نوشته‌ها

, , ,

عکاسان مشهوری که بیش از آنچه لایق است بزرگ شده اند!

چند روز پیش به  نظر سنجی ای برخورد کردم که توسط یک مجله معروف عکاسی در فیسبوک ارائه شده بود و درباره عکاسانی بود که در تاریخ بیش از اندازه بزرگ شده اند و احتمالا معروفیت و شهرت آنها بیش از حدی که باید باشد بوده است.

نظرات بسیار متفاوت بود و مردم عادی و یا حتی عکاسان حرفه ای هم در آن شرکت کرده بودند. جالب بود که در این بین بیشترین آمار مربوط به “استیو مک کوری” Steve McCurry بود! البته در این میان به اسامی عکاسانی مثل “آندرئاس گورسکی” Andreas Gursky و “اولیویرو توسکانی” Oliviero Toscani و یا “ترری ریچاردسون” Terry Richardson نیز برخورد کردم.

فکر میکنم نظر دادن در مورد اینکه به یک عکاس بیش از اندازه اهمیت داده شده کار چندان راحتی نباشد و مسلما بسیار وابسته به سلیقه شخصی و به خصوص سواد بصری کسی دارد که رای مورد نظر را میدهد.

در این بین چند کامنت جالب هم به چشم میخورد که بد ندیدم یکی از آنها را در زیر بیاورم.

“استفانو دی ماریا” : اولین سوالی که به ذهنم میرسه اینه که چند نفر از شما تا به حال کتاب عکاسی خریدن و یا خوندن؟ (نه در مورد فتوشاپ)

بسیاری از عکاسانی که از اونها اسم برده شده، کارهای اونها رو باید در بازه تاریخی و زمانی که عکاسی میکردن ارزیابی کرد. کارهای بعضی از اونها باعث ایجاد تاثیر عمیق در دوره خودشون و در نتیجه به وجود آوردن تغییراتی شده که ما امروز بر اساس اونها عکاسی میکنیم. از همه جالب تر برای من دیدن نظرات کارشناسانه کسانی است که عکس پروفایل اونها یک سلف پرتره با دوربین رفلکس در دستشونه و یا عکس گل و بته و به اصطلاح آثار هنری که به وجود آوردن!!

توصیه میکنم جای اینکه فقط حواستون به تعداد مگاپیکسل های دوربینی که میخرید باشه کتاب بخرید و سعی کنید یاد بگیرید و انقدر کارهای خودتون رو خوب ندونید.

در بین عکاسانی که اسم برده شد من توسکانی را یک ادم بسیار باهوش میدانم که بلد است ارتباط تصویری خوبی با مخاطب ایجاد کند و همیشه با ایجاد جو و فضاسازی به خوبی توانسته خود را در سطح جهانی مطرح کند. او کسی است که به تو یاد میدهد یک عکس میتواند تبدیل به یک آیکون تصویری شود.

گورسکی کسی است که مفهوم فضا و مکان و تفسیر نامکان را آموزش میدهد.

مک کوری کسی است که خیلی مورد علاقه ام نیست اما بسیار خوب میتواند از ترکیب رنگها استفاده کند، کمپوزیسیون را به خوبی میشناسد و تحلیل خوبی از آن دارد و برخی از کارهای پرتره او بسیار قوی و قابل توجه هستند.

تری ریچاردسون کسی است که خود واقعی اوست، او در تک تک عکس هایش تلاش میکند که هر چیز را به دید خودش به تصویر بکشد و دنیایی را به روی ما باز کند که تا بحال ندیده ایم و حتی تصوری هم از آن نداریم.

اما در آخر به نظرم اگر ما عکاسی را میشناسیم که در سطح کشوری و یا دنیا جایگاهی پیدا کرده و اسم او مطرح شده است، آیا میتوانیم ادعا کنیم که بیش از حد به او اهمیت داده شده؟؟ و این اهمیت بسیار از دید چه شخصی برداشت میشود؟ از دید یک آدم عادی؟

چه کسی به مک کوری یا توسکانی اجازه داده است که یک عکاس مطرح بشود؟

چیزی که مسلم است این است که آنها عکاس های مطرحی بوده اند و تنها به خوبی بلد بوده اند که چطور بتوانند مشتری های بهتری برای خود پیدا کنند. اما آیا این مورد یک نکته منفی قلمداد میشود؟

نویسنده و مترجم فریبرز میرکبیری

*استفاده از مطالب وبلاگ و سایت تنها با ذکر منبع آن بلا مانع میباشد.*
, , ,

“باغ زمستانی” عکسی که “رولان بارت” را منقلب کرد!

