نوشته‌ها

, , , , , , ,

تقویم پیرللی و تاثیر آن در دنیای مد

تقویم پیرِللی یکی از معروفترین و با پرستیژ ترین تقویم های دنیاست که سالیان سال هر ساله منتشر میشود.این تقویم که در دهه 60 برای اولین بار توسط دفتر بخش انگلیس شرکت پیرللی منتشر شد به مرور تبدیل به معیاری برای شناخت بهترین عکاسان هر دوره و همچنین بهترین مدل ها شده است.

دلیل این اتفاق تعداد بسیار محدود چاپ شده از این تقویم میباشد و اینکه این تقویم به هیچ عنوان به فروش نمیرسد و تنها از طریق این شرکت هر ساله به تعدادی از شخصیت های معروف و به اصطلاح “وی.آی.پی” اهدا میشود.

انتخاب امسال (2015) این تقویم معروف عکاس مد و فشن به نام “استیون مِیزل” است که در سال های اخیر کارهای بسیاری با مجله وُگ ایتالیا انجام داده است.

نکته جالب توجه این است که با توجه به اینکه در سال های اخیر و به خصوص سال گذشته استفاده از مدل های به اصطلاح “کوروی” کمی چاق و توپر در آمریکا باب شده است امسال یکی از مدل های این تقویم “کاندیس هوففین” یک مدل کوروی است که برای اولین بار در تاریخ این تقویم اندامی خارج از استاندارد های مدلی دارد.

نویسنده: فریبرز میرکبیری

, , ,

آلکس وب و دنیای عکاسی

آلکس وب یکی از عکاسان به نام و درجه یک آژانس مشهور مگنوم است یکی از کسانی که با دیدن عکس هایش بهت زده به فکر فرو میروی. زاویه دید خاص و منحصر به فرد او در کادر بندی ها و کمپوزیسیون دقیق او فراموش ناشدنیست. یک بخش مهم در عکس های او که همیشه من را مجذوب خود کرده است استفاده بی نظیر او از سایه ها است به طریقی که باعث ایجاد فضاهایی فانتزی شده و هر بیننده ای را ناچار به توقف و سعی در درک کردن عکس میکند

foto-1

فریم های بی نظیر او معمولا کادری شلوغ و پر را به تصویر میکشند که در انها هر اِلمانی درست سر جای خود قرار دارد و گویی شاتر درست  لحظه پیش از روی دادن اتفاقی بزرگ را ثبت نموده است

foto-2

خصوصیت بارز عکس های او این است که چشم در تصویر شروع به جستجو میکند و ناخودآگاه روی هر کدام از اِلمان های تصویر مکث نموده و آنرا مز مزه میکند و در نهایت به تمام نقاط تصویر سرک میکشد

foto-3

خصوصیت منحصر به فرد دیگر او تقسیم کردن کادر عکس به دو قسمت است، دو بخشی که در نهایت گویی هر یک داستانی متفاوت از دنیاهایی موازی و انسان هایی که از حضور هم به کلی بی خبر هستند را بیان میکند

foto-6

و در نهایت مجموعه عکس های زیبای او که در مرز آمریکا و مکزیک گرفته شده است عکس هایی که مانند تصویر زیر لحظه ویران شدن رویای مرد مکزیکی را نشان میدهد که درست روی مرز دستگیر میشود. نور غروب و دشت پر از گلهای زرد رنگ و نگاه خیره به انتها و نا امید مرد تصویری بی نهایت عمیق و خاص را به وجود آورده اند

foto-11

نویسنده: فریبرز میرکبیری

, , , ,

منم میتونم مدل بشم؟!

بحث مدلینگ و مدل شدن در ایران بسیار داغه و تقریبا هر کسی که بهم میرسه ازم میپرسه که آیا میتونه مدل بشه و یا اینکه برای رسیدن به این هدف چه کار باید کرد، اینکه آیا کلاسی برای این کار وجود داره و سوال هایی از این قبیل.

قصد دارم از این به بعد توی این وبلاگ کمی هم درباره مدلینگ و مدل شدن بنویسم شاید کمکی به بعضی از علاقمندان به این رشته بکنه. به خاطر سوء استفاده هایی که در این باره دیدم مجبورم درباره بعضی موارد خیلی رُک حرف بزنم و امیدوارم این باعث کدورت کسی نشه.

