نوشته‌ها

, , , ,

منم میتونم مدل بشم؟! شماره دو

همونطور که توی نوشته قبلی گفتم مدل شدن اصلا کار راحتی نیست و نیازمند تمرین، مطالعه، دیدن و دیدن و باز هم دیدنه، دیدن نمونه عکس ها و ژست های خوب (ترجیحا خارج از اینستاگرام!)

از لحاظ ظاهری بیشتر از زیبایی چهره جذابیت و مخصوصا خاص بودن صورته که میتونه جزء اولین موارد باشه.

مسلما استاندارد هایی هم برای مدل ها وجود دارن که کمابیش اینها هستن:

بهترین دوره سنی برای یک مدل از 17-18 سال تا 27-30 ساله، گرچه در ایران برخی از مدل ها در سن 35-40 سالگی هم با اعتماد به نفس بسیار به این کار مشغولند!!!

از لحاظ فیزیک بدنی و ظاهر برای خانمها لازم به تاکیده که بهترین چیز خود واقعی شماست بدون دست کاری کردن و یا جراحی های بیهوده و به خصوص تزریق کردن لب و کاشتن گونه و حتی ناخن مصنوعی و خلاصه کارهایی از این قبیل که نه تنها باعث میشن زیبایی واقعی و طبیعیتون رو برای همیشه از بین ببرید بلکه مسلما امکان یک مدل حرفه ای شدن رو هم برای همیشه ازخودتون میگیرید.

در مورد مدل های آقا چیزی که در ایران بسیار به چشم میاد و از نظر من قابل درک نیست اینه که اکثرا با اغراق کردن در تمرین های بادی بیلدینگ باعث خراب کردن فرم بدنشون شدن و احتمالا فکر میکنن همچین چیزی اونها رو تبدیل به یک مدل خوش هیکل میکنه!!! تاکید میکنم بهترین فرم بدن برای آقایون و یا خانوم ها یک فرم متعادله که به هیچ وجه در هیچ بخشی از اون اغراق نشده باشه، مگر اینکه برای برخی موارد خاص نیاز به استفاده از همچین مدل هایی با هیکل های باد شده باشه!

از لحاظ فیزیک بدنی موارد مختلفی وجود داره و بسیار لاغر بودن بیشتر جهت استفاده در “کَت واک” ها به کار میره. خصوصیات فیزیکی بسته به نوع استفاده ای که از مدل میشه میتونه متفاوت باشه و این مسلما یعنی یک مدل نمیتونه برای هر نوع پروژه ای مناسب باشه

استاندارد قد برای خانم ها معمولا از 170 تا 180 و برای آقایون از 175 تا 185 هست.

این استانداردها وحی منزل نیستن و حتی به نظر من با توجه به نوع شرایط زیستی و اجتماعی و ژنتیکی هر ناحیه میتونن متفاوت باشن. دقیقا به همین دلیل توی ایران و با توجه به نوع ژن ایرانی استاندارد قد هم میتونه نسبت به استاندارد های جهانیش کمی متفاوت باشه. لازمه اضافه کنم که قد بلند هم لزوما شاخصه ای برای بهتر بودن یک مدل نیست، نکته بسیار مهم داشتن تناسب بین اندازه های پایین تنه و بالا تنه مدله.

اینها کمابیش استانداردهای اولیه هستند و البته همیشه استثناء هایی هم برای موارد فوق وجود داره، رده سنی که درباره اش صحبت شد بهترین سن برای یک مدله اما موارد استثنائی هم وجود داره که برخی از تاپ مدل های در اِشِل جهانی تا سن های بالاتر هم مدلی کردن و یا ممکنه یک عکاس برای پروژه خاصی نیاز به مدلی با سن بالاتر از معمول داشته باشه.

این استثنا ها از لحاظ ظاهری هم میتونه وجود داشته باشه و به ندرت ممکنه یک عکاس بابت سناریویی که میخواد پیش ببره به عنوان مثال نیاز به کسی داشته باشه که لب های تزریقی داره و …

پ.ن: اگر کسی سوالی داشت میتونه همین جا مطرح کنه و اگر اطلاعات من اجازه میداد حتما بهش جواب میدم.