رولان بارت نویسنده، فیلسوف، نظریه پرداز ادبی و یکی از نشانه شناسان بنام معاصر بود. او در فصل دوم کتاب خود با نام “The light room” یا *روشنخانه درباره عکسی از مادر خود صحبت میکند که مدت کوتاهی از مرگ او گذشته است.

او مینویسد : تنها در آپارتمان مادرم، جایی که در آن از دنیا رفت نشسته بودم و زیر نور چراغ و در میان عکس های او خاطرات گذشته ام را در جستجوی صورتی که دوستش داشتم مرور میکردم.

در نهایت موفق به یافتن او شدم، عکسی قدیمی و خاکستری-قهوه ای رنگ که لبه های آن خورده شده بود. عکس دو بچه را نشان میداد که نزدیک یک پل چوبی و در یک باغ زمستانی کنار هم ایستاده بودند. مادر من آن موقع (سال 1898) پنج و برادرش هفت سال داشت.
به دختربچه نگاه کردم و مادرم را در او یافتم. درخشش صورتش، طرز قرار گرفتن بی تکلف دستهایش بدون اینکه خود را نشان دهند و یا مخفی کند و فضایی که اشغال کرده بود، حالت نگاه کردنش به بی نهایت که او را همانند تمایز خوبی از بدی متفاوت میکرد، حالت صورتش -دختربچه ای مضطرب و مغرور که میخواست ادای بزرگترها را دربیاورد- این عکس او را از بقیه عکس ها متمایز میکرد. همه اینها کنار هم پاکی بکر و کاملی در او نشان میداد.
در عکس باغ زمستانی نویسنده میگردد و در واقع مادرش را خلق میکند او با جستجو در عکسهای مختلف بالاخره و فقط در همین عکس وجود مادرش را می یابد. باوجود اینکه او عکسهای مختلفی از مادرش دیده بود و آن عکسها نیز تصویر واقعی او بودند؛ اما انگار هیچ حقیقتی از مادرش در آنها به چشم نمیخورد؛ باید فراتر از آنچه دیده میشود به دنبال حقیقت گشت.

هنگامی که به عکسی نگاه میکنیم، با دو جنبه مواجه میشویم:
Studium : یعنی واقعیت اجتماعی، چیزی که در تصویر معرفی میشود؛ مثل خیابان ها یا لباسها و … که در مثال بارت این مورد بعضی از عکسهای مادر اوست. استودیوم در واقع المان هایی هستند که یک عکس را میسازند.
Punctum : چیزی است که ذهن را درگیر یک عکس میکند، خاطره ای، حادثه ای و یا احساسی را در ما بر می انگیزد. در واقع مثل این است که عکس به ما چشم میدوزد و بر ذهن ما بر وجود ما اثر میگذارد.
در مورد بارت، یک عکس خاص که کودکی مادرش را نشان میدهد بیشترین تاثیر را بر روی او دارد. شباهت و یا واقعیت موجود در عکس هیچ ارتباطی با این حس ندارد.
بنابراین در هر عکس هم واقعیت وجود دارد (چیزی که میبینیم) و هم حقیقت، یعنی چیزی که احساس میکنیم.

“گاهی اوقات یک نقطه کوچک در عکسی باعث جلب توجه من میشود و همین نقطه کوچک پونکتوم است، که به ما نیش میزند. هیچ وقت نمیتوان قانونی مابین پونکتوم و استودیوم وضع کرد تمام چیزی که میتوان گفت این است که همراهان همیشه حاضر در عکس هستند.”

اما در عکس باغ زمستانی مسلما دیدن عکس برای ما حسی که در نویسنده ایجاد شده را به وجود نمیاورد، این تصویر برای ما تصویر یک کودک غریبه است که میتواند هر کودک دیگری به جای او باشد! به احتمال زیاد ما احساساتی که در او زنده شده بود را درک نمیکنیم. پس باید گفت که پونکتوم از نظر بارت و از نظر هر یک از ما متفاوت است.
در واقع عکس ها با ما و یا هر کسی که از نظر احساسی آشنایی با سوژه های درون عکس داشته باشند به طریق دیگری صحبت میکنند.