  • اولین توضیحی که لازمه بدم (و توی خیلی از کلاس ها و سمینارها هم عنوان کردم) اینه که مدلینگ یعنی مدلی کردن و اصولا هیچ زیر شاخه ای از عکاسی به اسم مدلینگ یا مدلینگ فتوگرافی وجود نداره و عکاسی مدلینگ اصطلاح غلطیه!
  • نکته بسیار مهم اگه توی دوست و آشنا و فک و فامیل بهتون میگن “وای عزیزم تو چقدر خوشگلی” این به این معنی نیست که میتونی مدل بشی! صرفا زیبا بودن دلیل بر این نمیشه که شما توانایی و قابلیت های مربوط به این کار رو داشته باشی.
  • مدلی یک کار جدی و یک شغله مثل مکانیکی و یا لوله کشی و یا هر شغل دیگه ای و این یعنی اینکه براش باید زحمت کشید و تجربه کسب کرد و این امکان وجود نداره که یک روزه بشه مدل شد. کاری به این ندارم که هنوز توی ایران همچین دیدی نسبت به این کار وجود نداره و اینکه بعضی در ظاهر عکاسی و صرفا به خاطر اینکه بتونن با یه دختر رابطه ای برقرار کنن حاضر هستن هر کسی که شرایطشون رو بپذیره به عنوان مدل انتخاب کنن. این در حالیه که مسلما استانداردهای سفت و سختی برای انتخاب یک مدل وجود داره.
  • توصیه اکید میکنم در هیچ کلاسی که تحت این عنوان برگزار میشه شرکت نکنید چون همه شون بیخود هستن! توی کشوری که اصولا چیزی به اسم مدل حرفه ای وجود نداره انتظار دارید که چه کسی و چه چیزی رو بهتون آموزش بده؟!! این کلاس ها غیر از اینکه پولتون رو هدر بدید و ذهنتون راجع به مدلینگ خراب بشه و بخصوص باعث بشن کلا توی راه اشتباه قرار بگیرین چیزی براتون ندارن.
  • اگر کسی بهتون پیشنهاد همکاری داد و کلی ازتون تعریف کرد که میتونه شما رو تبدیل به یک مدل معروف کنه و اینکه عکس هاتون رو تو فلان مجله و یا فلان تبلیغ استفاده کنه اما چون شما هنوز حرفه ای نیستین لازمه که 3 میلیون تومان یا حتی 100 هزار تومان بابت اون بپردازید مختار هستید که این پول رو بدید اما مطمئن باشید که هیچ وقت یک عکاس حرفه ای ازتون همچین تقاضایی نمیکنه و حتی اگه یک بار هم عکسی از شما جایی چاپ بشه مطمئنا این شما رو تبدیل به یک مدل نمیکنه!!!
  • مسلما برای اینکه بتونید خودتون رو به جایی و یا عکاسی معرفی کنید نیاز به یک بوک حرفه ای دارید و این احتمالا تنها بخشیه که اگه تمایل به داشتن یک کار خوب و با یک عکاس خوب دارید باید بابتش پول بپردازید و کارهایی که مجانی با عکاس ها انجام میدید اصولا به درد این بوک نمیخورن.

در آخر باز هم تاکید میکنم مدلی یک حرفه است و اگر میخوای موفق باشی باید بابتش وقت بذاری و بهش جدی نگاه کنی. موفق باشید.      

نویسنده: فریبرز میرکبیری

متخصص عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی فشن، عکاسی مواد غذائی، عکاسی مدلینگ، عکاسی برندینگ، عکاسی طلا

,

دومین سال همکاری با مجموعه حس خوب زندگی

نگاتیو استودیو افتخار دارد که برای دومین سال متوالی با مجموعه حس خوب زندگی همکاری دارد. نمونه کارهای جدید این مجموعه به زودی بر روی سایت قرار خواهد گرفت

3k5a0272

نویسنده: فریبرز میرکبیری

متخصص عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی فشن، عکاسی مواد غذائی، عکاسی مدلینگ، عکاسی برندینگ، عکاسی طلا

