نوشته‌ها

, , , , , ,

برندهای ایرانی از مدلینگ می‌ ترسند! 1

فیتنس اسپا ورزش لاکزری

می‌گویند این روزها هر فردی در ایران احساس خوش‌تیپی می‌کند، مدل می‌شود و در شبکه‌های اجتماعی صفحه‌ای را برای خود راه می‌اندازد. این در حالی است که برخی برند‌های ایرانی نیز از این مدل‌ها در تبلیغات خود استفاده می‌کنند و این موضوع اتفاقا برای مخاطبان ایرانی که در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، تازگی دارد.

برخی از کارشناسان حوزه مد و فشن بر این باور هستند که برند‌های ایرانی باید براساس استراتژی بازاریابی و تبلیغاتی خود، مدل‌های تبلیغاتی را انتخاب کنند. اینکه برای انتخاب مدل‌های مناسب، برندهای ایرانی باید چه استراتژی‌ها و سازوکاری اتخاذ کنند، بهانه‌ای شد تا «فرصت امروز» سراغ فریبرز میرکبیری، مدرس و عکاس حرفه‌ای برندینگ و مد برود.

فریبرز میرکبیری در گفت‌وگو با «فرصت امروز» می‌گوید: اصطلاح مدلینگ در سطح بین‌المللی به‌عنوان کاری که یک مدل انجام می‌دهد، تلقی می‌شود و در واقع ژانر عکاسی‌ای به نام عکاسی مدلینگ یا مدلینگ تبلیغاتی وجود ندارد و استفاده از واژه فشن و مد برای این موضوع بسیار کلی‌ و مناسب‌تر است. از طرفی در چند سال گذشته مقوله فشن اسلامی نیز بسیار مورد توجه جامعه ایرانی قرار گرفته است که می‌تواند جایگزین مناسبی باشد.

اتخاذ استراتژی مناسب در انتخاب مدل‌های تبلیغاتی

میرکبیری خاطرنشان می‌کند: هر سازمان و برندی با توجه به نیاز خود تصمیماتی را درزمینه انتخاب مدل اتخاذ می‌کند که ممکن است این تصمیمات برای سازمان‌های دیگر مفید نباشد و حتی بعضا برای آنها مضر هم تلقی شود.

باتوجه به نوع و شرایط هر سازمان باید استراتژی مناسبی برای انتخاب مدل اتخاذ شود؛ به‌عنوان نمونه یک برند‌ لوازم ورزشی می‌تواند از ورزشکاران و افراد بدنساز به‌عنوان مدل استفاده کند، زیرا مدل‌ها باید از لحاظ فیزیکی و بدنی قابلیت ارائه یک محصول ورزشی را داشته باشند اما اگر قرار است برای برندی مثلا در حوزه لوازم‌خانگی مدلی انتخاب شود، شاید نیاز به مدلی که بدن ورزیده‌ای دارد، نباشد.

استراتژی هر شرکتی براساس گروه هدف سازمان اتخاذ می‌شود و باتوجه به این موضوع مدلی مناسب انتخاب می‌شود. این در حالی است که انتخاب مدل‌ها براساس استراتژی برند، ممکن است دست‌خوش تغییراتی نیز قرار گیرد.

ادامه دارد …

نقل از روزنامه فرصت امروز

متخصص عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی فشن، عکاسی مد، عکاسی مواد غذائی، عکاسی مدلینگ، عکاسی برندینگ، عکاسی طلا

, ,

جملاتی که در عکاسی هرگز به کار نبریم

دوربین عکاسی
  • عکس سیاه و سفید رو ترجیح میدهم.
  • یک دوربین جدید (نیکون یا کانن) گرفتم که عکس های فوق العاده ای میگیره.
  • هیچ وقت به مدل تون نگید حالا یه ژستی بگیر!
  • روز خوبیه دنبال یکی میگردم واسه عکاسی!
  • عکس های من خوب نمیشن چون خوش شانس نیستم که اون لحظه مناسب برسم.
  • عکاسی کردن از مدل های حرفه ای خیلی راحته اما ما که تو ایران متاسفانه مدل حرفه ای نداریم!
  • بعدا توی فتوشاپ درستش میکنیم!!!!
  • اگه منم وسایل درست داشتم بهتر از اون عکس میگرفتم!! (منظور عکاسیه که عکس هاش رو دارید میبینید)
  • همه چیز رو جور کردم یه لوکیشن عالی و یه مدل خوب کسی از دوستات رو نمیشناسی که بتونه مدل رو مجانی آرایش کنه!
  • حیف که نورخوب ندارم اگه نه عکس خوبی میگرفتم!!!