نویسنده: فریبرز میرکبیری

متخصص عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی فشن، عکاسی مواد غذائی، عکاسی مدلینگ، عکاسی برندینگ، عکاسی طلا

, , ,

آلکس وب و دنیای عکاسی

آلکس وب یکی از عکاسان به نام و درجه یک آژانس مشهور مگنوم است یکی از کسانی که با دیدن عکس هایش بهت زده به فکر فرو میروی. زاویه دید خاص و منحصر به فرد او در کادر بندی ها و کمپوزیسیون دقیق او فراموش ناشدنیست. یک بخش مهم در عکس های او که همیشه من را مجذوب خود کرده است استفاده بی نظیر او از سایه ها است به طریقی که باعث ایجاد فضاهایی فانتزی شده و هر بیننده ای را ناچار به توقف و سعی در درک کردن عکس میکند

foto-1

فریم های بی نظیر او معمولا کادری شلوغ و پر را به تصویر میکشند که در انها هر اِلمانی درست سر جای خود قرار دارد و گویی شاتر درست  لحظه پیش از روی دادن اتفاقی بزرگ را ثبت نموده است

foto-2

خصوصیت بارز عکس های او این است که چشم در تصویر شروع به جستجو میکند و ناخودآگاه روی هر کدام از اِلمان های تصویر مکث نموده و آنرا مز مزه میکند و در نهایت به تمام نقاط تصویر سرک میکشد

foto-3

خصوصیت منحصر به فرد دیگر او تقسیم کردن کادر عکس به دو قسمت است، دو بخشی که در نهایت گویی هر یک داستانی متفاوت از دنیاهایی موازی و انسان هایی که از حضور هم به کلی بی خبر هستند را بیان میکند

foto-6

و در نهایت مجموعه عکس های زیبای او که در مرز آمریکا و مکزیک گرفته شده است عکس هایی که مانند تصویر زیر لحظه ویران شدن رویای مرد مکزیکی را نشان میدهد که درست روی مرز دستگیر میشود. نور غروب و دشت پر از گلهای زرد رنگ و نگاه خیره به انتها و نا امید مرد تصویری بی نهایت عمیق و خاص را به وجود آورده اند

foto-11

نویسنده: فریبرز میرکبیری

, ,

جملاتی که در عکاسی هرگز به کار نبریم

دوربین عکاسی
  • عکس سیاه و سفید رو ترجیح میدهم.
  • یک دوربین جدید (نیکون یا کانن) گرفتم که عکس های فوق العاده ای میگیره.
  • هیچ وقت به مدل تون نگید حالا یه ژستی بگیر!
  • روز خوبیه دنبال یکی میگردم واسه عکاسی!
  • عکس های من خوب نمیشن چون خوش شانس نیستم که اون لحظه مناسب برسم.
  • عکاسی کردن از مدل های حرفه ای خیلی راحته اما ما که تو ایران متاسفانه مدل حرفه ای نداریم!
  • بعدا توی فتوشاپ درستش میکنیم!!!!
  • اگه منم وسایل درست داشتم بهتر از اون عکس میگرفتم!! (منظور عکاسیه که عکس هاش رو دارید میبینید)
  • همه چیز رو جور کردم یه لوکیشن عالی و یه مدل خوب کسی از دوستات رو نمیشناسی که بتونه مدل رو مجانی آرایش کنه!
  • حیف که نورخوب ندارم اگه نه عکس خوبی میگرفتم!!!

نویسنده: فریبرز میرکبیری

, , ,

Finding Vivian Maier

در جستجوی “وی ویِن مایر”

داستان “وی ویِن مایر” بیشتر به سناریوی یک فیلم شبیه است و همین در ابتدا باعث شد که برایم خیلی باور کردنی نباشد، اما بعد از مدتی دیدن عکس ها و تحقیق و خواندن مطلب، بیشتر به او علاقه مند شدم و هر تکه از داستانش و دیدن عکس های فوق العاده اش برایم تبدیل به یک اشتیاق خاموش نشدنی شد. احتمالا اگر یک تصادف رخ نمیداد هیچ یک از ما خبری از این عکاس به نام که نامش در کنار کسانی مثل Diane Arbus , Robert Frank , Weegee قرار گرفت رو نداشتیم