, ,

جملاتی که در عکاسی هرگز به کار نبریم

دوربین عکاسی
  • عکس سیاه و سفید رو ترجیح میدهم.
  • یک دوربین جدید (نیکون یا کانن) گرفتم که عکس های فوق العاده ای میگیره.
  • هیچ وقت به مدل تون نگید حالا یه ژستی بگیر!
  • روز خوبیه دنبال یکی میگردم واسه عکاسی!
  • عکس های من خوب نمیشن چون خوش شانس نیستم که اون لحظه مناسب برسم.
  • عکاسی کردن از مدل های حرفه ای خیلی راحته اما ما که تو ایران متاسفانه مدل حرفه ای نداریم!
  • بعدا توی فتوشاپ درستش میکنیم!!!!
  • اگه منم وسایل درست داشتم بهتر از اون عکس میگرفتم!! (منظور عکاسیه که عکس هاش رو دارید میبینید)
  • همه چیز رو جور کردم یه لوکیشن عالی و یه مدل خوب کسی از دوستات رو نمیشناسی که بتونه مدل رو مجانی آرایش کنه!
  • حیف که نورخوب ندارم اگه نه عکس خوبی میگرفتم!!!

نویسنده: فریبرز میرکبیری

, , ,

Finding Vivian Maier

در جستجوی “وی ویِن مایر”

داستان “وی ویِن مایر” بیشتر به سناریوی یک فیلم شبیه است و همین در ابتدا باعث شد که برایم خیلی باور کردنی نباشد، اما بعد از مدتی دیدن عکس ها و تحقیق و خواندن مطلب، بیشتر به او علاقه مند شدم و هر تکه از داستانش و دیدن عکس های فوق العاده اش برایم تبدیل به یک اشتیاق خاموش نشدنی شد. احتمالا اگر یک تصادف رخ نمیداد هیچ یک از ما خبری از این عکاس به نام که نامش در کنار کسانی مثل Diane Arbus , Robert Frank , Weegee قرار گرفت رو نداشتیم

داستان زمانی شروع شد که در سال 2007 “جان مالوف” توی یک حراج وسائل خانگی چمدانی پر از نگاتیو را به قیمت 380 دلار خریداری کرد به این امید که شاید بتواند از عکس های آن برای تحقیقاتش درباره ناحیه ای در شیکاگو، جایی که در آنجا به عنوان یک مشاور مسکن کار میکرد استفاده کند. این چمدان حاوی چیزی حدود 100.000 نگاتیو و حلقه فیلم ظاهر نشده و همچنین حدود 150 عدد فیلم 8 و 16 میلیمتری بود، که متاسفانه برای کاری که او در نظر داشت به هیچ عنوان مناسب نبود و به همین خاطر آنها را به کناری گذاشت و فراموششان کرد

عکس ها متعلق به خانمی به اسم “وی ویِن مایر” بود .او در سال 1926 در نیویورک متولد شد و مدتی بعد به دلیل فرانسوی بودن مادرش چند سالی را در دهکده زادگاه او می گذراند. او در 1951 مجددا به آمریکا بازمیگردد و در شیکاکو به عنوان پرستار بچه شروع به کار می کند. اطلاعات زیادی از زندگی او در دست نیست. او زنی تنها، مجرد و مرموز بود که هیچ وقت ازدواج نکرد و در طول زندگی دوستان بسیار کمی داشت. خصوصیت اصلی او یک دوربین عکاسی Rolleiflex بود که همیشه به گردن داشت. تنها چیزی که دوستانش از او به یاد دارند این است که او مدام در حال عکاسی کردن بود اما عکس ها را به هیچ کس نشان نمیداد

PSIFF-FINDING-VIVIEN-MAIER

راز کشف کردن “وی ویِن” و شروع این داستان این بود که او به خاطر بی پولی در سن بالا دیگر امکان پرداخت اجاره انباری که وسائل و نگاتیو هایش را در آنجا نگه داری میکرد نداشت و طبق قوانین آمریکا در چنین مواردی صاحب انبار اجازه بازکردن و به حراج گذاشتن جنس های آن را دارد و این اتفاقی بود که رخ داد. در واقع وی ویِن در سال 2007 زنده بود و بی خبر از این ماجرا

او در سال 2008 بر اثر لیز خورن روی یخ و شکستگی به بیمارستان منتقل می شود اما بعد از چند روز و با اصرار خودش به خانه باز میگردد. او بعد از این حادثه دیگر نمیتواند به زندگی عادیش برگردد و در نهایت در آپریل 2009 فوت میکند