“استودیوم در واقع انگار همیشه به صورت کد گذاری شده در تصویر وجود دارد این در حالیست که در پونکتوم هرگز چنین نیست…در واقع برای خوب دیدن یک عکس لازم است سرتان را بالا بگیرید و چشم هایتان را ببندید.”

نکته جالب اینجاست که با وجود توضیحاتی که بارت در مورد این عکس به ما میدهد ما هیچ وقت این عکس را در کتاب نمیبینیم، احتمالا درست به همین دلیل که بارت میدانسته که ما احساسات او را در این عکس نخواهیم یافت.

 

*نویسنده با استفاده از واژه Light Room قصد ربط دادن ذهن خواننده به لغت Dark Room یعنی تاریکخانه را دارد و به همین جهت در برگردان فارسی سعی کردم از همین بازی لغتی استفاده کنم.

نویسنده و مترجم فریبرز میرکبیری

*استفاده از مطالب وبلاگ و سایت تنها با ذکر منبع آن بلا مانع میباشد.*

, , ,

دریافت مدرک عکاسی دیجیتال دانشگاه هاروارد

از بچگی همیشه فکر میکردم افرادی که از هاروارد مدرک میگیرن باید چه موجودات عجیب و غریبی باشن و اینکه چه قدر این اتفاق میتونه براشون خوب و هیجان انگیز باشه. باورم نمیشد که روزی این اتفاق بتونه برای من هم پیش بیاد، اما انگار قسمت این بود که توی کلاس عکاسی دیجیتال دانشگاه هاروارد که به صورت آنلاین و توسط موسسه معروف Alison برگزار میشد شرکت کنم و بعد از گذروندن کامل این دوره و در نهایت دادن امتحان آخر ترم بتونم مدرکش رو دریافت کنم.

 

باید بگم که حدس دوران بچگیم درست بود و این اتفاق واقعا هیجان انگیز و خوشحال کننده بود. تنها چیزی که متوجه نمیشم اینه که یا من خیلی تغییر کردم یا دیگه دانشگاه هاروارد اون هاروارد دوران بچگی من نیست :))

فریبرز میرکبیری

متخصص عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی فشن، عکاسی مد، عکاسی مواد غذائی، عکاسی مدلینگ، عکاسی برندینگ، عکاسی طلا

, ,

انتشار برخی آثار فریبرز میرکبیری در کتاب معماری Alternative Design For Factories

برخی از عکس های من که 3 سال پیش برای یکی از کارخانجات ساخت قطعات خودرو در ایران گرفته شده بود، در میان آثار منتخب گروه Non Architecture eu قرار گرفت (جالبه اضافه کنم پس از انجام این پروژه کارخانه مورد نظر مبلغ توافق شده رو پرداخت نکرد چون از کار انجام شده رضایت کامل نداشتند!!) این کتاب در 180 صفحه و پس از چند ماه با زحمات گروه فوق بالاخره در ابتدای سال 2017 به مرحله چاپ و رونمایی رسید و  قرار است در اروپا و آمریکا توزیع شود.

170125_Book-with-Cover-(1)-1 170125_Book-with-Cover-(1)-2 170125_Book-with-Cover-(1)-4 170125_Book-with-Cover-(1)-38 170125_Book-with-Cover-(1)-39 170125_Book-with-Cover-(1)-40

 

فریبرز میرکبیری

متخصص عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی فشن، عکاسی مد، عکاسی مواد غذائی، عکاسی مدلینگ، عکاسی برندینگ، عکاسی طلا

, ,

ترامپ و یادآوری نژادپرستی در تاریخ آمریکا

با توجه به اتفاقات اخیری که در آمریکا در حال وقوعه و آشوب هایی که ترامپ بعد از دستورهای آخرش صادر کرده بد ندیدم تا درباره یکی از صد عکس برتر تاریخ صحبت کنیم که در زمان خفقان و در اعتراض به حال و هوای نژاد پرستی در آمریکا گرفته شد و به یکی از تاثیرگذارترین عکس ها در تاریخ آمریکا بدل شد.