داستان زمانی شروع شد که در سال 2007 “جان مالوف” توی یک حراج وسائل خانگی چمدانی پر از نگاتیو را به قیمت 380 دلار خریداری کرد به این امید که شاید بتواند از عکس های آن برای تحقیقاتش درباره ناحیه ای در شیکاگو، جایی که در آنجا به عنوان یک مشاور مسکن کار میکرد استفاده کند. این چمدان حاوی چیزی حدود 100.000 نگاتیو و حلقه فیلم ظاهر نشده و همچنین حدود 150 عدد فیلم 8 و 16 میلیمتری بود، که متاسفانه برای کاری که او در نظر داشت به هیچ عنوان مناسب نبود و به همین خاطر آنها را به کناری گذاشت و فراموششان کرد

عکس ها متعلق به خانمی به اسم “وی ویِن مایر” بود .او در سال 1926 در نیویورک متولد شد و مدتی بعد به دلیل فرانسوی بودن مادرش چند سالی را در دهکده زادگاه او می گذراند. او در 1951 مجددا به آمریکا بازمیگردد و در شیکاکو به عنوان پرستار بچه شروع به کار می کند. اطلاعات زیادی از زندگی او در دست نیست. او زنی تنها، مجرد و مرموز بود که هیچ وقت ازدواج نکرد و در طول زندگی دوستان بسیار کمی داشت. خصوصیت اصلی او یک دوربین عکاسی Rolleiflex بود که همیشه به گردن داشت. تنها چیزی که دوستانش از او به یاد دارند این است که او مدام در حال عکاسی کردن بود اما عکس ها را به هیچ کس نشان نمیداد

PSIFF-FINDING-VIVIEN-MAIER

راز کشف کردن “وی ویِن” و شروع این داستان این بود که او به خاطر بی پولی در سن بالا دیگر امکان پرداخت اجاره انباری که وسائل و نگاتیو هایش را در آنجا نگه داری میکرد نداشت و طبق قوانین آمریکا در چنین مواردی صاحب انبار اجازه بازکردن و به حراج گذاشتن جنس های آن را دارد و این اتفاقی بود که رخ داد. در واقع وی ویِن در سال 2007 زنده بود و بی خبر از این ماجرا

او در سال 2008 بر اثر لیز خورن روی یخ و شکستگی به بیمارستان منتقل می شود اما بعد از چند روز و با اصرار خودش به خانه باز میگردد. او بعد از این حادثه دیگر نمیتواند به زندگی عادیش برگردد و در نهایت در آپریل 2009 فوت میکند

 

جان مالوف بعد از اتمام کتابش دوباره سراغ نگاتیو ها میرود و چندتایی از آنها را چاپ میکند. او هیچ تخصصی از عکاسی ندارد اما به نظرش میرسد که اینها عکس های خوبی هستند و برای امتحان هم که شده تعدادی از آنها را روی سایت “فلیکر” آپلود میکند و ظرف چند هفته با استقبال بی سابقه ای روبرو میشود و این اتفاق باعث میشود که دنیا به سرعت با “وی ویِن مایر” آشنا بشود

بعد از این داستان مانند اکتشاف یک نقشه گنج پیش میرود و به مرور عکس های بیشتری از او چاپ میشوند و در نهایت تمامی روزنامه ها و مجلات معروف دنیا درباره این عکاس مرموز صحبت میکنند. دو فیلم تحقیقاتی درباره زندگی این پرستار بچه ساخته میشود و عکس هایش در معروف ترین گالری های جهان به نمایش گذاشته میشوند، و همه اینها با عکس هایی که حتی خود او هم یک بار در زندگیش ندیده بود

vivmaier3گویا عکس و عکاسی در دنیای امروز دیگر سحر انگیز بودنش را از دست داده است، در دنیایی زندگی میکنیم که اطراف ما مملو از عکس هاییست که هیچ اثری در ما نمیگذارند. در دنیایی که همه چیز در آن به سرعت اتفاق میفتد، دیدن عکس های او باعث میشود یاد زمانی بیفتیم که نگاه کردن به برخی عکس ها زمان را در ما متوقف میکرد. عکس های او این حس لذت بخش غرق شدن در عکس را به خوبی منتقل میکنند. نگاه کردن به سلف پرتره های زیبای او باعث میشود خودمان را در دنیای او بیابیم و چند لحظه ای جهان را از دید او نگاه کنیم. در آن نگاه عجیب و خیره به دوربین همراه با حس اعتماد و نوعی بی تفاوتی غرق شویم، دنیایی که با نگاه کردن به بازتاب تصویرش توی آینه ها و یا شیشه مغازه ها میتوانیم حس لذت بخشی را روی پوستمان احساس کنیم و به جای آن، سنگینی و پوچی دیدن میلیون ها عکس سلفی که هر روز روی اینستاگرام گذاشته میشوند را به فراموش بسپاریم