نویسنده: فریبرز میرکبیری

, , ,

Finding Vivian Maier

در جستجوی “وی ویِن مایر”

داستان “وی ویِن مایر” بیشتر به سناریوی یک فیلم شبیه است و همین در ابتدا باعث شد که برایم خیلی باور کردنی نباشد، اما بعد از مدتی دیدن عکس ها و تحقیق و خواندن مطلب، بیشتر به او علاقه مند شدم و هر تکه از داستانش و دیدن عکس های فوق العاده اش برایم تبدیل به یک اشتیاق خاموش نشدنی شد. احتمالا اگر یک تصادف رخ نمیداد هیچ یک از ما خبری از این عکاس به نام که نامش در کنار کسانی مثل Diane Arbus , Robert Frank , Weegee قرار گرفت رو نداشتیم

داستان زمانی شروع شد که در سال 2007 “جان مالوف” توی یک حراج وسائل خانگی چمدانی پر از نگاتیو را به قیمت 380 دلار خریداری کرد به این امید که شاید بتواند از عکس های آن برای تحقیقاتش درباره ناحیه ای در شیکاگو، جایی که در آنجا به عنوان یک مشاور مسکن کار میکرد استفاده کند. این چمدان حاوی چیزی حدود 100.000 نگاتیو و حلقه فیلم ظاهر نشده و همچنین حدود 150 عدد فیلم 8 و 16 میلیمتری بود، که متاسفانه برای کاری که او در نظر داشت به هیچ عنوان مناسب نبود و به همین خاطر آنها را به کناری گذاشت و فراموششان کرد

عکس ها متعلق به خانمی به اسم “وی ویِن مایر” بود .او در سال 1926 در نیویورک متولد شد و مدتی بعد به دلیل فرانسوی بودن مادرش چند سالی را در دهکده زادگاه او می گذراند. او در 1951 مجددا به آمریکا بازمیگردد و در شیکاکو به عنوان پرستار بچه شروع به کار می کند. اطلاعات زیادی از زندگی او در دست نیست. او زنی تنها، مجرد و مرموز بود که هیچ وقت ازدواج نکرد و در طول زندگی دوستان بسیار کمی داشت. خصوصیت اصلی او یک دوربین عکاسی Rolleiflex بود که همیشه به گردن داشت. تنها چیزی که دوستانش از او به یاد دارند این است که او مدام در حال عکاسی کردن بود اما عکس ها را به هیچ کس نشان نمیداد

PSIFF-FINDING-VIVIEN-MAIER

راز کشف کردن “وی ویِن” و شروع این داستان این بود که او به خاطر بی پولی در سن بالا دیگر امکان پرداخت اجاره انباری که وسائل و نگاتیو هایش را در آنجا نگه داری میکرد نداشت و طبق قوانین آمریکا در چنین مواردی صاحب انبار اجازه بازکردن و به حراج گذاشتن جنس های آن را دارد و این اتفاقی بود که رخ داد. در واقع وی ویِن در سال 2007 زنده بود و بی خبر از این ماجرا

او در سال 2008 بر اثر لیز خورن روی یخ و شکستگی به بیمارستان منتقل می شود اما بعد از چند روز و با اصرار خودش به خانه باز میگردد. او بعد از این حادثه دیگر نمیتواند به زندگی عادیش برگردد و در نهایت در آپریل 2009 فوت میکند

 