“گوردون پارکس” پانزدهمین فرزند یک خانواده کشاورز سیاهپوست بود و به همین دلیل با فقر آشنایی کامل داشت، اما معنای واقعی نژاد پرستی رو زمانی درک کرد که بابت همراهی در پروژه “Farm Security Administration” (یکی از شناخته شده ترین پروژه های عکاسی انجام شده در قاره آمریکا و جهان) به واشنگتن رفت.

او که آرزو داشت اولین عکاس آفریقایی-آمریکایی مجله “لایف” Life شود در بدو ورود به واشنگتن شوکه شده بود. “در رستوران های سفید پوستها فقط از در پشت میتونستم وارد بشم و یا در تاتر های سفید پوستها اصلا اجازه ورود بهم نمیدادن.”

او با توجه به شرایط و رفتار نژاد پرستانه حاکم در جامعه شروع به جستجو برای یافتن کسی میکند که به واسطه او بتواند این موضوع را به تصویر بکشد. در همان زمان با “الا واتسون” آشنا میشود کهدر همان ساختمان FSA کار میکند. او درباره زندگی سختی که داشته برایش تعریف میکند. درباره پدرش که توسط اوباش سفیدپوست به قتل رسیده و شوهرش که با گلوله به او شلیک شده و تا پای مرگ پیش رفته است.

گوردون پارکس با الهام گرفتن از نقاشی بسیار معروف “آمریکن گوتیک” American Gothic که توسط گرانت وود Grant Wood در سال 1930 انجام شده بود و یک نماد آمریکایی تمام عیار محسوب میشد عکسی از اللا واتسون میگیرد، عکسی که به عنوان مظهر ظلم در حق سیاهپوستان آن زمان در کشوری به ظاهر آزاد در تاریخ جهان ثبت میشود و در سالهای بعد به یکی از سمبل های احقاق حقوق سیاه پوستان در آمریکا بدل میگردد.

“تنها کاری که با یک دوربین میشد انجام داد نشون دادن تسلط شیطان نژاد پرستی، زیر پرچم یک کشور آزاد و بر مردمی بود که سالیان سال بیشترین زجر ها را تحمل کرده بودند.”

روایت این اتفاق رو با صدای گوردون پارکس در زیر بشنوید.

نقل از www.time.com

نویسنده و مترجم: فریبرز میرکبیری

 

, , , , , ,

چرا “وِتِمان” باعث ترس و آشفتگی در دنیای مد شد؟

یکی از خبرهای بسیار داغ این هفته مد جهان درباره برند نوظهور “وتمان” Vetements  بود که مجددا باعث آشفتگی در دنیای مد شد (که البته با کت واک اول خود در سال 2016 نیز باعث چنین اتفاقی شده بود) و انتقادات زیادی رو هم با خودش همراه آورد. مکان برگزاری این کت واک که جایی شبیه ایستگاه مترو بود و مدل هایی که اصلا مدل نیستن و از پله برقی پایین میان انگار از توی خیابانهای پاریس مستقیما وارد استیج شده اند و هیچ تناسبی رو در دنیای مد رعایت نمیکنند. نزدیک هم حرکت میکنند و هیچ نظمی توی حرکتها و فاصله شون از هم وجود نداره. نوع و سبک لباس های عادی کوچه و خیابان همراه استفاده از آدم های عادی با قد های متفاوت کوتاه و بلند، جوان و پیر، و همچنین تیپ های متفاوت پوشش که هیچ خط مشترکی رو رعایت نمیکنن مثل تیپ پانک و یا افسر پلیس و یا پیرمرد بازنشسته و … همه حضار را شگفت زده کرد.

GettyImages-632585070 vetements-2017-spring-summer-couture-10

مجله معروف “جی کیو” GQ در این باره نوشت: فهمیدن اینکه او سعی داره مردم عادی رو به روی صحنه بیاره چندان کار سحتی نیست اما بیشترین چیزی که به نظر ما میتونه هدف او در ارائه چنین استیجی اون هم در آلتا مدا پاریس باشه این چند مورده:

  • فشن اصلا اهمیتی نداره، چون هیچ وقت اهمیت نداشته!
  • فشن به صورت و فرمی که به ما معرفی میشه فقط یک تئوریه و هیچ ربطی با واقعیت و مفهوم لاکژری نداره.
  • فشن واقعی چیزیه که مردم واقعی توی خیابون از اون استفاده میکنن نه لباس های عجیب و غریبی که توی کت واک ها به چشم میخوره.
  • فشن دیگه از حالا به بعد به هیچ عنوان اهمیتی نداره چون “ترامپ” TRUMP رئیس جمهور شده و ممکنه دنیا به زودی به آخر برسه!