عکس های مایر که با استفاده از دوربین Rolleiflex گرفته شده اند(به خاطر دید و کادربندی از بالای این دوربین) باعث این شده که او مانند یک شاهد نامرئی بتواند بازتاب اتفاقات دنیای اطرافش را بدون اینکه ردی از خودش به جای بگذارد به خوبی ثبت کنه. در بسیاری از سلف پرتره هایش او مانند یک روح ظهور میکنه و مثل سایه ای خودش رو به زندگی دیگران وارد میکند و عجیب نیست که در میان صحبتهای دوستانش میشنویم که در مقابل غریبه ها از اسامی مستعار استفاده میکرده و همیشه سعی داشته که اسمش را به غریبه ها فاش نکند و در میان تعجب دوستانش که دلیل این کار را از او میپرسیدند جواب میداده : “من یک جاسوس هستم

vivianmaier5

مستند ساخته شده درباره او از ماه آپریل 2014 در بسیاری از شهرهای دنیا به نمایش در آمد و با استقبال فراوان عمومی مواجه شد. بدون شک این فیلم برای مدتها در ذهن بیننده باقی میماند اما همزمان نقاط ابهام زیادی از زندگی شخصی و منزوی بودن وی و یا دلیل عدم داشتن یک رابطه عاطفی را در بیننده به عنوان یک سوال کلیدی باقی میگذارد

Vivian Maier / Jeu de Paume

Vivian Maier / Jeu de Paume

Finding Vivian Maier on YouTube

در انتها تنها چیزی که میتوان اضافه کرد این است که “وی ویِن مایر” در واقع نه یک عکاس تنها و منزوی  بلکه یک کلکسیونر لحظه های زندگی دیگران بود

Sources: www.Vogue.it , www.panorama.it , www.ilpost.i

VM1953W00034-03-MC

نویسنده: فریبرز میرکبیری

, ,

Copyism

پدیده کپی کردن از دستاوردهای دنیای دیجیتال است، پدیده ای که باعث شد بشر برای اولین بار از زمان حضور ( ویا ظهور ) بر روی زمین امکان کپی کردن هر اطلاعاتی را در حداقل زمان و به راحتی با فشردن چند دکمه انجام دهد. پدیده ای که انتقال اطلاعات را بسیار ساده کرد و کاری که تا پیش از این از طریق چاپ، نوشتن، نت برداشتن ، تحقیق و در یک بازه زمانی نسبتا طولانی انجام میشد به این طریق با سرعتی بسیار زیاد قابل انجام شد
اما اتفاقاتی در همین راستا و به آرامی پیش آمد که اکثریت کشورهای دنیای مدرن را درگیر خود کرد. از این جمله ظهور واقعه ای بود که بهتر است نام آن را شبیه سازی بگذاریم،واقعه ای که در ابتدا ناخواسته رخ داد اما به مرور و با درک روند و قدرت کم نظیر این موج باعث شد تا کم کم به صورت بسیار هدفمند از طریق برخی شرکتهای چند ملیتی و حتی بعضی از دولت ها انجام و هدایت شود

شبیه سازی یعنی ایجاد شباهت آدمها به یکدیگر و در نهایت یافتن روش هایی برای همراه کردن اقشار زیادی از مردم در جهت یک سیاست خاص و یا قبولاندن برخی عادات و رفتارهای هنجار یا نابهنجار اجتماعی بدون اینکه شخص مخاطب متوجه آن گردد. این فرایند سالها پیش از طریق ارسال ایمیل های گروهی مربوط به گروه های مختلف و با استفاده از پدیده کپی پِیست کردن و ارسال این مطالب برای دیگران شروع شد که گرچه بسیاری از آدمها را درگیر اطلاعات درست یا غلط خود کرد اما هیچ گاه جایگاه وسیعی در این اتفاق ایفا نکرد. اما در نهایت این پدیده جدید با وارد شدن به قرن سوشال نت ورک ها به حد نهایت و دوران بلوغ خود رسید