جان مالوف بعد از اتمام کتابش دوباره سراغ نگاتیو ها میرود و چندتایی از آنها را چاپ میکند. او هیچ تخصصی از عکاسی ندارد اما به نظرش میرسد که اینها عکس های خوبی هستند و برای امتحان هم که شده تعدادی از آنها را روی سایت “فلیکر” آپلود میکند و ظرف چند هفته با استقبال بی سابقه ای روبرو میشود و این اتفاق باعث میشود که دنیا به سرعت با “وی ویِن مایر” آشنا بشود

بعد از این داستان مانند اکتشاف یک نقشه گنج پیش میرود و به مرور عکس های بیشتری از او چاپ میشوند و در نهایت تمامی روزنامه ها و مجلات معروف دنیا درباره این عکاس مرموز صحبت میکنند. دو فیلم تحقیقاتی درباره زندگی این پرستار بچه ساخته میشود و عکس هایش در معروف ترین گالری های جهان به نمایش گذاشته میشوند، و همه اینها با عکس هایی که حتی خود او هم یک بار در زندگیش ندیده بود

vivmaier3گویا عکس و عکاسی در دنیای امروز دیگر سحر انگیز بودنش را از دست داده است، در دنیایی زندگی میکنیم که اطراف ما مملو از عکس هاییست که هیچ اثری در ما نمیگذارند. در دنیایی که همه چیز در آن به سرعت اتفاق میفتد، دیدن عکس های او باعث میشود یاد زمانی بیفتیم که نگاه کردن به برخی عکس ها زمان را در ما متوقف میکرد. عکس های او این حس لذت بخش غرق شدن در عکس را به خوبی منتقل میکنند. نگاه کردن به سلف پرتره های زیبای او باعث میشود خودمان را در دنیای او بیابیم و چند لحظه ای جهان را از دید او نگاه کنیم. در آن نگاه عجیب و خیره به دوربین همراه با حس اعتماد و نوعی بی تفاوتی غرق شویم، دنیایی که با نگاه کردن به بازتاب تصویرش توی آینه ها و یا شیشه مغازه ها میتوانیم حس لذت بخشی را روی پوستمان احساس کنیم و به جای آن، سنگینی و پوچی دیدن میلیون ها عکس سلفی که هر روز روی اینستاگرام گذاشته میشوند را به فراموش بسپاریم

عکس های مایر که با استفاده از دوربین Rolleiflex گرفته شده اند(به خاطر دید و کادربندی از بالای این دوربین) باعث این شده که او مانند یک شاهد نامرئی بتواند بازتاب اتفاقات دنیای اطرافش را بدون اینکه ردی از خودش به جای بگذارد به خوبی ثبت کنه. در بسیاری از سلف پرتره هایش او مانند یک روح ظهور میکنه و مثل سایه ای خودش رو به زندگی دیگران وارد میکند و عجیب نیست که در میان صحبتهای دوستانش میشنویم که در مقابل غریبه ها از اسامی مستعار استفاده میکرده و همیشه سعی داشته که اسمش را به غریبه ها فاش نکند و در میان تعجب دوستانش که دلیل این کار را از او میپرسیدند جواب میداده : “من یک جاسوس هستم

vivianmaier5

مستند ساخته شده درباره او از ماه آپریل 2014 در بسیاری از شهرهای دنیا به نمایش در آمد و با استقبال فراوان عمومی مواجه شد. بدون شک این فیلم برای مدتها در ذهن بیننده باقی میماند اما همزمان نقاط ابهام زیادی از زندگی شخصی و منزوی بودن وی و یا دلیل عدم داشتن یک رابطه عاطفی را در بیننده به عنوان یک سوال کلیدی باقی میگذارد

Vivian Maier / Jeu de Paume

Vivian Maier / Jeu de Paume

Finding Vivian Maier on YouTube

در انتها تنها چیزی که میتوان اضافه کرد این است که “وی ویِن مایر” در واقع نه یک عکاس تنها و منزوی  بلکه یک کلکسیونر لحظه های زندگی دیگران بود

Sources: www.Vogue.it , www.panorama.it , www.ilpost.i

VM1953W00034-03-MC

نویسنده: فریبرز میرکبیری