Vetements Paris Woman FW17-18

 

 


نام دیگری که در پاریس امسال بسیاری رو به حیرت وا داشت “مزون مارجلا” Maison Margiela در پاریس بود که با طراحی “جان گالیانو” John Galliano صورت گرفت. طرح های بسیار جذاب و زیبایی که عموم بیننده های ردیف اول First Row رو به هیجان آورد و خبر اون تمامی مجله های فشن رو پر کرد.

“جان گالیانو” که یکی از مطرح ترین طراحان مد دنیاست با توجه به اتفاقات و روند سوشال نت ورک ها کالکشن امسال خودش رو که بر اساس فیلتر های رنگی موجود در اینستاگرام Instagram و فیلترهای تصویری اسنپ چت Snap Chat بود به معرض دید گذاشت. حرکتی که گویای متلاشی شدن تصاویر در سوشال نت ورک ها و دوباره کنار هم قرار گرفتن آنها و ایجاد دوباره آن به شکلی نو و متفاوت رو نشون میده. بازی با لایه های مختلف پارچه ، گیپور و کرپ و … نیز اشاره به این متلاشی شدن تصاویر داره. لباس های او در عین ظاهر ساده خوn پیچیدگی ساختاری زیادی دارن. این ظاهر ساده و جذاب و تلفیق اون با مهارت و استادی گالیانو تونسته موج جدیدی رو در دنیای مد رقم بزنه که ترکیبی از لباس ، شعر و رمانتیسیم قرن جدید رو به جلوه میکشه.

 

tumblr_okeeh8yKtU1qa4iv8o1_500

 

MTQ0NTk4MDYzMTk2MDIxODg1

نویسنده فریبرز میرکبیری

 

, , , ,

شما چه سبکی لباس میپوشید؟

پیش از این در باره اهمیت پرسنال استایلیست نوشتیم، امروز به تعدادی از سبک های متداول در لباس پوشیدن اشاره میکنیم.

سبک كلاسيك: بیانگر شخصیت با اعتماد به نفس، مدیر ، متخصص

استفاده از لباس ها و پارچه های با کیفیت، رنگ های خنثی، زیور آلات ساده، آرایش کم و موهای ساده

سبک راحت (Casual): تلفیقی از سبک اسپرت و کلاسیک، بیانگر شخصیت دوستانه، مسلط به اوضاع و خوش رو،

استفاده از لباس های راحت، ترکیبات جین و کلاسیک، رنگهای ترکیبی، تقریبا بدون آرایش و با موهای ساده، زیور آلات مینیمال و کاربردی

سبک لاکژری: بیانگر شخصیت ثروتمند، مالک و با وقار، تا حدودی کلاسیک

استفاده از پارچه های گرانقیمت مثل ابریشم و کشمیر، لباس های رسمی و کم طرح، استفاده از برندهای خاص و لوکس، رنگهای تک رنگ، پخته و ترکیبی، استفاده از کفش های کلاسیک برند و برش دار، آرایش به سبک گریم و طبیعی با تاکید بر چشم و لب، مدل موهای کلاسیک مرتب، زیورآلات گرانقیمت و جواهرات

سبک زنانه ظریف: بیانگر شخصیت ظریف، زنانه، اغوا کننده، رمانتیک

استفاده از پارچه های گرانقیمت، تلفیق با گیپور و ساتن، استفاده از انواع خز ، چرم و پوست حیوانات، رنگهای گرم وروشن، نوع آرایش متوسط یا غلیظ ، زیور آلات آنتیک (مثل انواع مروارید و سنگ) در سایز متوسط

سبک اسپرت: بیانگر شخصیت ورزشی، با منش جوانمردانه، اعتماد به نفس فراوان

استفاده از لباس برند های ورزشی، رنگهای درخشان، کفش های اسپرت و حجم دار، آرایش کم، موهای ساده و کلاسیک، زیور آلات مدرن (مثل چرم ، فلز، لاستیکی، فوم و …)