روند رشد این پدیده در ایران هم مثل آمریکا ژاپن و یا هر کشوری که امکان استفاده از اینترنت در آن بود به مرور زمان سیر صعودی بسیار شدیدی داشت و این امر تا جایی پیشرفت کرد که در حال حاضر متاسفانه براحتی میتوان اکثریت ایرانیان را در این دنیای مجازی در چندین دسته بندی با خصوصیات نسبتا یکسان کنار هم جا داد

اگر بخواهیم به برخی از این گروه ها اشاره کنیم میتوان مثال های زیر را یاد آور شد

دسته اول کسانی هستند که به راحتی تحت تاثیر دنیای خرافه پردازی قرار گرفته اند.این افراد کسانی هستند که آنها را به راحتی و بر اساس ماه تولدشان میتوان به 12 زیر شاخه تقسیم کرد،کسانی که اکثرا نا آگاهانه اما با سر سختی بر این باورند که خصوصیات فردی و شخصیشان منطبق بر ماه تولد آنهاست و از آن گریزی نیست!! این دسته اکثرا افرادی با پشتوانه مطالعاتی کم و وفادارانی سر سخت به خصوصیات مرتبط به ماه تولد مورد نظر هستند کسانی که بدون حتی کوچک ترین تلاشی در جهت خودسازی شخصی با لجاجت در حفظ خصوصیاتی که به خوردشان داده شده روزگار میگذرانند. عکس مورد علاقه آنها عموما ژست نیمرخ و اکثرا همراه با لبهای غنچه شده میباشد. میزان اعتقاد این افراد به طالع بینی خود تا به حدی است که در پروفایل دنیای مجازی خود به آن اشاره مستقیم میکنند و یا به آن میبالند!!! این در حالیست که این خرافه پردازی ها تا چندین سال پیش بسیار کمرنگ شده و در میان بعضی اقشار جامعه کلا از بین رفته بود

دسته دوم گروهی هستند که از نظر عامه مردم به عنوان “قشر جواد” شناخته میشوند. جوادیسم در ایران ریشه بسیار عمیقی دارد اما اتفاق جالب این است که این گروه که معمولا به لحاظ تکنولوژیک همیشه چند گامی عقب تر از سطح کلی جامعه حرکت میکردند این بار، هرچند با کمی تاخیر اما بسیار سریع تر از پیش به جرگه این موج تکنولوژیک و سوشال نت ورک ها پیوستند و به واسطه پدیده کپی کردن موفق به انتشار و انتقال فرهنگ خاص خود به اقشار بیشتری از جامعه شدند و این حرکت به قدری به آرامی پیش می رود که گه گاه شناسایی آنها را از گروه بعد دشوار میکند
قشر سوم گروه ادعاهای بی شمار هستند با ظاهری زیبا و عمقی ناچیز. در این گروه حفظ ظاهر در دنیای مجازی و در ارتباط با ویزیتورهایی که شناختی از آنها ندارند اهمیت بسیار دارد، خصوصیت بسیار بارز در این گروه استفاده از عکس هایی با ژست های نسبتا تکراری و شبیه به هم و استفاده از سخنان مشاهیر ،دانشمندان، شاعران،هنرمندان و … میباشد که این روند به واسطه فرایند کپی پِیست به خوبی فراهم میشود. این گروه عموما اطلاعات درستی در زمینه افرادی که حرفهایشان را منتقل میکنند ندارند و یا حتی آنها را نمیشناسند. بیش از 90% آنها تنها از مطالب شِیر شده توسط دیگران استفاده میکنند و اصولا از خودشان حرفی برای گفتن ندارند.این گروه با ظاهری زیبا و حرفهایی فریبنده که اثری از آن حرفها در زندگی و رفتارشان موجود نیست به مراتب خطرناک تر از دیگر گروه ها هستند

گروه دیگری که میتوان به آن اشاره کرد غالبا افرادی را شامل میشود که به لحاظ معلومات در سطح بالاتری از افراد ذکر شده قرار می گیرند.کم تر مطلب به اشتراک میگذارند و بیشتر مطلب میخوانند،مطالب این گروه از افراد کم تر مورد توجه عوام واقع می شود و در دنیای خود با و یا بدون دغدغه دیگرانِ مجازی مشغول گذران روزگار میباشند

