت دارد فعال بودن پروفایل مورد نظر و آپدیت شدن دائم آن است، کامنت گذاشتن و همراه کردن فالوور های جدید اهمیت بسیار دارد.

این روش تبلیغاتی نو که در حال حاضر در آمریکا بسیار مورد توجه قرار دارد هنوز در کشور های دیگر محبوبیت لازم را نزد برند ها پیدا نکرده است که احتمالا یکی از دلایل آن هزینه های مربوط به این روش میباشد.

سوال مهمی که باید مطرح کرد این است که آیا بینندگان اینستاگرام از تبلیغ بودن یک پست مطلع میشوند؟

این موضوع مسلما بستگی به هوشمندی برند در انتخاب عکاس و خلاقیت وی در نشان دادن محصول و ارائه عکس دارد، و در این حالت است که توانایی تشخیص آن محدود به افرادی میشود که تنها در این زمینه فعالیت دارند. واضح است که یکی از اهداف کمپین های تبلیغاتی خوب نشان ندادن این است که یک پست که توسط Influencer گذاشته میشود  توسط عموم به عنوان تبلیغ برداشت شود.

یکی از مزایای این روش تبلیغات این است که نتیجه تبلیغ شما بلافاصله و در مدت زمان کوتاهی دیده میشود. بخش منفی آن زمانیست که بازدید کننده ها از تبلیغ شما خوششان نیاد و آنرا در کامنت های خود به راحتی ابراز کنند.

این روش برند سازی در ایران هنوز جدید است و راضی کردن برند ها برای انجام چنین روش تبلیغی جزء مراحل سخت کار محسوب میشود با این حال کمابیش کارهایی در این زمینه در حال انجام است. تنها ایراد و یا تنها اشتباه متداول در ایران استفاده از عکس هایی است که توسط خود شخص و یا مدیران برند توسط موبایل انجام میشود. نکته مهم در این روش تبلیغاتی استفاده از افراد حرفه ای است که هم بتوانند اهداف شما را تامین نمایند و هم عکس نهایی را به روشی نشان دهند که گویی این عکس با موبایل و برای اینستاگرام گرفته شده است.

نویسنده فریبرز میرکبیری

رتبه عبارت عکاسی فشن در گوگل

گروه نگاتیو استودیو جزء اولین های گوگل سرچ

زمانیکه بعد از سالها زندگی، تحصیل و کار کردن در ایتالیا به ایران برگشتم هیچ فکر نمیکردم که موندگار بشم اما با توجه به شرایط خاص ایران و پتانسیل بسیار بالای بازار بکر ایران به این فکر افتادم که مدتی بمونم و ببینم چه شرایطی پیش میاد.

تقریبا چهار سال از زمانی که وارد ایران شدم و تصمیم گرفتم در در تخصص خودم در زمینه عکاسی فشن، تبلیغاتی و برندینگ شروع به فعالیت کنم میگذره. در طی این چند سال اتفاقات خوب زیادی افتاده، سخنرانی در اولین سمینار تخصصی عکاسی فشن، برگزاری ورک شاپ های عکاسی مد، اجرای اولین سرویس فشن تلفیقی در اصفهان، سخنرانی در نهمین کنفرانس بین المللی برند، مصاحبه های مختلف با روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی و … تعدادی از این اتفاقات خوشاینده.

امروز نگاتیو استودیو بعد از چهار سال یکی از گروه های مطرح عکاسی در ایرانه و خوشبختانه این مجموعه هر روز توانایی های جدیدی کسب میکنه و همکاری دوستان و مشتریان خوبی که در این سالها همراه ما شدند به ما اجازه داده تا روز به روز بهتر باشیم.

negativestudio.net در شاخه های عکاسی مد ، عکاسی فشن ، عکاسی برندینگ در صفحه اول سرچ گوگل قرار داره، و بیش از 1100 مطلب، مقاله، مصاحبه و خبر نتیجه سرچ “فریبرز میرکبیری” در گوگل هست.

آخرین اتفاق در نگاتیو استودیو یک ماه پیش رخ داد و اون افتتاح NTV بود، یک شبکه تخصصی عکاسی که مجموعه ای از سمینارهای و کلاس های برگزار شده توسط من و یا برخی فیلم های کوتاه از پشت صحنه ها و یا کارهای انجام شده برای برخی مشتریان رو شامل میشه که آمار بازدید شما از این کانال در آپارات بیش از 1200 بازدید بوده.

از همراهی همیشگی تک تک شما و حمایت هاتون تشکر میکنم. منتظر اتفاقات خوب دیگری در نگاتیو استودیو باشید.