سبک جنگی: شخصیت های مبارز، سخت گیر و فرمانده

استفاده از پارچه های چرم، کتان، جین، پارچه های سخت و یا لطیف با رنگ های تیره وسرد، رنگهای خاکی، سبز، کرم ، بوت ها وکفش های حجم دار، آرایش کم یا تیره و دودی رنگ، استفاده از زیور آلات درشت و فلزی

سبک هنرى: بیانگر شخصیت خلاق، آشفته، طغیانگر

استفاده از ترکیبهای غیر منتظره در لباس و پارچه، بدون تناسب خاصی در رنگها، برش های غیر منتظره در لباس، استفاده از انواع کلاه، آرایش متنوع ، مدل مو های خاص، زیور آلات متفاوت و سعی در عدم تقلید از سبکی خاص

سبک شجاعانه: بیانگر شخصیت جسور، یاغی ، با اعتماد به نفس کاذب، نیاز به دیده شدن

استفاده از پارچه های لطیف و نامتجانس، رنگهای غیرمنتظره و تند، آرایش های غیر عادی و جلب توجه کننده، استفاده از زیور آلات بزرگ، چشم گیر و براق

به سبک های بالا میتوان مواردی دیگر مانند سبک پانک، هیپی، رَپ ، راک و … نیز اضافه کرد.

با بخش Personal Stylist مجموعه ما آشنا شوید.

نویسنده فریرز میرکبیری، نادره مهدویان (طراح مد)

 

, , , ,

حالا چی بپوشیم!؟

جمله حالا چی بپوشیم؟ توی ایران کم کم تبدیل به یه جور جک شده که البته  جمله درستی هم هست چون در واقع نشون دهنده یکی از عمده ترین مشکلات خانوم ها و البته گاهی آقایونه. در زندگی یه زمانی میرسه که دونه دونه لباس هات رو از توی کمد میکشی بیرون اما نمیدونی کدوم رو برای اون موقعیت خاص (که میتونه یه بیرون رفتن ساده دوستانه باشه و یا یک مهمونی بسیار مهم) انتخاب کنی. اینجور وقتا به رنگهای مختلف لباس ها که توی کمد لباست آویزونه نگاه میکنی، چند تاش رو میپوشی و آخر سر ناچار از اینکه باید بری و داره دیرت میشه یه لباس رو انتخاب میکنی و دل چرکین میزنی بیرون. عکس هات رو هم که نگاه میکنی رد پایی از یه نوع لباس پوشیدن که مخصوص خودته توش میبینی، و این چیزیه که خیلی از مواقع برات خسته کننده میشه.

گاهی اوقات برای خرید میری کل شهر رو میچرخی و آخر سر با یه لباس مشکی رنگ دیگه، مثل همیشه بر میگردی خونه (پیش خودت هم میگی مشکی رنگ شیکیه خب) و یا کلا نمیتونی چیزی که میخواستی رو پیدا کنی. بعضی وقتا هم با ذهنیت اینکه فلان لباس رو توی یه تبلیغ دیدی میری و برای خودت میخریش، غافل از اینکه اون طرح لباس انگار فقط تو تن “Kendall Jenner” قشنگه و نه توی تن تو … گاهی نمیدونی لباسی که داری میخری چه رنگی باشه که بتونی با چیزهایی که داری ست کنی و مهم تر اینکه نمیدونی چه لباس هایی رو نخری چون کم کم دارن از مد خارج میشن.

اینجور وقتا داشتن کسی که بتونه بهت راهنمایی بده خیلی نیازه، کسی که ترکیب رنگها رو خوب بشناسه، از مد دنیا مطلع باشه و از همه مهم تر بدونه توی کمد لباست چه چیزهایی داری و بهت بگه کیف و کفش جدیدی که میخوای بخری چی باشن که هر کدوم یه ساز نزنن و یا اشتباه متداول خیلی از آدما رو نکنی که لباس و کیف و کفش و … رو یه رنگ میگیرن که مثلا با هم ست باشن و یه وقت اشتباهی تو ست کردن رنگ نکنن.