و در نهایت گروه پنجم که شامل افرادی میشود که در این محیط حضور دارند اما به هیچ عنوان دیده نمیشوند کسانی که به دلایل مختلف نقش ناظر را در این دنیا ایفا میکنند و نبودنشان به هیچ عنوان به معنای بی اطلاعی آنها از این دنیای مجازی نیست زیرا که بر عکس معمولا همه چیز را از دور نظاره میکنند بدون اینکه اثری از خود بر جای بگذارند. این گروه در زمان مناسب از اطلاعات بدست آمده استفاده لازم را میبرند

احتمالا به گروه های فوق هنوز می توان چند موردی نیز اضافه کرد و نتیجه همه این دسته بندی های ساده میشویم ما چند میلیارد آدمی که هر یک جایی در دل این گروه ها اشغال میکنیم. در حال جستجو بودم برای یافتن لغتی مناسب حال و احوال متن فوق که به واژه کپی ایسم یا کپی میسم برخوردم که در عین حال که ارتباطی با مطلب مورد نظر داشت اما در واقع چیز دیگری بود

کپی میسم آئین جدیدیست که توسط دولت سوئد به رسمیت شناخته شده و آنها اولین کلیسای خود را نیز در سوئد راه اندازی کرده اند.بر اساس قوانین این کلیسا نشر اطلاعات و انتشار آن امری مقدس است و هیچ مانعی برای این کار وجود ندارد.آنها اصولا هیچ اعتقادی به “کپی رایت” ندارند. عکس زیر و شُرت کات های کپی پِیست سمبل مقدس آنها محسوب می شود.

نویسنده: فریبرز میرکبیری

متخصص عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی فشن، عکاسی مواد غذائی، عکاسی مدلینگ، عکاسی برندینگ، عکاسی طلا

, ,

Maurizio Lodi

توت فرنگی

استاد مائوریتزیو لودی از اساتید نام آشنای ایتالیایی در زمینه عکاسی پکیجینگ و فود میباشد که سابقه همکاری با برخی برندهای بین المللی رادر طول سابقه کاری خود دارد. با توجه به قرار داد انجام شده استاد لودی روند و نمونه کارهای انجام شده در این استودیو را از لحاظ فنی و کیفی تایید نموده و از این پس شرکتها میتوانند در صورت تمایل هرگونه فعالیت و اجرای هرگونه پروژه عکاسی در زمینه های پکیجینگ و فود (موادغذایی) را با حضور شخص جناب لودی در ایران داشته باشند و کلیه همکاری های مشترک ایشان در ایران با هماهنگی فریبرز میرکبیری انجام شده و نماینده و مسئول رسمی ایشان در ایران میباشند

http://www.ubikmauriziolodi.it

نویسنده: فریبرز میرکبیری

متخصص عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی فشن، عکاسی مواد غذائی، عکاسی مدلینگ، عکاسی برندینگ، عکاسی طلا

, ,

نقش عکاسی دیجیتال در تبلیغات و مارکتینگ

روز شنبه برای سمیناری با دو موضوع “عکاسی با موبایل و سلفی” و”نقش عکاسی دیجیتال در تبلیغات و مارکتینگ” در نمایشگاه بین المللی تهران هستم.

ورود برای عموم آزاد است.

http://www.itdmex.ir/index.php/fa/m-3/123-co-2
 

نویسنده: فریبرز میرکبیری

متخصص عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی فشن، عکاسی مواد غذائی، عکاسی مدلینگ، عکاسی برندینگ، عکاسی طلا

, ,

اولین کنفرانس عکاسی فشن

اولین کنفرانس عکاسی فشن به سخنرانی فریبرز میرکبیری و جلال سپهر و با حضور بیش از 350 نفر عکاس از سراسر ایران در شهر مشهد برگزار شد.

480_7_94a131ee-7e98-44c8-a8db-19e9a63f7348_8-001-001 - Copia

نویسنده: فریبرز میرکبیری

متخصص عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی فشن، عکاسی مواد غذائی، عکاسی مدلینگ، عکاسی برندینگ، عکاسی طلا