 

جان مالوف بعد از اتمام کتابش دوباره سراغ نگاتیو ها میرود و چندتایی از آنها را چاپ میکند. او هیچ تخصصی از عکاسی ندارد اما به نظرش میرسد که اینها عکس های خوبی هستند و برای امتحان هم که شده تعدادی از آنها را روی سایت “فلیکر” آپلود میکند و ظرف چند هفته با استقبال بی سابقه ای روبرو میشود و این اتفاق باعث میشود که دنیا به سرعت با “وی ویِن مایر” آشنا بشود

بعد از این داستان مانند اکتشاف یک نقشه گنج پیش میرود و به مرور عکس های بیشتری از او چاپ میشوند و در نهایت تمامی روزنامه ها و مجلات معروف دنیا درباره این عکاس مرموز صحبت میکنند. دو فیلم تحقیقاتی درباره زندگی این پرستار بچه ساخته میشود و عکس هایش در معروف ترین گالری های جهان به نمایش گذاشته میشوند، و همه اینها با عکس هایی که حتی خود او هم یک بار در زندگیش ندیده بود

vivmaier3گویا عکس و عکاسی در دنیای امروز دیگر سحر انگیز بودنش را از دست داده است، در دنیایی زندگی میکنیم که اطراف ما مملو از عکس هاییست که هیچ اثری در ما نمیگذارند. در دنیایی که همه چیز در آن به سرعت اتفاق میفتد، دیدن عکس های او باعث میشود یاد زمانی بیفتیم که نگاه کردن به برخی عکس ها زمان را در ما متوقف میکرد. عکس های او این حس لذت بخش غرق شدن در عکس را به خوبی منتقل میکنند. نگاه کردن به سلف پرتره های زیبای او باعث میشود خودمان را در دنیای او بیابیم و چند لحظه ای جهان را از دید او نگاه کنیم. در آن نگاه عجیب و خیره به دوربین همراه با حس اعتماد و نوعی بی تفاوتی غرق شویم، دنیایی که با نگاه کردن به بازتاب تصویرش توی آینه ها و یا شیشه مغازه ها میتوانیم حس لذت بخشی را روی پوستمان احساس کنیم و به جای آن، سنگینی و پوچی دیدن میلیون ها عکس سلفی که هر روز روی اینستاگرام گذاشته میشوند را به فراموش بسپاریم

عکس های مایر که با استفاده از دوربین Rolleiflex گرفته شده اند(به خاطر دید و کادربندی از بالای این دوربین) باعث این شده که او مانند یک شاهد نامرئی بتواند بازتاب اتفاقات دنیای اطرافش را بدون اینکه ردی از خودش به جای بگذارد به خوبی ثبت کنه. در بسیاری از سلف پرتره هایش او مانند یک روح ظهور میکنه و مثل سایه ای خودش رو به زندگی دیگران وارد میکند و عجیب نیست که در میان صحبتهای دوستانش میشنویم که در مقابل غریبه ها از اسامی مستعار استفاده میکرده و همیشه سعی داشته که اسمش را به غریبه ها فاش نکند و در میان تعجب دوستانش که دلیل این کار را از او میپرسیدند جواب میداده : “من یک جاسوس هستم

vivianmaier5

مستند ساخته شده درباره او از ماه آپریل 2014 در بسیاری از شهرهای دنیا به نمایش در آمد و با استقبال فراوان عمومی مواجه شد. بدون شک این فیلم برای مدتها در ذهن بیننده باقی میماند اما همزمان نقاط ابهام زیادی از زندگی شخصی و منزوی بودن وی و یا دلیل عدم داشتن یک رابطه عاطفی را در بیننده به عنوان یک سوال کلیدی باقی میگذارد

Vivian Maier / Jeu de Paume

Vivian Maier / Jeu de Paume

Finding Vivian Maier on YouTube

در انتها تنها چیزی که میتوان اضافه کرد این است که “وی ویِن مایر” در واقع نه یک عکاس تنها و منزوی  بلکه یک کلکسیونر لحظه های زندگی دیگران بود

Sources: www.Vogue.it , www.panorama.it , www.ilpost.i

VM1953W00034-03-MC

نویسنده: فریبرز میرکبیری