یه راه حل خوب وجود داره که البته احتمالا تو ایران اسمش رو هم نشنیده باشید، Personal Stylist یا استایلیست شخصی کسیه که به خونه تو میاد کمد لباسهات رو میبینه، رنگ بندی هاش رو برات مرتب میکنه و توی خرید باهات همراه میشه و کمکت میکنه که رنگ و فرم هایی که انتخاب میکنی به اندام و روحیه تو بیشتر بخورن. کسی که دانش این کار رو داره، رنگها رو خوب میشناسه و با توصیه هاش نوع لباس پوشیدنت میتونه آروم آروم به طرز چشم گیری تغییر کنه.

اگر به چنین کسی نیاز داشتید یه سری به بخش مشاوره استایل شخصی سایت ما بزنید.

نویسنده: فریبرز میرکبیری

*استفاده از مطالب وبلاگ و سایت تنها با ذکر منبع آن بلا مانع میباشد.*

, , , , , ,

چرا بهتر است از استایلیست استفاده کنیم؟

متخصص مد (Stylist)

سبك شغلى نو و در حال ظهور كه اخیرا یکی از محبوب ترين مشاغل در دنياى مد است. يك استايليست مانند طراح لباس با كمى تفاوت نگرش باید دید خوبی نسبت به رنگ ها و اشکال داشته و در شناخت هنرِدوخت و برش متبحر باشد. همچنین شناخت سبك هاى ارايش مو و صورت هم از ملزومات کار استايليست ها است.

او باید از آخرین تحولات و تغییرات در دنیای مد اطلاع داشته و جامعه خود را به خوبی بشناسد و از نیاز و علایق آن آگاه باشد تا بر اساس نیاز ها و علایق مردم ، سبک های مد را در چيدمان جامعه و اشخاص نشان دهد.

برخی از فعالیت های استایلیست:

·        دست راست عکاس فشن جهت انجام پروژه های مختلف

·        همکاری با برندهای بزرگ جهت ایده پردازی و تبدیل ایده ها به محصول

·        توصیه و همراهی تولید کنندگان و خیاط ها از طراحی تا تولید

·        همراهی مغازه دارها و صاحبان برند در خريد ها ، جهت خريد بهتر بر اساس مد روز

·        همراهى با عروس و داماد ها براى کمک به خرید با سلیقه و زيباشناختى بهتر

·        همراهى خريد با افراد و كمك در انتخاب بهتر لباس و چيدمان براى مراسم های مختلف

استایلیست شخصی، کسی است که کلیه لباس هایی که در کمد لباس خودتان دارید را بر اساس مکان ، سبک اجتماعی ، نوع رفتار شخصی ، ظاهر ، اندام شما و … هماهنگ می کند و نوع پوشش شما را بر اساس شخصیت ، موقعیت اجتماعی و منش شما برایتان به وجود می آورد.

به تعداد افراد می توان استایل شخصی داشت اما استایل های شخصی اصلی را میتوان در چند گروه طبقه بندی کرد که این طبقه بندی ها به معنای محدود کردن هر تیپ پوششی نیست و صرفا ویژگی های کلی هر دسته را بیان می کند.

ادامه دارد…

با بخش Personal Stylist مجموعه ما آشنا شوید.

نویسنده فریبرز میرکبیری ، نادره مهدویان (طراح مد)

 

, , , , ,

برندهای ایرانی از مدلینگ می‌ ترسند! 3

ادامه مطلب برندهای ایرانی از مدلینگ می‌ ترسند! 1

ادامه مطلب برندهای ایرانی از مدلینگ می‌ ترسند! 2

فریبرز میرکبیری اظهار می‌کند: متاسفانه هر فردی در ایران احساس خوش‌تیپی می‌کند، مدل می‌شود اما واقعیت موضوع این است که مدل شدن یک شغل است و هر شغلی نیز به تخصص و تجربه کاری نیاز دارد.

به‌عنوان نمونه فردی که در شغل لوله‌کشی مشغول به کار است، باید آموزش ببیند و شاگردی کند تا بتواند طی سال‌ها یک لوله‌کش مناسب شود. هیچ فردی نمی‌تواند یک‌روزه مدل خوبی شود و مسلما تبدیل به یک مدل خوب شدن نیاز به تجربه کسب کردن و دیدن و دیدن و باز هم دیدن نمونه‌های خوب دارد.

البته به علاقه‌مندان این رشته توصیه می‌کنم که از رفتن و هزینه کردن در کلاس‌هایی که با این عنوان برگزار می‌شوند خودداری کنند چون متاسفانه آموزش نادرست در این رشته تاثیرات مخربی در فضای کنونی ایران به‌جا گذاشته است. یک عکاس فشن یا تبلیغاتی حرفه‌ای صرفا یک عکاس معمولی نیست، او باید بتواند به‌جز نکات فنی و تکنیکی عکاسی سواد بصری کافی داشته باشد و از دنیای اطراف خود و اتفاقات مد یا برندها که هر روز در دنیا پیش می‌آید مطلع باشد تا بتواند به برندهای مخاطب خود راهنمایی صحیح داده و نتیجه شایسته را برای آنها به ارمغان بیاورد.

در بسیاری از برند‌های معتبر دنیا، عکاس‌ها نقش مدیر خلاقیت پروژه‌ها را نیز بازی می‌کنند؛ این یعنی از لحاظ اطلاعات و تجربه به حدی رسیده‌اند که صلاحیت ‌چنین همکاری‌هایی و دادن مشاوره‌هایی در این زمینه را با برند‌های بزرگ داشته باشند. متاسفانه اکثر عکاس‌های ایرانی، عکاس‌های آتلیه‌ای هستند و مسلما عکاسی که به روش سنتی کار می‌کند و صرفا کار عکاسی مجالس می‌کند به‌راحتی نمی‌تواند نیاز عکاسی فشن یک برند را برآورده کند.

ترس برند‌های ایرانی از مدل‌ها

این مدرس برندینگ و مد خاطرنشان می‌کند: تلفیق مد و برند در ایران زیاد مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و تنها برخی از برند‌های ایرانی هستند که عملکرد مثبتی را در این حوزه دارند. در حال حاضر معدود سازمان‌های ایرانی هستند که در زمینه فشن و استفاده از مدل‌ در شبکه‌های اجتماعی کارهایی را شروع کرده‌اند، به‌عنوان‌مثال برند «درسا» شروع قابل قبولی را در این زمینه داشته است اما بسیاری دیگر از جمله برند نوین چرم تلاش‌هایی در این زمینه داشته که از کیفیت بالایی برخوردار نبوده است.

از طرفی مقوله وارد کردن مدل در تبلیغات همواره با ترس‌هایی همراه بوده و بسیاری از برند‌ها می‌ترسند برای آنها مشکلاتی ایجاد شود و نتوانند از مدل‌ها در تبلیغات خود استفاده کنند.

این در حالی است که استفاده از مدل‌های تبلیغاتی به‌خودی‌خود مشکلاتی را برای برند‌های ایرانی ایجاد نمی‌کند، کافی است که مدل‌ها دارای پوشش مناسب و در چارچوب قوانین باشند. به‌عنوان نمونه مجموعه «حس خوب زندگی» که در حوزه زیبایی، استخر و سونا و… مشغول به کار است، از مدل‌های تبلیغاتی استفاده‌های مناسبی در راستای اهداف خود کرده و توانسته با هدف‌گذاری شبکه‌های اجتماعی خود مخاطبان زیادی را جذب کند.

میرکبیری بیان می‌کند: فشن بحث بسیار جذابی برای عموم مردم محسوب می‌شود و تصاویر مدل‌ها در شبکه‌های اجتماعی یا به‌صورت کلی در تبلیغات برند‌ها می‌تواند احساسات مشتری را درگیر محصول کرده و باعث ایجاد احساس نسبت به یک برند شود.

از طرفی بسیاری از برند‌ها که در صنعت‌هایی به‌جز مد و لباس نیز مشغول به کار هستند، می‌توانند از این روش در تبلیغات خود استفاده کنند و اصولا هیچ‌گونه محدودیتی برای خلاقیت وجود ندارد و باتوجه به حضور شبکه‌های اجتماعی فضای کنونی برای استفاده از مد و مدل‌های تبلیغاتی بسیار مناسب است؛ به‌عنوان‌مثال در حال حاضر برند «پارکت و لمینت ‌آلدر» حتی باتوجه به متفاوت بودن زمینه کاری خود توانسته نمونه قابل‌توجهی از این روش را به نمایش بگذارد.

نقل از روزنامه فرصت امروز

متخصص عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی فشن، عکاسی مد، عکاسی مواد غذائی، عکاسی مدلینگ، عکاسی برندینگ، عکاسی طلا